| ریشهٔ ثلاثی (أ ف ك) در قرآن ۳۰ بار آمده است و در چهار صورت صرفی بهکار رفته است: | ||||||
۱۶ بار بهصورت فعل باب اوّل اُفِكَ (أُفِكَ) (منحرف شد، دگرگون گردانده شد، از حقیقت برگردانده شد) | ||||||
۹ بار بهصورت اسم إِفْك (دروغ بزرگ، تهمت، وارونهساختن حقیقت) | ||||||
۲ بار بهصورت اسم فاعل مبالغه أَفَّاك (دروغپرداز بسیار، تهمتزن) | ||||||
۳ بار بهصورت اسم فاعل باب هشتم مُؤْتَفِكَة (شهرهای واژگونشده، آبادیهای زیرورو شده) | ||||||
| المُؤْتَفِكَةَ المُؤْتَفِكَةَ شکلِ منصوبِ واژهٔ المُؤْتَفِكَة است. این واژه در عربی کلاسیک، بهویژه در قرآن، برای اشاره به آبادی یا شهرِ واژگونشده و نابودشده به کار میرود. معمولاً منظور از آن، شهرهای قوم لوط است که بنا بر روایت قرآنی، زیرورو و نابود شدند. نمونهٔ قرآنی: وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَىٰ اطلاعات ریشهشناختی این واژه از ریشهٔ سهحرفیِ عربی أ ف ك گرفته شده است. فعل آن:
المُؤْتَفِكَة اسم فاعل مؤنث از باب افتعال است و در معنای لفظی یعنی:
ریشهٔ أفك همچنین با مفاهیمی چون برگرداندن از حقیقت، وارونهکردن و دروغ/افترا پیوند دارد؛ از همین ریشه واژهٔ إفك به معنای «دروغ بزرگ و وارونهنمایی حقیقت» نیز آمده است. سه مترادف
سه متضاد
Active participle (form VIII) -overturned cities
|
افکمعنای لغوی: معنای اصطلاحی: مثال: کذبمعنای لغوی: معنای اصطلاحی: ویژگیهای کذب:
فرق افک و کذب:
خلاصه
|
