ر-م-ی

« Back to Glossary Index

معنای واژه «رَمَى»

  • «رَمَى» فعل عربی به معنی «پرتاب کرد»، «افکند»، «انداخت» است. در کارکردهای مختلف می‌تواند معنای «تیر انداخت»، «سنگ پرتاب کرد»، «به چیزی نسبت داد/متهم کرد»، «به سوی چیزی نشانه رفت»، «به دور انداخت»، «رها کرد»، «به هدف زد» را بدهد.
  • در بافت‌های دینی و فقهی: «رَمی جَمَرات» یعنی سنگریزه انداختن به ستون‌های نمادین شیطان در مناسک حج.
  • در زبان روزمره: می‌تواند «پرتاب کردن» هر شیء، یا «نسبت دادن» اتهام/سخن به کسی را بیان کند.
  • در معنای مجازی: «رَمَى الكلامَ» یعنی سخنی را رها کردن/پرتاب کردن؛ «رَمَى فلاناً بالتُّهْمة» یعنی کسی را به اتهام نسبت داد؛ «رَمَى إليه نَظْرَه» یعنی نگاهش را به سوی او انداخت.

کاربردهای واژه در زبان عربی (نمونه‌ها)

  • رَمَى الحَجَرَ: سنگ را پرتاب کرد.
  • رَمَى القَوْسَ: تیر انداخت (با کمان).
  • رَمَى الجَمَراتِ: جمرات را رمی کرد (مناسک حج).
  • رَمَى النُّفوسَ بالشكِّ: دل‌ها را به شک انداخت (بر انگیخت).
  • رَمَى فُلاناً بالتُّهْمَةِ: فلانی را به اتهام نسبت داد/متهم کرد.
  • رَمَى كَلِمَةً: کلمه‌ای را به زبان انداخت/گفت.
  • رَمَى نَفْسَهُ في الهَلَكَةِ: خود را به هلاکت انداخت.
  • رَمَى إلى السُّكونِ: به سوی آرامش گرایید (کمتر رایج، در متون ادبی).
  • يُقال: «رَمَيْتُهُ عن القَصْد» یعنی بدون هدف روشن به سویش پرتاب کردم/تیر انداختم.

ویژگی‌های دستوری (صرف و نحو)

  • ریشه ثلاثی: ر-م-ى (واژه «رَمَى» فعل ماضی ثلاثی مجرد، باب «فَعَلَ» با یای اعلال در آخر).
  • لازم/متعدی: غالباً متعدی است («رَمَى الشيءَ»)، اما با حروف اضافه نیز می‌آید (رَمَى إلى، رَمَى على، رَمَى بـ).
  • تعدیه:
    • با مفعول مستقیم: رَمَى الحَجَرَ.
    • با حرف «بِـ» برای ابزار/مفعول دوم: رَمَاهُ بالحَجَرِ (او را با سنگ زد/به سوی او سنگ انداخت).
    • با «إِلَى» برای جهت: رَمَى إلى الهَدَفِ.
    • با «على» در برخی لهجه‌ها/کاربردها: رَمَى عليه التُّهْمَةَ.
  • اعلال و ابدال: چون «یائی» است، در مضارع و مشتقات، یاء در آخر ظهور دارد یا حذف/قلب می‌شود.

