038-054-040-ص

« Back to Glossary Index
و این روزی ای، از ما میباشد، که هرگز تمام نخواهد شد (54)
إِنَّ هٰذا لَرِزقُنا ما لَهُ مِن نَفادٍ

این، روزیِ ماست که هرگز پایانی ندارد.

إِنَّ هٰذا لَرِزقُنا

بی‌گمان این، روزیِ ماست.

إِنَّ
ریشه: ـــ؛ حرف تأکید و نصب است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامر: حرف مشبّه به فعل؛ اسم خود را منصوب و خبر خود را مرفوع می‌کند.
معانی: همانا، بی‌گمان، به‌راستی.

هٰذا
ریشه: ـــ؛ اسم اشاره است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامر: اسم اشاره برای مفرد مذکر نزدیک؛ مبنی بر سکون، در محل نصب، اسمِ «إِنَّ».
معانی: این.

لَ
ریشه: ـــ؛ حرف تأکید است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامر: لامِ مزحلَقه؛ برای تأکید، بر سر خبرِ «إِنَّ» آمده است.
معانی: قطعاً، به‌راستی، همانا.

رِزقُنا
ریشه: ر ز ق.
گرامر: «رِزقُ» اسم مفرد و مرفوع، خبرِ «إِنَّ»؛ مضاف است. «نا» ضمیر متصل در محل جرّ مضاف‌الیه است.
معانی: روزیِ ما، بخشش و عطای ما، بهرهٔ معیشتیِ ما.


ما لَهُ مِن نَفادٍ

برای آن هیچ پایان و تمام‌شدنی نیست.

ما
ریشه: ـــ؛ حرف نفی است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامر: حرف نفی؛ بر نبودن و منتفی بودنِ خبر دلالت دارد.
معانی: نیست، هیچ نیست.

لَهُ
ریشه: ـــ؛ «لِـ» حرف جر و «هُ» ضمیر متصل است.
گرامر: جار و مجرور؛ «لِـ» برای اختصاص یا ملکیت و «هُ» ضمیر مفرد مذکر غایب، بازگشت‌کننده به «رِزق».
معانی: برای آن، آن را، از آنِ آن.

مِن
ریشه: ـــ؛ حرف جرّ زائد برای تأکید است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامر: حرف جرّ زائد، پس از نفی آمده و عموم و تأکیدِ نفی را می‌رساند.
معانی: هیچ‌گونه، هیچ.

نَفادٍ
ریشه: ن ف د.
گرامر: اسم مفرد مجرور به «مِن»؛ در معنا فاعلِ مؤخر یا اسمِ مؤخرِ ساختار نفی است.
معانی: پایان‌یافتن، تمام‌شدن، نابود و تهی‌شدنِ چیزی.

Nach oben scrollen