055-014-013-رحمن

« Back to Glossary Index
انسان را رحمان، از گلِ خشکِ صدا دهنده ای چون سفال آفرید (هر گاه انسان را خشک کنند، موادِ خاکی انسان پس از خشک شدنِ آب آن یک انسانِ گلی میشود که مانند سفال دارای منافذ است و همین منافذ باعث میشود که انسان صدا دار شود، چه صدای نامحسوس سلول های او و چه صدای نامحسوس خودش و جذب و دفعِ غذا نیز از این منافذ است، الله گاه فرموده، انسان از آب آفریده شده و گاه فرموده، از خاک و در آیاتی فرموده، از گل و گاهی از نطفه و زمانی از خون و هنگامی از لجنِ متعفن تا کنجکاوان بشری از هر تذکری استفاده مخصوص نمایند) (14)

خَلَقَ الإِنسانَ مِن صَلصالٍ كَالفَخّارِ

انسان را از گلِ خشکیده‌ای مانند سفال آفرید.

خَلَقَ: ریشهٔ «خ‌ل‌ق»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ به معنای «آفرید».

الإِنسانَ: ریشهٔ «أ‌ن‌س»؛ اسم، مفرد، معرفه با «ال»، مفعولٌ‌به و منصوب؛ به معنای «انسان».

مِن: حرف جر؛ به معنای «از».

صَلصالٍ: ریشهٔ «ص‌ل‌ص‌ل»؛ اسم، نکره و مجرور به «مِن»، با تنوین کسر؛ به معنای «گلِ خشکیده و سفال‌مانند»؛ «صلصال» به گِلی گفته می‌شود که پس از خشک‌شدن صدا می‌دهد.

كَالفَخّارِ: «کَـ» حرف تشبیه و جر، به معنای «مانند»؛ «الفَخّار» ریشهٔ «ف‌خ‌ر»؛ اسم، معرفه با «ال» و مجرور به «کَـ»؛ به معنای «سفال».

Nach oben scrollen