صرف فعل رَمَى

  • ماضی (مرفوع): رَمَى، رَمَتْ (مؤنث)، رَمَيْتُ، رَمَيْتَ، رَمَيْتِ، رَمَوْا، رَمَيْنَا، رَمَيْتُمْ، رَمَيْتُنَّ.
  • مضارع: يَرْمِي، تَرْمِي، أَرْمِي، نَرْمِي؛ جمع: يَرْمُونَ، يَرْمِينَ (برای مؤنث).
  • امر: اِرْمِ (مفرد مذکر/مؤنث؛ با کسر برای تسهیل)، اِرْمُوا (جمع مذکر)، اِرْمِينَ (جمع مؤنث).
  • مصدر: رَمْيٌ.
  • اسم فاعل: رَامٍ (با تنوین کسر، نکره: رَامٍ؛ معرفه: الرَّامِي).
  • اسم مفعول: مَرْمِيّ.
  • صیغه‌های مزید:
    • رَمَّى (باب تفعیل): تکثیر/شدت در پرتاب: «رَمَّى الحجارةَ» یعنی بسیار سنگ پرتاب کرد یا پی‌درپی.
    • أَرْمَى (باب إفعال): به ندرت؛ معنای سببی/دلالت بر انداختن.
    • تَرَامَى (باب تفاعل): به سوی هم پرتاب کردند؛ یا «تَرَامَى إلى أسماعِهِ الخبرُ» خبر به گوشش رسید (به او افتاد).
    • اِسْتَرْمَى (استفعال): کمتر رایج؛ طلبِ رمی یا طلب هدف‌گیری.
  • جمع/اسم مکان/زمان:
    • مَرْمًى (با فتح میم و سکون راء، گاه با تنوین): جای پرتاب یا محل برخورد؛ همچنین هدف/نشانه.
    • مَرْمَى (با الف مقصوره در آخر، رایج در عربی معاصر به معنی «دروازه» در فوتبال: «المرمى»).
  • مشتقات مرتبط: رِمايَة (رشته تیراندازی)، رَامٍ (تیرانداز)، مَرْمًى/مَرْمَى (هدف/دروازه/محل پرتاب)، مَرْمِيّ (پرتاب‌شده).

نکات نحوی

  • تعدد مفعول: «رَمَى زيدٌ عَمْراً حَجَراً» از نظر نحوی معمولاً با «بِـ» ترجیح داده می‌شود: «رَمَى زيدٌ عَمْراً بالحَجَرِ» (فاعل، مفعول به، جار و مجرور برای ابزار).
  • حذف حرف جر: در برخی سبک‌ها «رَمَاهُ الحَجَرَ» کمتر فصیح و محل اختلاف است.
  • در معنای نسبت دادن: «رَمَى فُلاناً بالكِذْبِ/بالتُّهْمَةِ» با «بِـ» می‌آید.
  • ظرفیت مجازی با «إلى»: «رَمَى إلى السُّكونِ» گرایش به آرامش.

اطلاعات ریشه‌شناختی (اتیمولوژی)

  • ریشه سامی مشترک: در عربی ر-م-ى با معنای اصلی «پرتاب/افکندن/هدف‌گیری».
  • هم‌نیاها در زبان‌های سامی:
    • عبری: רמה (راماه/راما) در برخی تلفظ‌ها به معنی انداختن/پرتاب کردن، و نیز «רמיָה» (رمیا) در متون کهن.
    • آرامی/سریانی: ܪܡܐ (رما) با معنای مشابه «افکندن/پرتاب کردن».
  • در عربی کلاسیک، حوزه معنایی با تیراندازی و سنگ‌اندازی قوی است؛ سپس به معانی نسبت دادن گفتار/اتهام و انتقال غیرمستقیم (افکندن خبر/نگاه) توسعه یافته است.
  • پیوند با اصطلاحات فقهی و دینی: «رمي الجمار» در مناسک حج از دوره‌های کهن تا امروز.

مترادف‌ها و متضادها

  • مترادف‌های عربی (با توجه به بافت):
    • برای «پرتاب کردن»: قَذَفَ، أَلْقَى، طَرَحَ، نَبَذَ، رَوْمٌ (در برخی متون قدیم به معنی قصد و نشانه‌گیری)، دَفَعَ (در برخی سیاق‌ها).
    • برای «تیر انداختن»: نَشَّابَ (کمتر رایج به عنوان فعل)، قَصَفَ بالقوس (ادبی)، أَصابَ الهدفَ (به هدف زدن).
    • برای «نسبت دادن/اتهام»: نَسَبَ إليه، اتَّهَمَهُ، رَماهُ بالتُّهْمَةِ.
  • متضادهای عربی:
    • برای «پرتاب»: أَمْسَكَ، حَبَسَ، كَفَّ، اِحْتَفَظَ، أَمْسَكَ الشيءَ بِيَدِهِ.
    • برای «نسبت دادن/اتهام»: بَرَّأَ، نَزَّهَ، دَفَعَ التُّهْمَةَ عنه، أَثْبَتَ بَراءَتَهُ.
  • مترادف‌های فارسی:
    • برای «پرتاب کردن»: انداختن، افکندن، پرت کردن، پرتاب کردن، سنگ انداختن، تیر انداختن.
    • برای «نسبت دادن/اتهام»: متهم کردن، نسبت دادن، انگ زدن.
  • متضادهای فارسی:
    • برای «پرتاب»: نگه داشتن، در دست نگاه داشتن، حفظ کردن.
    • برای «اتهام»: تبرئه کردن، بی‌گناه دانستن، رفع اتهام.

