085-010-028-بروج

« Back to Glossary Index
یقین بدانید کسانی که آن مردان و زنان مؤمن را عذاب کردند و پس از آن توبه ننمودند، عذاب دوزخ برای ایشان است و سزاوار آن عذاب سوزان‌اند.

(از متن آیات چنین به نظر می‌رسد که در سال‌های نخست پیامبری، بت‌پرستان مکه برخی از مسلمانان را به عذاب‌های گوناگون گرفتار می‌کردند. آنان افرادِ وابسته به قبایل را، از ترس قبیله‌شان، کمتر آزار می‌دادند و کسانی را که قبیله‌ای نداشتند، بیشتر می‌آزردند. مثلاً روزی مردی به نام عقبه از پشت، عبای پیامبر را به گردن آن حضرت پیچید و ابوبکر مانع شد. طرفداران عقبه، ابوبکر را مضروب و مجروح کردند. پس از آن، عده‌ای از افراد قبیله ابوبکر به ضاربان او حمله بردند.

روزی ابوبکر دید که ارباب بلال حبشی، او را به جرم مسلمان شدن روی ریگ‌های بیابان خوابانده است تا از شدت گرمای ریگ‌ها مجبور شود به اسلام بد بگوید. بلال همچنان پایداری می‌کرد. ابوبکر او را نجات داد و در برابر او، غلامی از غلامان خود را بخشید و بلال را نیز آزاد کرد. بلال بعدها جزو خادمان پیامبر شد. ابوبکر، افزون بر بلال، چهار غلام و کنیز دیگر را نیز که به جرم مسلمانی آزار می‌دیدند، خرید و آزاد کرد.

عمار یاسر و پدر و مادرش نیز، همراه با دو مسلمان دیگر، عذاب‌های فراوان دیدند. آن دو نفر، یکی صهیب نام داشت و دیگری خباب. پدر و مادر عمار را که سخت پایداری می‌کردند، به طرز فجیعی کشتند.

شاید آغاز این سوره نیز درباره سوزاندن برخی مسلمانان باشد؛ ولی مفسران می‌گویند آن افراد، مردم نجران بودند که عده‌ای از مؤمنان به آیین حقیقی حضرت عیسی را، در زمان حکومت ذونواس، آخرین پادشاه سلسله تبابعه یمن و حیره، در گودالی از آتش سوزاندند.)

إِنَّ الَّذينَ فَتَنُوا المُؤمِنينَ وَالمُؤمِناتِ ثُمَّ لَم يَتوبوا فَلَهُم عَذابُ جَهَنَّمَ وَلَهُم عَذابُ الحَريقِ

بی‌گمان کسانی که مردان و زنانِ مؤمن را آزار و شکنجه کردند، سپس توبه نکردند، برای آنان عذابِ جهنم است و برای آنان عذابِ سوزاننده است.

إِنَّ الَّذينَ فَتَنُوا المُؤمِنينَ وَالمُؤمِناتِ ثُمَّ لَم يَتوبوا

بی‌گمان کسانی که مردان و زنانِ مؤمن را آزار و شکنجه کردند، سپس توبه نکردند.

إِنَّ
حرفِ تأکید و نصب است؛ از ریشهٔ مستقل «إنّ» و به‌معنای «بی‌گمان، همانا»؛ اسمِ خود را منصوب و خبرِ خود را مرفوع می‌کند.

الَّذينَ
اسم موصول، جمع مذکر؛ مبنی بر فتح در محل نصب، اسمِ «إِنَّ»؛ به‌معنای «کسانی که».

فَتَنُوا
فعل ماضی، جمع مذکر غایب، از ریشهٔ «ف ت ن» و باب «فَعَلَ»؛ به‌معنای «آزمودند، دچار فتنه کردند، آزار و شکنجه کردند»؛ واو، ضمیر پیوسته در محل رفع فاعل است.

المُؤمِنينَ
اسم، جمع مذکر سالم، منصوب با یاء؛ از ریشهٔ «أ م ن» و اسم فاعلِ «آمَنَ»؛ مفعول‌بهِ «فَتَنُوا» و به‌معنای «مردان مؤمن».

وَ
حرف عطف؛ به‌معنای «و».

المُؤمِناتِ
اسم، جمع مؤنث سالم، منصوب با کسره؛ از ریشهٔ «أ م ن» و اسم فاعلِ «آمَنَ»؛ معطوف بر «المُؤمِنينَ» و به‌معنای «زنان مؤمن».

ثُمَّ
حرف عطف؛ به‌معنای «سپس»، و نشان‌دهندهٔ فاصله و ترتیب زمانی است.

لَم
حرف نفی و جزم و قلب؛ فعل مضارع را مجزوم می‌کند و معنای آن را به گذشته برمی‌گرداند؛ به‌معنای «نکردند».

يَتوبوا
فعل مضارع، جمع مذکر غایب، مجزوم به «لَم» با حذف نون؛ از ریشهٔ «ت و ب» و باب «تَفَعُّل»؛ به‌معنای «توبه می‌کنند» و در اینجا «توبه نکردند»؛ واو، ضمیر پیوسته در محل رفع فاعل است.


فَلَهُم عَذابُ جَهَنَّمَ

پس برای آنان عذابِ جهنم است.

فَ
حرف استئناف یا تفریع؛ به‌معنای «پس، بنابراین».

لَهُم
«لِ» حرف جر و «هُم» ضمیر پیوسته در محل جر؛ جار و مجرورِ مقدّم و متعلق به خبر محذوف است؛ به‌معنای «برای آنان».

عَذابُ
اسم مفرد مرفوع با ضمه؛ از ریشهٔ «ع ذ ب»؛ مبتدا یا نائبِ فاعلِ معنویِ مؤخر، به‌معنای «کیفر، شکنجه، عذاب».

جَهَنَّمَ
اسم خاص، ممنوع از صرف و مجرور با فتحه به‌سبب اضافه؛ مضاف‌الیه برای «عَذابُ» و به‌معنای «دوزخ».


وَلَهُم عَذابُ الحَريقِ

و برای آنان عذابِ سوزاننده است.

وَ
حرف عطف؛ به‌معنای «و».

لَهُم
«لِ» حرف جر و «هُم» ضمیر پیوسته در محل جر؛ جار و مجرورِ مقدّم و متعلق به خبر محذوف است؛ به‌معنای «برای آنان».

عَذابُ
اسم مفرد مرفوع با ضمه؛ از ریشهٔ «ع ذ ب»؛ مبتدای مؤخر، به‌معنای «کیفر، شکنجه، عذاب».

الحَريقِ
اسم مفرد، معرفه با «ال»، مجرور با کسره؛ از ریشهٔ «ح ر ق»؛ مضاف‌الیه برای «عَذابُ» و به‌معنای «سوزاننده، آتشِ افروخته و شدید».

Nach oben scrollen