113-003-021-فلق

« Back to Glossary Index
و از شرِّ شبی بس تاریک که پیش آید (مانند حوادثی که در تاریکی برای انسان پیش می آید که جنساً برای بد رساندن نیست) (۳)

وَمِن شَرِّ غاسِقٍ إِذَا وَقَبَ

و از شرّ تاریکیِ شب، هنگامی که فراگیر شود.

وَ
ریشه: حرف است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامر: حرف عطف.
معانی: و؛ پیونددهندهٔ این عبارت با درخواست پناه‌بردن در آیهٔ پیشین.

مِنْ
ریشه: حرف است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامر: حرف جرّ.
معانی: از؛ برای بیان پناه‌جستن از چیزی. واژهٔ پس از آن را مجرور می‌کند.

شَرِّ
ریشه: ش ر ر.
گرامر: اسم، مجرور با «مِنْ»؛ علامت جرّ آن کسره است؛ مضاف.
معانی: بدی، آسیب، زیان، گزند، شرّ.

غَاسِقٍ
ریشه: غ س ق.
گرامر: اسم فاعل، مفرد مذکر، مجرور؛ مضاف‌الیه برای «شَرِّ»؛ نشانهٔ جرّ آن کسره همراه با تنوین است.
معانی: تاریک‌شونده، شبِ تاریک، تاریکیِ فراگیر؛ چیزی که تاریکی‌اش شدت می‌گیرد.

إِذَا
ریشه: حرف است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامر: ظرف زمان برای آینده، متضمّن معنای شرط؛ مبنی بر سکون در محل نصب.
معانی: هنگامی که، زمانی که.

وَقَبَ
ریشه: و ق ب.
گرامر: فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر، مبنی بر فتح؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به «غاسق» بازمی‌گردد.
معانی: وارد شد، فرارسید، فراگیر شد، به‌طور کامل تاریک گشت.

Nach oben scrollen