080-023-025-عبس

« Back to Glossary Index
ولی این تذکرات چه سود، که او هنوز فرمان او را انجام نداده (یعنی با تمام این یاد آوری ها که بوسیله پیغمبران پی در پی تذکر داده شده هنوز أكثر نزدیک به تمام انسانها به دستورات دین پروردگارشان پشت نموده اند) (۲۳)

كَلّا لَمّا يَقْضِ ما أَمَرَهُ

هرگز؛ هنوز آنچه را الله به او فرمان داده است، انجام نداده است.

كَلّا
ریشه: ندارد؛ حرفِ ردع و زجر است.
گرامر: حرف مبنی، بدون محل اعرابی.
معانی: هرگز، چنین نیست، نه؛ برای رد کردن و بازداشتن از پندار یا رفتار نادرست می‌آید.

لَمّا
ریشه: ندارد؛ حرف است.
گرامر: حرف نفی و جزم و قلب، مبنی و بدون محل اعرابی؛ فعل مضارع پس از خود را مجزوم می‌کند و معنای آن را به گذشته برمی‌گرداند.
معانی: هنوز … نکرده است؛ نفیِ انجام کاری تا زمان سخن، با انتظارِ امکان وقوع آن در آینده.

يَقْضِ
ریشه: ق ض ي.
گرامر: فعل مضارع مجزوم به «لَمّا»؛ نشانهٔ جزم آن حذف حرف علّهٔ پایانی، یعنی «ياء» است؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به انسان بازمی‌گردد.
معانی: انجام دهد، به پایان رساند، به‌جا آورد، حکم کند، مقرر سازد؛ در اینجا: فرمان را به‌طور کامل انجام دهد.

ما
ریشه: ندارد؛ اسم موصول است.
گرامر: اسم موصول مبنی بر سکون، در محل نصب مفعول‌به برای «يَقْضِ».
معانی: آنچه، چیزی که.

أَمَرَهُ
ریشه: أ م ر.
گرامر: «أَمَرَ» فعل ماضی مبنی بر فتح؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به الله بازمی‌گردد؛ «هُ» ضمیر پیوسته در محل نصب مفعول‌به است و به انسان بازمی‌گردد. جملهٔ فعلیهٔ «أَمَرَهُ» صلهٔ موصول برای «ما» است.
معانی: به او فرمان داد، او را دستور داد؛ «أمر» به معنای فرمان دادن، دستور دادن و واداشتن به کاری است.

Nach oben scrollen