101-010-031-قارعة

« Back to Glossary Index
و چگونگی آن به تصور تو نخواهد آمد (10)

وَما أَدراكَ ما هِيَه

و چه چیز تو را آگاه کرد که آن چیست؟

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف است.
گرامری: حرف.
معانی: و؛ برای پیوند دادن این عبارت با عبارت پیشین.

ما
ریشه: ندارد؛ اسم استفهام است.
گرامری: اسم استفهام مبنی، در محل رفع مبتدا.
معانی: چه چیز؛ چه کسی یا چه چیزی.

أَدراكَ
ریشه: د ر ي.
گرامری: فعل ماضی، باب إفعال؛ «أَ» برای پرسش است، «دْرى» فعل، و «كَ» ضمیر پیوسته در محل نصب مفعول‌به نخست است. فاعلِ فعل، «ما» است.
معانی: تو را آگاه کرد؛ تو را دانا ساخت؛ به تو فهماند.

ما
ریشه: ندارد؛ اسم استفهام است.
گرامری: اسم استفهام مبنی، در محل رفع مبتدا.
معانی: چه چیز؛ چیست.

هِيَه
ریشه: ندارد؛ ضمیر است.
گرامری: ضمیر منفصل مؤنث مفرد، مبنی بر فتح؛ در محل رفع خبر برای «ما». «هاء» پایانی، هاءِ سَکت است که هنگام وقف افزوده می‌شود.
معانی: آن است؛ آن چیست.

Nach oben scrollen