068-048-003-قلم

« Back to Glossary Index
پس تو برای فرمان پروردگارت صبور باش، و مانند آن پیامبری که در شکم ماهی افتاد، مباش. چون خود را در شکم ماهی محبوس دید، فریاد به توبه برآورد. (یونس پیامبر از زیادی اذیتی که از مردم دید، از پیامبری فرار کرد، به امید اینکه در جایی دور زندگی راحتی بکند. لیکن به خواست خدا از کشتی به دریا افتاد.) (48)

فَاصبِر لِحُكمِ رَبِّكَ

پس بر فرمان پروردگارت شکیبا باش.

فَاصبِر
ریشه: «ص ب ر». فعل امر، مفرد مذکر، از باب «ضَرَبَ یَضرِبُ»؛ یعنی شکیبا باش، پایداری کن. «فَـ» حرف پیوند و نتیجه است؛ یعنی پس.

لِحُكمِ
ریشه: «ح ك م». اسم، مجرور به حرف جرّ «لِـ» و مضاف؛ یعنی برای حکم، در برابر فرمان، نسبت به داوری.

رَبِّكَ
ریشه: «ر ب ب». «رَبِّ» اسم، مضاف‌الیه و مجرور؛ یعنی پروردگار، سرپرست و تدبیرکننده. «كَ» ضمیر پیوسته، مضاف‌الیه؛ یعنی پروردگارت.

وَلا تَكُن كَصاحِبِ الحوتِ

و مانند صاحب ماهی مباش.

وَلا
«وَ» حرف عطف است؛ یعنی و. «لا» حرف نهی و نفی‌کنندهٔ فعل مضارع است؛ یعنی مباش.

تَكُن
ریشه: «ك و ن». فعل مضارع ناقص و مجزوم به «لا»ی نهی، مخاطب مفرد مذکر، از «كانَ يَكونُ»؛ یعنی باشی، گردی. به سبب جزم، حرف علّهٔ پایانی آن حذف شده است.

كَصاحِبِ
«كَـ» حرف تشبیه و جرّ؛ یعنی مانندِ. «صاحِبِ» ریشه: «ص ح ب». اسم مجرور به «كَـ» و مضاف؛ یعنی همراه، یار، صاحب.

الحوتِ
ریشه: «ح و ت». اسم معرفه با «الـ»، مضاف‌الیه و مجرور؛ یعنی ماهی بزرگ، نهنگ. مقصود حضرت یونس است که با ماهی ارتباط یافت.

إِذ نادىٰ وَهُوَ مَكظومٌ

آنگاه که ندا داد، در حالی که اندوه و خشم خود را فروخورده بود.

إِذ
ظرف زمان، مبنی؛ یعنی هنگامی که، آن زمان که.

نادىٰ
ریشه: «ن د و» یا «ن د ي». فعل ماضی، مفرد مذکر، از باب مفاعله «نادى يُنادي»؛ یعنی ندا داد، با صدای بلند خواند.

وَهُوَ
«وَ» واو حالیه است؛ یعنی در حالی که. «هُوَ» ضمیر منفصل، مبتدا؛ یعنی او.

مَكظومٌ
ریشه: «ك ظ م». اسم مفعول از «كَظَمَ»؛ خبرِ «هُوَ» و مرفوع. یعنی فروبرندهٔ خشم و اندوه، کسی که اندوه یا خشم در درونش انباشته و مهار شده است.

Nach oben scrollen