ج-ل-و

« Back to Glossary Index
ریشهٔ ثلاثی (ج ل و) پنج بار در قرآن، در سه صورتِ مشتق به کار رفته است:

دو بار به‌صورت فعل باب اول تَجَلَّىٰ — آشکار شد / تجلی کرد

Verb (form I) -to reveal

(7:143:25) tajallāفَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا
(92:2:3) tajallāوَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ

دو بار به‌صورت فعل باب دوم جَلَّىٰ — آشکار کرد / روشن ساخت

«جَلّاها» در عربی، بسته به اعراب و بافت جمله، می‌تواند چند برداشت داشته باشد؛ اما صورتِ شناخته‌شده‌تر آن در قرآن است:

وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا
«سوگند به روز، هنگامی که آن [خورشید/زمین] را آشکار و روشن می‌سازد.»
سورهٔ شمس، آیهٔ ۳

۱. معنای اصلی: «آن را آشکار کرد / روشن ساخت»

در قرائت رایجِ قرآنی، «جَلّاها» فعل ماضی است:

  • جَلّى: آشکار کرد، روشن کرد، نمایان ساخت
  • ها: ضمیرِ «آن را»؛ مؤنث مفرد

پس:

جَلّاها=آن را آشکار و روشن کرد

در آیهٔ سورهٔ شمس، مفسران دربارهٔ مرجع «ها» اختلاف‌هایی دارند:

  • خورشید: روز، خورشید را آشکار می‌کند.
  • زمین: روز، زمین را روشن و نمایان می‌کند.
  • برخی نیز آن را به فضای جهان یا تاریکی‌ای که با نور روز برطرف می‌شود مربوط دانسته‌اند.

۲. ریشه و ساخت واژه

ریشهٔ آن معمولاً ج ل و دانسته می‌شود:

جَلَا→جَلّى

معنای بنیادین این ریشه: زدودنِ پوشیدگی، روشن و پیدا کردن، آشکار شدن یا آشکار ساختن.

نمونه‌های هم‌خانواده:

  • جَلاء: روشنی، آشکارشدن؛ نیز دوری و کوچ کردن
  • تَجَلّى: آشکار شد، جلوه کرد
  • جَليّ: روشن، واضح، آشکار
  • جَلّى: روشن و آشکار کرد

فعل «جَلّى» از باب تفعیل است و معمولاً معنای متعدی و تقویتی دارد؛ یعنی چیزی را به‌طور واضح نمایان می‌کند.

۳. احتمال دیگر در نوشتار بدون اعراب

اگر مقصود «جَلَّها» با تشدید بر «ل» و جدانویسیِ معنایی باشد، ممکن است از ریشهٔ ج ل ل باشد:

  • جَلَّ: بزرگ و باشکوه شد؛ یا بزرگ دانست/تعظیم کرد، بسته به ساخت و کاربرد
  • ها: او را / آن را

اما این برداشت، بدون بافت جمله، کمتر محتمل است و با املای قرآنیِ «جَلّاها» تفاوت دارد.

جمع‌بندی

محتمل‌ترین و رایج‌ترین معنا:

«جَلّاها» یعنی: آن را روشن کرد، آشکار ساخت، نمایان کرد.

و ریشهٔ آن غالباً ج ل و است؛ ریشه‌ای که به مفهوم روشن‌شدن، کناررفتنِ پرده و پدیدارشدن مربوط است.

Verb (form II) -to reveal

(7:187:12) yujallīhāقُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي لَا يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلَّا هُوَ
(91:3:3) jallāhāوَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا

یک بار به‌صورت اسم جَلَآء — جلای وطن / بیرون‌راندن / تبعید

Noun

(59:3:6) l-jalāaوَلَوْلَا أَنْ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلَاءَ لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيَا
Nach oben scrollen