005-118-114-مائدة

« Back to Glossary Index
ای الله، اگر تو آنان را بواسطه این عقاید پستشان عذاب کنی، بندگان خودت میباشند و اگر بخششی نسبت به بعضی از ایشان روا داری، تو آن پر قدرت با حکمتی می باشی که حقا سزاوار عفو کردنشان دانسته ای (تمام این مطالب که در قرآنست از متن باب هفتم از انجيل متا نیز فهمیده میشود که لازمست مسیحیان فهمیده و مؤمن از روی آن تمام کتابهای دینی خود را تصحیح نمایند تا حقیقتا مسیحی و رستگار باشند) (۱۱۸)
إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ ۖ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

اگر آنان را عذاب کنی، پس آنان بندگان تو هستند؛ و اگر آنان را بیامرزی، پس تو خود توانای شکست‌ناپذیر و حکیمی.

إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ

اگر آنان را عذاب کنی، پس آنان بندگان تو هستند.

إِن
ریشه: ندارد؛ حرف است. گرامر: حرف شرطِ جازم، فعل مضارع پس از خود را مجزوم می‌کند. معنا: اگر.

تُعَذِّبْهُمْ
ریشه: ع ذ ب. گرامر: فعل مضارع، باب تفعیل، مجزوم به سبب «إِن»؛ فاعل آن ضمیر پنهان «أنتَ» به معنای «تو» است و «هُمْ» ضمیر پیوسته در جایگاه مفعول‌به است. معنا: آنان را عذاب می‌کنی / عذاب کنی.

فَإِنَّهُمْ
ریشه: ندارد؛ از حرف و ضمیر تشکیل شده است. گرامر: «فَـ» فایِ جوابِ شرط است؛ «إِنَّ» حرف تأکید و نصب؛ «هُمْ» ضمیر پیوسته و اسم «إِنَّ» در محل نصب است. معنا: پس همانا آنان / زیرا آنان.

عِبَادُكَ
ریشه: ع ب د. گرامر: «عِبادُ» جمعِ «عَبد» و خبرِ «إِنَّ» در حالت رفع است و مضاف است؛ «كَ» ضمیر پیوسته، مضاف‌الیه در محل جرّ است. معنا: بندگانِ تو؛ کسانی که در بندگی و مالکیت تو هستند.


وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

و اگر آنان را بیامرزی، پس تو خود توانای شکست‌ناپذیر و حکیمی.

وَإِن
ریشه: ندارد؛ حرف است. گرامر: «وَ» حرف عطف است و جمله را به بخش پیشین پیوند می‌دهد؛ «إِن» حرف شرطِ جازم است. معنا: و اگر.

تَغْفِرْ
ریشه: غ ف ر. گرامر: فعل مضارع از باب ثلاثی مجرد، مجزوم به سبب «إِن»؛ فاعل آن ضمیر پنهان «أنتَ» است. معنا: می‌آمرزی / بیامرزی؛ می‌بخشی و می‌پوشانی.

لَهُمْ
ریشه: ندارد؛ از حرف جر و ضمیر تشکیل شده است. گرامر: «لِـ» حرف جر و «هُمْ» ضمیر پیوسته در محل جرّ است؛ این ترکیب به «تَغْفِرْ» وابسته است. معنا: برای آنان / ایشان را.

فَإِنَّكَ
ریشه: ندارد؛ از حرف و ضمیر تشکیل شده است. گرامر: «فَـ» فایِ جوابِ شرط؛ «إِنَّ» حرف تأکید و نصب؛ «كَ» ضمیر پیوسته و اسم «إِنَّ» در محل نصب است. معنا: پس همانا تو.

أَنتَ
ریشه: ندارد؛ ضمیر است. گرامر: ضمیر منفصل مخاطبِ مفردِ مذکر؛ ضمیرِ فصل است و برای تأکید و اختصاص آمده است. معنا: تو خود.

الْعَزِيزُ
ریشه: ع ز ز. گرامر: صفت مشبهه و خبرِ «إِنَّ» در حالت رفع است. معنا: توانای شکست‌ناپذیر، غالب، صاحب عزت و اقتدار کامل.

الْحَكِيمُ
ریشه: ح ك م. گرامر: صفتِ «الْعَزِيزُ» و در حالت رفع است؛ همچنین می‌تواند خبر دومِ «إِنَّ» دانسته شود. معنا: بسیار حکیم؛ دارای حکمت کامل و قراردهندهٔ هر چیز در جای شایستهٔ آن.

Nach oben scrollen