| بگو به من بنمایانید، آیا دانش و اطلاع و قدرتی را که الله دارد، آنهائی دارند که شما آنان را بصورت، شریک به الله چسبانده اید، تصدیق میکنید که هرگز و بلکه فقط الله است آن پر قدرت با حکمت (۲۷) |
| قُلْ أَرُونِيَ الَّذِينَ أَلْحَقْتُمْ بِهِ شُرَكَاءَ ۖ كَلَّا ۚ بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ بگو: کسانی را که به او شریکانی ملحق کردهاید به من نشان دهید. هرگز چنین نیست؛ بلکه او الله توانای شکستناپذیر و حکیم است. قُلْ أَرُونِيَ الَّذِينَ أَلْحَقْتُمْ بِهِ شُرَكَاءَبگو: کسانی را که به او شریکانی ملحق کردهاید، به من نشان دهید. قُلْ: از ریشهٔ «قول»؛ فعل امر، دومشخص مفرد مذکر، به معنای «بگو». أَرُونِيَ: از ریشهٔ «رأی»؛ فعل امر، دومشخص جمع مذکر، به معنای «به من نشان دهید». «نِ» ضمیر متصل در نقش مفعول غیرمستقیم، به معنای «به من» است. الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ به معنای «کسانی که». أَلْحَقْتُمْ: از ریشهٔ «لحق» و باب إفعال؛ فعل ماضی، دومشخص جمع مذکر، به معنای «ملحق کردید، پیوست دادید». بِهِ: «بِـ» حرف جر، به معنای «به، با»؛ «هِ» ضمیر متصل، سومشخص مفرد مذکر، به معنای «او»؛ در اینجا یعنی «به او»، یعنی الله. شُرَكَاءَ: جمع «شَرِيك»؛ اسم، به معنای «شریکان»؛ مفعول دومِ «أَلْحَقْتُمْ» و منصوب است. كَلَّاهرگز چنین نیست. كَلَّا: حرف ردع و نفی؛ برای ردّ و انکار سخن پیشین یا جلوگیری از پندار نادرست؛ به معنای «هرگز چنین نیست»، «نه، چنین نیست». بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُبلکه او الله، توانای شکستناپذیر و حکیم است. بَلْ: حرف اضراب؛ برای رویگرداندن از سخن پیشین و بیان حقیقت درست؛ به معنای «بلکه». هُوَ: ضمیر منفصل، سومشخص مفرد مذکر؛ به معنای «او»؛ مبتدا است. اللَّهُ: اسم جلاله؛ مبتدا یا بدل و عطف بیان برای «هُوَ»؛ به معنای «الله»؛ مرفوع است. الْعَزِيزُ: از ریشهٔ «عزز»؛ صفت مشبهه، به معنای «توانای شکستناپذیر، قدرتمند و غالب»؛ صفت برای «اللَّهُ» و مرفوع است. الْحَكِيمُ: از ریشهٔ «حکم»؛ صفت مشبهه، به معنای «حکیم، دارای حکمت و صاحب تدبیر درست»؛ صفت برای «اللَّهُ» و مرفوع است. |
034-027-045-سبأ
« Back to Glossary Index
