100-006-015-عاديات

« Back to Glossary Index
که انسان نسبت به پروردگار ِخود، ناسپاس است (داستانِ ستمگری و خودخواهی ها و مال دوستی ها و نا فرمانی هایِ انسان در تاریخِ بشری بسیار است که نمونه ای از آن، یک صحنه از غارتگریهایِ اعرابِ بت پرستِ مکه بود که در سوره ی عادیات، ذکر شده. در تاریخِ بشر سال و ماهی نیست که صدها مشابه ی آن دیده نشود که یکی، حمله غافل گیرانه ی دو قدرتِ شمال و جنوبِ ایران، در شهریور ۲۰ بود و دیگر، حمله ی هوایی انگلیس و فرانسه و اسرائیل به سوئز، که خاطره ی غارتگری فوق را به طرزِ جالبتری زنده کرده است) (6)

إِنَّ الإِنسانَ لِرَبِّهِ لَكَنودٌ

بی‌گمان انسان نسبت به پروردگار خود بسیار ناسپاس است.

إِنَّ
ریشه: —؛ حرف مشبّه‌به‌فعل برای تأکید و نصب؛ «همانا، بی‌گمان».

الإِنسانَ
ریشه: أ ن س؛ اسم، مفرد، مذکر، معرفه با «ال»، منصوب به‌عنوان اسمِ «إِنَّ»؛ «انسان».

لِرَبِّهِ
ریشه: ر ب ب؛ «لِـ» حرف جر به معنای «نسبت به / در برابر»، «رَبِّ» اسم مجرور و مضاف، به معنای «پروردگار، صاحب و تدبیرکننده»، و «هِ» ضمیر پیوستهٔ مجرور در جایگاه مضاف‌الیه، به معنای «او»؛ «نسبت به پروردگارِ او».

لَكَنودٌ
ریشه: ك ن د؛ «لَـ» لامِ تأکید، «كَنودٌ» صفت مشبّه، مفرد، مذکر، مرفوع و خبرِ «إِنَّ»؛ «بسیار ناسپاس، کسی که نعمت‌ها را نادیده می‌گیرد و رنج و کمبود را بسیار یاد می‌کند».

 

Nach oben scrollen