ح-ط-م

« Back to Glossary Index
ریشهٔ سه‌حرفی (ح ط م) شش بار در قرآن، در سه صورت مشتق، آمده است:

یک بار به‌صورت فعل باب اول يَحْطِمَ — «خُرد کند / درهم بشکند»

سه بار به‌صورت اسم حُطَام — «خاشاکِ خشک و خردشده / چیزِ درهم‌شکسته»

دو بار به‌صورت اسم حُطَمَة — «کوبنده و خردکننده» (نامی برای دوزخ)

الحُطَمَةُ واژه‌ای عربی است و چند لایه معنایی دارد:

معنای اصلی

از ریشهٔ ح ط م می‌آید که معنای پایه‌اش این است:

  • شکستن
  • خرد کردن
  • درهم کوبیدن
  • متلاشی کردن

بنابراین الحُطَمَة یعنی:

  • خردکننده
  • درهم‌شکننده
  • کوبنده و نابودکننده
  • چیزی که با شدت می‌شکند و از میان می‌برد

کاربرد قرآنی

«الحُطَمَة» در سورهٔ همزه آمده است:

وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ
نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ

در این کاربرد، الحُطَمَة نامی برای جهنم یا آتشی از آتش‌های جهنم است؛ یعنی آتشی که انسان را به‌شدت درهم می‌شکند و نابود می‌کند. پس می‌توان آن را به فارسی چنین برگرداند:

  • آتشِ خردکننده
  • دوزخِ درهم‌کوبنده
  • آتشِ سوزان و نابودگر

ساخت واژه

حُطَمَة بر وزن فُعَلَة است. این قالب در عربی گاهی برای بیانِ شدت و کثرتِ یک کار به‌کار می‌رود؛ یعنی چیزی یا کسی که بسیار می‌شکند.

نمونهٔ فعل‌ها و واژه‌های هم‌ریشه:

  • حَطَمَ: شکست، خرد کرد.
  • يَحْطِمُ: می‌شکند، خرد می‌کند.
  • تَحَطَّمَ: شکسته و خرد شد.
  • حُطام: خرده‌ریزها، بقایای شکسته یا خشک و پراکنده؛ مانند گیاه خشکیده‌ای که خرد شده است.
  • مُحَطَّم: خردشده، شکسته، ویران.

نکتهٔ معنایی

«الحُطَمَة» فقط «شکستنِ ظاهری» را نمی‌رساند؛ در بافت قرآنی، حسِ ویرانگریِ فراگیر و شدید نیز دارد: آتشی که هم بدن و هم جان را در فشار و عذاب فرو می‌برد.

Verb (form I) -to crush

(27:18:14) yaḥṭimannakumادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ

Noun

(39:21:25) ḥuṭāmanثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَامًا
(56:65:4) ḥuṭāmanلَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ
(57:20:25) ḥuṭāmanثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا

Noun

(104:4:4) l-ḥuṭamatiكَلَّا لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ
(104:5:4) l-ḥuṭamatuوَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ
Nach oben scrollen