| و همچنین آن گواه دهنده مهمی که در خلقت هست و هم آنچه بدان شهادت خواهد داد. (آن گواه دهنده مهم، همان کتاب رقيق منتشری است در جهان که در آیه آخر این سوره بنام لوح محفوظ خوانده شده که امروزه دانشمندان با وسائل علمی کشف کرده اند که محل ثبت امواج مختلفی است که از اشیاء و اعمال آنها بر میخیزد و هم آن جنبنده ای که در آیه 82 از سوره نمل است و هم سایر گواهان دنیا.) (3) |
وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍو سوگند به گواه و آنکه بر او گواهی داده میشود. وَ حرف عطف و نیز در اینجا «واوِ قسم» است؛ مبنی و بدون محل اعرابی. برای سوگند بهکار رفته است؛ یعنی: «سوگند به». شَاهِدٍ اسم فاعل از ریشهٔ «ش ه د»؛ مفرد، مذکر، نکره، مجرور به واوِ قسم و نشانهٔ جرّ آن کسره است. معنای آن: گواه، شاهد، حاضر و کسی که گواهی میدهد. وَ حرف عطف؛ مبنی و بدون محل اعرابی. «مَشْهُودٍ» را به «شَاهِدٍ» عطف میکند و معنای «و» دارد. مَشْهُودٍ اسم مفعول از ریشهٔ «ش ه د»؛ مفرد، مذکر، نکره، مجرور و معطوف بر «شَاهِدٍ» و نشانهٔ جرّ آن کسره است. معنای آن: کسی یا چیزی که بر او گواهی داده شده است؛ حاضرشده، مشاهدهشده یا مورد گواهی. |
085-003-028-بروج
« Back to Glossary Index