نکات معنایی و کاربردی

  • «رَمَى» در عربی فصیح فعل پرکاربردی است که لایه‌های معنایی فیزیکی (پرتاب) و استعاری (نسبت دادن، رها کردن کلام/نگاه/خبر) را پوشش می‌دهد.
  • در عربی نوین، «المرمى» به طور رایج برای «دروازه» فوتبال به کار می‌رود؛ «هدف» نیز در معنای مقصد/غایت می‌آید: «مرمى الحديثِ» یعنی مقصود سخن.
  • در سبک ادبی، ترکیب «تَرَامَى» برای «به گوش رسیدن» یا «به سوی هم افکنده شدن» رایج است: «تَرامَى إلى سَمْعِهِ نَبَأٌ».

نمونه‌های جمله (ترجمه فارسی در پرانتز)

  • رَمَى الصَّبِيُّ الحَجَرَ إلى البِئْرِ. (پسرک سنگ را به سوی چاه پرتاب کرد.)
  • رَمَى المُهاجِمُ الكُرَةَ في المَرْمَى. (مهاجم توپ را در دروازه انداخت/گل زد.)
  • رَمَى القَوْسَ فأصابَ الهَدَفَ. (تیر انداخت و به هدف زد.)
  • رَمَى الرَّجُلُ جَارَهُ بالكِذْبِ. (مرد، همسایه‌اش را به دروغگویی متهم کرد.)
  • تَرَامَى إلى أُذُنِهِ الخَبَرُ. (خبر به گوشش رسید.)
  • رَمَى كَلِماتٍ قاسِيَةً ثمَّ سَكَتَ. (کلماتی سخت به زبان انداخت و سپس سکوت کرد.)

یادداشت املایی و آوایی

  • نوشتار صحیح: «رَمَى» با الف مقصوره در آخر (یای بدون نقطه در عربی؛ در فارسی معمولاً «رما» یا «رمی» را نیاورید، شکل عربی «رَمَى» است).
  • تلفظ تقریبی: [ramā] با کشش «ا» در پایان، در لهجات ممکن است کوتاه‌تر ادا شود.
  • در فارسی‌نویسی علمی، اگر نیاز به ارجاع باشد، بهتر است همان رسم‌الخط عربی حفظ شود.

کاربرد در ترکیبات اصطلاحی

  • رمي الجِمار، رمي القُرعة (قرعه‌کشی/انداختن قرعه)، رمي السِّهام (تیراندازی)، رمي التُّهْمَة، رمي النَّظَر (افکندن نگاه)، مَرمى القَصِيدَة (مقصود قصیده).

جمع‌بندی معنایی

  • محور اصلی: «انداختن/پرتاب کردن».
  • توسعه معنایی: «نشانه‌گیری و اصابت»، «رها کردنِ گفتار/نگاه»، «نسبت دادن/اتهام».
  • بافت‌ها: دینی (حج)، ورزشی (فوتبال/تیراندازی)، حقوقی/اجتماعی (نسبت دادن اتهام)، ادبی (رسیدن خبر/افکندن نگاه).

معنای واژه «رَمَيْتَ»

  • «رَمَيْتَ» صورتِ صرفیِ فعل «رَمى» در عربی است و به‌طور دقیق: فعل ماضی، صیغهٔ دوم شخص مفرد مذکر (أنتَ) در باب ثلاثی مجرد. معنی اصلی: «تو انداختی/پرت کردی/افکندی/تیر انداختی/سنگ پرتاب کردی». در سیاق‌های خاص می‌تواند «تو نسبت دادی/اتهام زدی» یا «تو تخم پاشیدی» نیز بدهد (بسته به مفعول و بافت).

