034-027-045-سبأ

« Back to Glossary Index
بگو به من بنمایانید، آیا دانش و اطلاع و قدرتی را که الله دارد، آنهائی دارند که شما آنان را بصورت، شریک به الله چسبانده اید، تصدیق میکنید که هرگز و بلکه فقط الله است آن پر قدرت با حکمت (۲۷)
قُلْ أَرُونِيَ الَّذِينَ أَلْحَقْتُمْ بِهِ شُرَكَاءَ ۖ كَلَّا ۚ بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

بگو: کسانی را که به او شریکانی ملحق کرده‌اید به من نشان دهید. هرگز چنین نیست؛ بلکه او الله توانای شکست‌ناپذیر و حکیم است.

قُلْ أَرُونِيَ الَّذِينَ أَلْحَقْتُمْ بِهِ شُرَكَاءَ

بگو: کسانی را که به او شریکانی ملحق کرده‌اید، به من نشان دهید.

قُلْ: از ریشهٔ «ق‌و‌ل»؛ فعل امر، دوم‌شخص مفرد مذکر، به معنای «بگو».

أَرُونِيَ: از ریشهٔ «ر‌أ‌ی»؛ فعل امر، دوم‌شخص جمع مذکر، به معنای «به من نشان دهید». «نِ» ضمیر متصل در نقش مفعول غیرمستقیم، به معنای «به من» است.

الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ به معنای «کسانی که».

أَلْحَقْتُمْ: از ریشهٔ «ل‌ح‌ق» و باب إفعال؛ فعل ماضی، دوم‌شخص جمع مذکر، به معنای «ملحق کردید، پیوست دادید».

بِهِ: «بِـ» حرف جر، به معنای «به، با»؛ «هِ» ضمیر متصل، سوم‌شخص مفرد مذکر، به معنای «او»؛ در اینجا یعنی «به او»، یعنی الله.

شُرَكَاءَ: جمع «شَرِيك»؛ اسم، به معنای «شریکان»؛ مفعول دومِ «أَلْحَقْتُمْ» و منصوب است.


كَلَّا

هرگز چنین نیست.

كَلَّا: حرف ردع و نفی؛ برای ردّ و انکار سخن پیشین یا جلوگیری از پندار نادرست؛ به معنای «هرگز چنین نیست»، «نه، چنین نیست».


بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

بلکه او الله، توانای شکست‌ناپذیر و حکیم است.

بَلْ: حرف اضراب؛ برای روی‌گرداندن از سخن پیشین و بیان حقیقت درست؛ به معنای «بلکه».

هُوَ: ضمیر منفصل، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ به معنای «او»؛ مبتدا است.

اللَّهُ: اسم جلاله؛ مبتدا یا بدل و عطف بیان برای «هُوَ»؛ به معنای «الله»؛ مرفوع است.

الْعَزِيزُ: از ریشهٔ «ع‌ز‌ز»؛ صفت مشبهه، به معنای «توانای شکست‌ناپذیر، قدرتمند و غالب»؛ صفت برای «اللَّهُ» و مرفوع است.

الْحَكِيمُ: از ریشهٔ «ح‌ک‌م»؛ صفت مشبهه، به معنای «حکیم، دارای حکمت و صاحب تدبیر درست»؛ صفت برای «اللَّهُ» و مرفوع است.

Nach oben scrollen