090-002-037-بلد

« Back to Glossary Index
با این همه آزارها، به رساندنِ پیغام مشغولی، و بی احترامی میشوی (۲)
وَأَنتَ حِلٌّ بِهٰذَا الْبَلَدِ

و تو در این شهر حلال و آزاد هستی.


وَأَنتَ حِلٌّ بِهٰذَا الْبَلَدِ

و تو در این شهر حلال و آزاد هستی.

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ برای پیوند دادن این جمله به جملهٔ پیشین.
  • أَنتَ: ضمیر منفصل، مخاطب مفرد مذکر؛ نقش مبتدا.
  • حِلٌّ: اسم؛ از ریشهٔ «ح ل ل»؛ به‌معنای حلال، آزاد، روا، یا کسی که حرمت از او برداشته شده است؛ خبر برای «أنت».
  • بِـ: حرف جر؛ به‌معنای «در» یا «با».
  • هٰذَا: اسم اشارهٔ نزدیک، مفرد مذکر؛ مجرور به سبب حرف جر.
  • الْبَلَدِ: اسم؛ از ریشهٔ «ب ل د»؛ به‌معنای شهر یا سرزمین؛ بدل یا عطف بیان برای «هذا» و مجرور.

عبارت «حِلٌّ بِهٰذَا الْبَلَدِ»

عبارت «حِلٌّ بِهٰذَا الْبَلَدِ» از زبان عربی است و معنای آن به فارسی به طور کلی چنین است:

  • حِلٌّ: به معنای «آزاد شده»، «مجاز شده»، «مستقر شده» یا «مجاز و مجاز به سکونت».
  • بِهٰذَا: یعنی «در این»، «با این».
  • الْبَلَدِ: به معنای «شهر»، «سرزمین» یا «کشور».

معانی محتمل عبارت

  1. مجاز بودن سکونت در این شهر/بلد
    یعنی کسی یا چیزی اجازه دارد در این شهر بماند یا حضور داشته باشد.
  2. آزاد شدن در این سرزمین
    می‌تواند به معنای آزادی یا رهایی در این مکان باشد.
  3. استقرار یافتن در این منطقه
    یعنی کسی به طور رسمی یا قانونی در این مکان مستقر شده است.

ریشه و ساختار کلمه‌ها

  • حِلٌّ از ریشه فعل ثلاثی مجرد „حَلَّ“ است که معانی مختلفی دارد از جمله: باز شدن، حل کردن، جایگزین شدن، آزاد شدن، مجاز بودن.
  • این کلمه به صورت اسم مصدر (مصدر صیغه) است و به معنای وضعیتی که چیزی آزاد یا مجاز شده است.
  • بِـ حرف جر است که نشان‌دهنده مکان یا همراهی است.
  • هٰذَا ضمیر اشاره به معنی «این» است.
  • الْبَلَدِ اسم معرفه به معنای شهر، کشور یا هر منطقه جغرافیایی مسکونی است.

جمع‌بندی:

عبارت «حِلٌّ بِهٰذَا الْبَلَدِ» معمولاً به این معناست که چیزی یا کسی در این شهر مجاز به حضور یا سکونت است، یا اینکه آزاد شده و اجازه اقامت دارد.

Nach oben scrollen