| آن زمان وقتی است که برای یاد آوری، الله به عیسی پسر مریم خواهد گفت: نعمت های مرا که بر تو و بر مادرت رسید، به یاد آور (اینها سخنان الله به عیسی در روز قيامت و در زمین آخرت خواهد بود) و یکی از آن نعمت ها زمانی بود که من بوسیله آن روح پاک آسمانی به تو نیروئی دادم تا بتوانی با مردم در دو زمان سخن گوئی یکی در وقتی که در گهواره بودی (و لازم بود برای تبرئه مادر خود در نزد داوران بنی اسرائیل به زبان آئی و بگوئی مادرم باکره بوده که به من از طریق روحی پاک و آسمانی حامله شده و یکی هم در بین سالهای ۳۰ تا ۵۰ از عمرت ( که زمان پیغمبری عیسی تا زمان مرگش بود و او در این زمان بوسیله نیروی آن روح پاک که به روح القدس معروف است کارهائی معجزه آسا میکرد و یا از درون مردم و غیب خبرهائی میداد) و همچنین بیاد آور زمانی را که من به تو آن حق گوئیها و آن حکمتهای دینی را و تورات حقیقی و انجیل حقیقی را یاد دادم (از طریق وحی و بوسیله روح القدس که جبرئیل باشد) و همچنین به یاد آور زمانی را که به اجازه من از گل، مانند هیکل یک مرغ میساختی و بدستور من در آن می دمیدی و آن مرغی حقیقی میشد و علاوه بر آن کور مادرزاد و برص دار را به اجازه من سالم میکردی؟ آن زمان را هم به یاد آور که به تصویب من مرده را از قبر، زنده بیرون کردی و یا زمانی که چون آن دلایل روشن را برای بنی اسرائیل آوردی و کفران کنندگان آنان گفتند اینها جز دروغهائی آشکار نیست من تو را از خطرهائی که برای تو پیش آوردند، نگهداری کردم (این زمان اخیر وقتی بود که بزرگان مذهبی بنی اسرائیل وقتی دیدند عیسی بر علیه فسادهای مذهبی و عوام فریبی های ایشان قيام کرده و مردم را میخواهد بیدار کند با اینکه قبلا او را مقدس میشناختند نزد حکومت که از طرف دولت روم حکومت ایشان را در دست داشت رفتند و شکایت نمودند که عیسی مردم را به آشوب وا میدارد و باید او را دستگیر نمود و به صلیبش زد و چون حاکم عیسی را دستگیر کرد و آثاری از او دید که معلوم شد، او بی گناه است و پیغمبر الله است و از طرفی روی ماموریت سیاسی خود مجبور بود از پیشوایان یهود طرفداری کند، خالق عالم بوسیله عیسی به حاکم خبر داد که قاتلی را که بصورت عیسی خواهد در آمد، ببرد به صلیب بکشد و عیسی غیب خواهد شد و به اراده الله چنین شد و عیسی در غیب وفات یافت و روحش به بهشت رفت و جسمش تبدیل به ذرات شد و نابود گردید) (۱۱۰) | |||||||
| إِذ قالَ اللهُ يا عيسَى ابنَ مَريَمَ اذكُر نِعمَتي عَلَيكَ وَعَلىٰ والِدَتِكَ إِذ أَيَّدتُكَ بِروحِ القُدُسِ تُكَلِّمُ النّاسَ فِي المَهدِ وَكَهلًا ۖ وَإِذ عَلَّمتُكَ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَالتَّوراةَ وَالإِنجيلَ ۖ وَإِذ تَخلُقُ مِنَ الطّينِ كَهَيئَةِ الطَّيرِ بِإِذني فَتَنفُخُ فيها فَتَكونُ طَيرًا بِإِذني ۖ وَتُبرِئُ الأَكمَهَ وَالأَبرَصَ بِإِذني ۖ وَإِذ تُخرِجُ المَوتىٰ بِإِذني ۖ وَإِذ كَفَفتُ بَني إِسرائيلَ عَنكَ إِذ جِئتَهُم بِالبَيِّناتِ فَقالَ الَّذينَ كَفَروا مِنهُم إِن هٰذا إِلّا سِحرٌ مُبينٌ آنگاه که الله فرمود: «ای عیسی، پسر مریم، نعمت مرا بر خودت و بر مادرت به یاد آور؛ آنگاه که تو را به روحالقدس نیرو بخشیدم، در حالی که با مردم در گهواره و در میانسالی سخن میگفتی؛ و آنگاه که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم؛ و آنگاه که به اذن من از گل، چیزی همانند شکل پرنده میآفریدی، سپس در آن میدمیدی و به اذن من پرندهای میشد؛ و به اذن من نابینای مادرزاد و پیس را شفا میدادی؛ و آنگاه که مردگان را به اذن من بیرون میآوردی؛ و آنگاه که بنیاسرائیل را از آسیب رساندن به تو بازداشتم، هنگامی که نشانههای روشن را برای آنان آوردی؛ پس کسانی از آنان که کافر شدند گفتند: «این جز جادویی آشکار نیست.»» إِذ قالَ اللهُ يا عيسَى ابنَ مَريَمَ اذكُر نِعمَتي عَلَيكَ وَعَلىٰ والِدَتِكَآنگاه که الله فرمود: «ای عیسی، پسر مریم، نعمت مرا بر خودت و بر مادرت به یاد آور.» إِذ قالَ اللهُ يا عيسَى ابنَ مَريَمَ اذكُر نِعمَتي عَلَيكَ وَ عَلىٰ والِدَتِكَ إِذ أَيَّدتُكَ بِروحِ القُدُسِ تُكَلِّمُ النّاسَ فِي المَهدِ وَكَهلًاآنگاه که تو را به روحالقدس نیرو بخشیدم، در حالی که با مردم در گهواره و در میانسالی سخن میگفتی. إِذ أَيَّدتُكَ بِروحِ القُدُسِ تُكَلِّمُ النّاسَ فِي المَهدِ وَ كَهلًا وَإِذ عَلَّمتُكَ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَالتَّوراةَ وَالإِنجيلَو آنگاه که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم. وَ إِذ عَلَّمتُكَ الكِتابَ وَ الحِكمَةَ وَ التَّوراةَ وَ الإِنجيلَ وَإِذ تَخلُقُ مِنَ الطّينِ كَهَيئَةِ الطَّيرِ بِإِذني فَتَنفُخُ فيها فَتَكونُ طَيرًا بِإِذنيو آنگاه که به اذن من از گل، چیزی همانند شکل پرنده میآفریدی، سپس در آن میدمیدی و به اذن من پرندهای میشد. وَ إِذ تَخلُقُ مِنَ الطّينِ كَ هَيئَةِ الطَّيرِ بِإِذني فَ تَنفُخُ فيها فَ تَكونُ طَيرًا بِإِذني وَتُبرِئُ الأَكمَهَ وَالأَبرَصَ بِإِذنيو به اذن من نابینای مادرزاد و پیس را شفا میدادی. وَ تُبرِئُ الأَكمَهَ وَ الأَبرَصَ بِإِذني
وَإِذ تُخرِجُ المَوتىٰ بِإِذنيو آنگاه که مردگان را به اذن من بیرون میآوردی. وَ إِذ تُخرِجُ المَوتىٰ بِإِذني وَإِذ كَفَفتُ بَني إِسرائيلَ عَنكَ إِذ جِئتَهُم بِالبَيِّناتِو آنگاه که بنیاسرائیل را از آسیب رساندن به تو بازداشتم، هنگامی که نشانههای روشن را برای آنان آوردی. وَ إِذ كَفَفتُ بَني إِسرائيلَ عَنكَ إِذ جِئتَهُم بِالبَيِّناتِ فَقالَ الَّذينَ كَفَروا مِنهُم إِن هٰذا إِلّا سِحرٌ مُبينٌپس کسانی از آنان که کافر شدند گفتند: «این جز جادویی آشکار نیست.» فَ قالَ الَّذينَ كَفَروا مِنهُم إِن هٰذا إِلّا سِحرٌ مُبينٌ |
005-110-114-مائدة
« Back to Glossary Index
