| ریشهٔ سهحرفی (ش ع ر) در قرآن ۴۰ بار و در هفت صورت مشتق آمده است: |
۲۵ بار بهصورت فعل باب اول یَشْعُرُ (آگاه میشود / احساس میکند) |
۲ بار بهصورت فعل باب چهارم یُشْعِرُ (آگاه میسازد / خبر میدهد) |
۵ بار بهصورت اسم شَاعِر (شاعر) |
۴ بار بهصورت اسم شَعَائِر (نشانهها و آیینهای دینی) |
۲ بار بهصورت اسم شِّعْر (شعر) |
۱ بار بهصورت اسم خاص شِّعْرَىٰ (شِعری؛ نام یک ستاره) |
| «ستارهٔ شِعریٰ» در فارسی و عربی معمولاً به ستارهای بسیار درخشان اشاره دارد که نام علمیِ رایج آن شباهنگ یا سیریوس (Sirius) است؛ درخشانترین ستارهٔ آسمان شب، در صورت فلکیِ سگ بزرگ. معنای واژه ۱. معنای نجومی
بنابراین، اگر «ستارهٔ شعریٰ» بدون توضیح بیشتر بیاید، غالباً منظور همان شباهنگ، درخشانترین ستارهٔ شب است. ۲. معنای ادبی و نمادین در شعر و نثر، میتواند نماد این چیزها باشد:
مثلاً گفتنِ «او ستارهٔ شعریٰ است» میتواند کنایه از شخصی باشد که از دیگران برجستهتر، چشمگیرتر یا بسیار دور از دسترس است. ریشهٔ نام واژهٔ شِعریٰ عربی است و در متون کهن عربی به نام یک یا چند ستاره به کار میرفته است. در منابع لغوی، ریشهٔ آن را معمولاً با واژهٔ عربیِ شَعر، به معنای «مو» یا «پشم»، پیوند دادهاند. علت نامگذاری را به شکلهای گوناگون توضیح دادهاند، از جمله:
با این حال، ریشهشناسی دقیقِ نامهای بسیار کهن ستارگان همیشه قطعی نیست؛ بخشی از توضیحهای لغویِ سنتی ممکن است برداشتهای پسین از نامی بسیار قدیمی باشند. اشارهٔ دینی و تاریخی «شعریٰ» در قرآن نیز آمده است: وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَىٰ این آیه به باور برخی عربهای پیش از اسلام اشاره دارد که این ستاره را بزرگ میداشتند یا میپرستیدند؛ آیه تأکید میکند که شعریٰ نیز آفریده و زیر فرمان خداست. نکتهٔ نگارشی و تلفظ
پس، «ستارهٔ شعریٰ» از نظر تحتاللفظی یعنی «ستارهای به نام شعریٰ»، و در کاربرد معمول یعنی شباهنگ / سیریوس؛ با بار ادبیِ درخشندگی، شکوه و دستنیافتنیبودن.
|
۱ بار بهصورت اسم مَشْعَر (محل یا جایگاه شعائر و عبادت) |
ش-ع-ر
« Back to Glossary Index