معانی و کاربردهای رایج در عربی

  • پرتاب فیزیکی:
    • رَمَيْتَ الحَجَرَ: تو سنگ را پرتاب کردی.
    • رَمَيْتَ السَّهْمَ: تو تیر را افکندی/رها کردی.
  • نسبت دادنِ گفتار/اتهام:
    • رَمَيْتَني بِالتُّهْمَةِ: مرا به اتهام نسبت دادی.
    • رَمَيْتَهُ بِالكَذِبِ: او را به دروغ‌گویی متهم کردی.
  • پاشیدن/افشاندن:
    • رَمَيْتَ الحَبَّ: تو دانه را پاشیدی.
  • دور ریختن/افکندن:
    • رَمَيْتَ الثَّوْبَ: لباس را دور انداختی.
  • کاربرد دینی/آیینی:
    • رَمَيْتَ الجَمْرَاتِ: تو جمرات را (سنگریزه) رمی کردی.
  • کاربرد مجازی:
    • رَمَيْتَهُ بِالنَّظَرِ: نگاهت را به او افکندی (به‌سوی او نگریستی).
    • رَمَيْتَ الكَلِمَاتِ: سخنانی را به‌سوی کسی پرتاب کردی (کنایه از سخن گفتن تند).

یادداشت‌های کاربردی

  • فعل «رمى» به‌طور معمول متعدی است و مفعول می‌گیرد: رَمَيْتَ الشيءَ. گاهی با حرف اضافه «بِـ» می‌آید برای تعیین «ابزار/وسیله» یا «متعلَّقِ نسبت دادن»: رَمَيْتَهُ بِالحَجَرِ (او را با سنگ زدی)، رَمَيْتَهُ بِالكِذْبِ (او را به دروغ نسبت دادی).
  • در برخی ساخت‌ها، «إلى» جهت را می‌رساند: رَمَيْتَ الحَجَرَ إلى البَحْرِ.
  • در لهجه‌ها و کاربرد عامیانه، ممکن است معنای «پرت کردن دور» یا «بی‌خیال شدن» دهد (اما صورت «رَمَيْتَ» فصیح و کتابی است).

ویژگی‌های دستوری (صرف و نحو)

  • ریشه: ر-م-ى (معرب: ر م ي).
  • باب: ثلاثی مجرد (فعل ناقص یائی).
  • صیغهٔ «رَمَيْتَ»: ماضی معلوم، شخص دوم مفرد مذکر.
  • اعراب/بنا: فعل ماضی مبنی بر السکون لاتصال تاء الفاعل؛ «رَمَيْتْ + تَ»، تلفظِ درست: ra-may-ta.
  • ضمیر فاعلی متصل: «تَ» برای أنتَ.
  • هم‌خانواده‌های صرفی:
    • ماضی: رَمَى، رَمَتْ، رَمَوْا، رَمَيْنَ، رَمَيْتُ، رَمَيْتِ…
    • مضارع: يَرْمِي، تَرْمِي، أَرْمِي، نَرْمِي.
    • امر: ارْمِ (به مخاطب مفرد مذکر).
    • مصدر: رَمْيٌ.
    • اسم فاعل: رامٍ.
    • اسم مفعول: مَرْمِيّ.
    • صفتِ مشبّه/نَسَب: مَرْمِيّ به‌معنای «پرتاب‌شده».
  • تعدّی:
    • متعدی به مفعول صریح: رَمَيْتَ السَّهْمَ.
    • با حرف جر «بِـ»: رَمَيْتَهُ بِالحَجَرِ.
    • معنای نسبت‌دادن: رَمَيْتَهُ بِالتُّهْمَةِ.
  • نکتهٔ واجی: در اشتقاق ناقص یائی، در ماضی هنگام اتصال ضمائر تأنیث/تکلم/مخاطب، «ي» پایانی باحرکت می‌آید: رَمَيْتَ، رَمَيْتُ، رَمَيْتِ.

