025-063-044-فرقان

« Back to Glossary Index
و بندگانِ حقیقی آن رحمان کسانی هستند که بر زمین، میانه روی میکنند و چون نادانان به ایشان سخنی گویند، برای کوتاه شدنِ سخن، گویند، خوش باش و میروند (63)
وَعِبادُ الرَّحمٰنِ الَّذينَ يَمشونَ عَلَى الأَرضِ هَونًا وَإِذا خاطَبَهُمُ الجاهِلونَ قالوا سَلامًا

و بندگان الله کسانی هستند که با فروتنی و آرامش بر زمین راه می‌روند، و هنگامی که نادانان آنان را خطاب قرار می‌دهند، می‌گویند: «سلام.»

وَعِبادُ الرَّحمٰنِ الَّذينَ يَمشونَ عَلَى الأَرضِ هَونًا

و بندگان الله کسانی هستند که با فروتنی و آرامش بر زمین راه می‌روند.

وَ: حرف عطف؛ برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین؛ «و».

عِبادُ: جمع «عَبد»؛ اسم، مرفوع و مبتدا؛ مضاف؛ «بندگان».

الرَّحمٰنِ: اسم خاص و یکی از نام‌های الله؛ مضافٌ‌إلیه، مجرور؛ «بسیار رحمت‌گستر».

الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ در جایگاه صفت برای «عِباد»؛ «کسانی که».

يَمشونَ: از ریشهٔ «م ـ ش ـ ي»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «راه می‌روند».

عَلَى: حرف جر؛ «بر، روی».

الأَرضِ: از ریشهٔ «أ ـ ر ـ ض»؛ اسم، مجرور به «عَلَى»؛ «زمین».

هَونًا: از ریشهٔ «ه ـ و ـ ن»؛ مصدر یا اسم به معنای نرمی و آرامش؛ منصوب و در نقش قید حالت؛ «با فروتنی، آرام و بی‌تکبر».


وَإِذا خاطَبَهُمُ الجاهِلونَ قالوا سَلامًا

و هنگامی که نادانان آنان را خطاب قرار می‌دهند، می‌گویند: «سلام.»

وَ: حرف عطف؛ «و».

إِذا: ظرف زمان و حرف شرط؛ «هنگامی که، هرگاه».

خاطَبَهُمُ: از ریشهٔ «خ ـ ط ـ ب»؛ «خاطَبَ» فعل ماضی؛ «هُم» ضمیر متصل، مفعولٌ‌به، جمع مذکر؛ «آنان را خطاب کردند».

الجاهِلونَ: از ریشهٔ «ج ـ ه ـ ل»؛ اسم فاعل از «جَهِلَ»؛ جمع مذکر سالم، مرفوع و فاعل؛ «نادانان، جاهلان».

قالوا: از ریشهٔ «ق ـ و ـ ل»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «گفتند».

سَلامًا: از ریشهٔ «س ـ ل ـ م»؛ اسم مصدر؛ منصوب و در نقش مفعول مطلق یا سخن نقل‌شده؛ «سلام، سخنی مسالمت‌آمیز و دور از درگیری».

Nach oben scrollen