025-033-044-فرقان

« Back to Glossary Index
آری آنان هر ایرادی برای تو آورند، پاسخِ کاملاً صحیحِ آنرا ما به تو میگوئیم و بهترین تفسیر و توضیح را میدهیم (۳۳)
وَلا يَأتونَكَ بِمَثَلٍ إِلّا جِئناكَ بِالحَقِّ وَأَحسَنَ تَفسيرًا

و آنان برای تو مَثَلی نمی‌آورند، مگر آنکه ما حق و بهترین تبیین را برای تو می‌آوریم.

وَلا يَأتونَكَ بِمَثَلٍ

و آنان برای تو مَثَلی نمی‌آورند.

وَ: حرف عطف؛ به معنای «و».

لا: حرف نفی؛ برای نفی فعل مضارع، به معنای «نمی».

يَأتونَكَ: از ریشهٔ «أ ت ي»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر، از «أَتى» به معنای «آمدن» یا «آوردن»؛ «كَ» ضمیر پیوستهٔ مخاطب، در نقش مفعول، به معنای «تو را» یا «برای تو»؛ در اینجا «برای تو می‌آورند».

بِمَثَلٍ: «بِـ» حرف جر؛ «مَثَل» اسم مجرور، نکره و دارای تنوین کسر؛ از ریشهٔ «م ث ل»؛ به معنای «نمونه، مثال، تشبیه یا سخن عبرت‌آمیز».


إِلّا جِئناكَ بِالحَقِّ

مگر آنکه ما حق را برای تو می‌آوریم.

إِلّا: حرف استثنا؛ در این ساختار به معنای «مگر اینکه» یا «جز آنکه».

جِئناكَ: از ریشهٔ «ج ي ء»؛ فعل ماضی، اول‌شخص جمع، به معنای «آوردیم»؛ «نا» ضمیر پیوستهٔ فاعلی، به معنای «ما»؛ «كَ» ضمیر پیوستهٔ مفعولی، به معنای «تو را» یا «برای تو».

بِالحَقِّ: «بِـ» حرف جر؛ «الحق» اسم مجرور و معرفه؛ از ریشهٔ «ح ق ق»؛ به معنای «حق، حقیقت و امر ثابت و درست»؛ در اینجا یعنی «حق را» یا «سخن حق را».


وَأَحسَنَ تَفسيرًا

و بهترین تبیین را.

وَ: حرف عطف؛ به معنای «و».

أَحسَنَ: از ریشهٔ «ح س ن»؛ اسم تفضیل، منصوب؛ به معنای «بهترین» یا «نیکوترین»؛ در اینجا صفتی برای «تفسیر» است.

تَفسيرًا: از ریشهٔ «ف س ر»؛ مصدر، منصوب و نکره؛ به معنای «تبیین، توضیح و روشن‌سازی»؛ منصوب بودن آن نشان می‌دهد که بیان‌کنندهٔ نوع یا کیفیتِ آوردنِ حق است؛ یعنی «بهترین تبیین را».

Nach oben scrollen