اطلاعات ریشه‌شناختی (اتیمولوژی)

  • ریشهٔ سامی مشترک ر-م-ي در زبان‌های سامی به معنای «پرتاب/افکندن»:
    • عربی: رمى (رَمْيًا).
    • عبری باستان: رמה/ירה (به‌ویژه יָרָה برای «تیر انداختن»).
    • آرامی/سریانی: ܪܡܐ (رمى) با معنای نزدیک.
  • در عربی کلاسیک، حوزهٔ معنایی از «پرتاب فیزیکی» به «نِسبت دادن» گسترش یافته است (توسعهٔ معنایی کنایی).
  • در متون دینی: «رَمْي الجِمَار» آیین حج؛ در قرآن: «وما رميت إذ رميت ولكن الله رمى» که به دو لایهٔ کنایی/الهی اشاره دارد.

نمونه‌جملات عربی با ترجمهٔ فارسی

  • رَمَيْتَ الحَجَرَ بَعِيدًا. = تو سنگ را دور پرتاب کردی.
  • رَمَيْتَهُ بِالكِذْبِ. = او را به دروغ‌گویی متهم کردی.
  • لِمَاذا رَمَيْتَ الكِتابَ على الأَرْضِ؟ = چرا کتاب را روی زمین انداختی؟
  • رَمَيْتَ الجَمْرَاتِ في مِنى. = تو جمرات را در مِنا رمی کردی.
  • رَمَيْتَ البَذْرَ في الحَقْلِ. = دانه را در مزرعه پاشیدی.

مترادف‌ها و متضادها

  • عربی (برای «رَمَيْتَ» به‌اعتبار فعل رمى):
    • مترادف‌ها (بسته به معنای دقیق):
      • أَلْقَيْتَ (افکندی/انداختی)
      • قَذَفْتَ (پرتاب کردی؛ نیز نسبت ناروا)
      • طَرَحْتَ (افکندی/کنار گذاشتی)
      • رَشَشْتَ (پاشیدی؛ برای مایعات/ریزدان‌ها)
      • نَسَبْتَ (نسبت دادی)
      • اتَّهَمْتَ (تهمت زدی؛ معنای نسبت دادن منفی)
      • أَرْسَلْتَ السَّهْمَ (تیر رها کردی)
    • متضادها:
      • أَمْسَكْتَ (گرفتی/نگه داشتی)
      • اِحْتَفَظْتَ (حفظ کردی/نگه داشتی)
      • سَحَبْتَ (پس کشیدی/عقب کشیدی)
      • نَفَيْتَ التُّهْمَةَ (تهمت را نفی کردی؛ در معنای نسبت دادن)
  • فارسی:
    • مترادف‌ها:
      • انداختی
      • پرتاب کردی
      • افکندی
      • دور انداختی
      • نسبت دادی/اتهام زدی (در معنای مجازی)
      • پاشیدی (برای دانه/ریزدانه)
      • تیر انداختی
    • متضادها:
      • گرفتی
      • نگاه داشتی/نگه داشتی
      • جمع کردی/برچیدی
      • تبرئه کردی/نسبت را نفی کردی (در معنای اتهام)

ساخت‌های نحوی رایج

  • رَمَيْتَ الشيءَ: ساخت متعدی ساده.
  • رَمَيْتَهُ بِالحَجَرِ: مفعول مستقیم + وسیله با «بِـ».
  • رَمَيْتَ إلى الهَدَفِ: جهت با «إلى».
  • رَمَيْتَ فُلانًا بِكَذا: نسبت دادن چیزی به کسی.
  • رَمَيْتَ الشيءَ عَنِ الطَّريقِ: دور کردن از مسیر (با «عن» در برخی لهجه‌ها/متون).

ترکیب‌ها و اصطلاحات

  • رَمْيُ الجِمَار: سنگ‌زدن جمرات در حج.
  • رَمْيُ القَذَائِف: شلیک/پرتاب گلوله‌ها یا موشک‌ها.
  • رَمْيٌ عَشْوَائِيّ: پرتاب/شلیک کور.
  • مَيْدَانُ الرَّمْي: میدان تیراندازی.
  • نِقَاطُ الرَّمْي: امتیازهای تیراندازی.
  • قُوَّةُ الرَّمْي: قدرت پرتاب.

تصریف کامل نمونه (فعل رمى)

  • ماضی:
    • أنا: رَمَيْتُ
    • أنتَ: رَمَيْتَ
    • أنتِ: رَمَيْتِ
    • هو: رَمَى
    • هي: رَمَتْ
    • نحن: رَمَيْنَا
    • أنتم: رَمَيْتُمْ
    • أنتن: رَمَيْتُنَّ
    • هم: رَمَوْا
    • هن: رَمَيْنَ
  • مضارع:
    • أنا: أَرْمِي
    • أنتَ: تَرْمِي
    • أنتِ: تَرْمِينَ
    • هو: يَرْمِي
    • هي: تَرْمِي
    • نحن: نَرْمِي
    • أنتم: تَرْمُونَ
    • أنتن: تَرْمِينَ/تَرْمِينَ (لهجه/املاء)
    • هم: يَرْمُونَ
    • هن: يَرْمِينَ
  • امر:
    • للمفرد المذکر: ارْمِ
    • للمفرد المؤنث: ارْمِي
    • للمثنى: ارْمِيَا
    • للجمع المذکر: ارْمُوا
    • للجمع المؤنث: ارْمِينَ
  • مصادر واسم‌ها:
    • مصدر: رَمْيٌ، رِمَايَةٌ
    • اسم فاعل: رامٍ
    • اسم مفعول: مَرْمِيّ
    • جمع: رُمَاة (تیراندازان)

نکات املایی و آوایی

  • نوشتار: «رَمَيْتَ» با یای ساکن قبل از «تَ». حرکت‌ها: رَ (فتح)، مَی (سکون یاء پس از فتحِ میم + همزه ندارد)، تَ (فتح).
  • در خوانش تجویدی/فصیح: ra-may-ta.
  • در وقف، چون متصل به ضمیر است، وقف نمی‌شود مگر با قطع جمله.

تفاوت‌های معنایی با افعال نزدیک

  • ألقى: بیشتر «انداختن/افکندن» بی‌نیاز از هدف‌گیری دقیق.
  • قذف: بار سنگین‌تر و رسمی‌تر؛ هم «پرتابِ قوی/از فاصله» و هم «نسبتِ ناروا (قذف)».
  • طرح: «افکندن/روی زمین انداختن/کنار گذاشتن»؛ بار محاوره‌ای و گسترهٔ وسیع.
  • رمى: هستهٔ معنایی «پرتاب به‌سوی هدف» + توسعهٔ کنایی «نسبت دادن».

معادل‌های فارسی برای ساخت «بـ»

  • رَمَيْتَهُ بِالحَجَرِ = او را با سنگ زدی/به سویش سنگ پرتاب کردی.
  • رَمَيْتَهُ بِالتُّهْمَةِ = به او اتهام زدی.
  • رَمَيْتَ البِذَارَ بِاليَدِ = بذر را با دست پاشیدی.

جمع‌بندی کوتاه

  • «رَمَيْتَ» یعنی «تو پرتاب کردی/انداختی»؛ فعل ماضیِ ریشهٔ ر-م-ى، صیغهٔ أنتَ.
  • حوزهٔ معنا: پرتاب فیزیکی، نسبت دادن (اتهام/صفت)، پاشیدن، افکندن.
  • ساخت‌های رایج: مفعول مستقیم؛ یا با «بِـ» (وسیله/نسبت) و «إلى» (جهت).

Verb (form I) – to throw, to accuse

(4:112:7) yarmithrowsوَمَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا
(8:17:7) ramaytayou threwوَمَا رَمَيْتَ
(8:17:9) ramaytayou threwإِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ
(8:17:12) ramāthrewوَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ
(24:4:2) yarmūnaaccuseوَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً
(24:6:2) yarmūnaaccuseوَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ
(24:23:3) yarmūnaaccuseإِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ
(77:32:2) tarmīthrows upإِنَّهَا تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ
(105:4:1) tarmīhimStriking themتَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ

Nach oben scrollen