| همانا برای شما مردم پیغام آوری از جنس خودتان آمده که از رنج شما سخت ناراحت میشود و بر راهنمائی شما بسیار علاقه دارد و نسبت به ایمان آورندگان دلسوز و مهربان می باشد (۱۲۸) |
| لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن أَنفُسِكُم عَزيزٌ عَلَيهِ ما عَنِتُّم حَريصٌ عَلَيكُم بِالمُؤمِنينَ رَءوفٌ رَحيمٌ بیگمان پیامبری از خودِ شما به سویتان آمده است؛ رنج و سختی شما بر او گران است، نسبت به شما سخت دلسوز و خواهان خیر شماست، و با مؤمنان بسیار مهربان و رحیم است. لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن أَنفُسِكُمبیگمان پیامبری از خودِ شما به سویتان آمده است. لَقَد: ریشه ندارد؛ «لَـ» لامِ تأکید و «قَد» حرف تحقیق است؛ همراه فعل ماضی برای تأکید و قطعیبودن وقوع میآید؛ معنا: قطعاً، بیگمان، بهراستی. جاءَكُم: ریشه: ج ي أ؛ فعل ماضی، سومشخص مفرد مذکر، همراه ضمیر متصل «كُم»؛ «كُم» ضمیر مخاطب جمع و در نقش مفعول یا متعلق به فعل است؛ معنا: به سوی شما آمد، نزد شما آمد. رَسولٌ: ریشه: ر س ل؛ اسم مفرد مذکر، نکره، مرفوع، فاعلِ «جاء»؛ معنا: فرستاده، پیامبر، رسول. مِن: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ معنا: از، از میان، از جنس. أَنفُسِكُم: ریشه: ن ف س؛ «أَنفُس» جمعِ «نَفْس»، اسم مجرور به «مِن»، مضاف؛ «كُم» ضمیر متصل مخاطب جمع در جایگاه مضافالیه؛ معنا: خودتان، جانهای شما، از میان خود شما، از جنس خودتان. عَزيزٌ عَلَيهِ ما عَنِتُّمرنج و سختی شما بر او گران و دشوار است. عَزيزٌ: ریشه: ع ز ز؛ صفت مشبهه بر وزن «فَعيل»، مرفوع و وصف برای «رَسول»؛ در این ترکیب به معنای «دشوار و گران» است؛ معنا: سخت، گران، دشوار، سنگین. عَلَيهِ: ریشه ندارد؛ «عَلى» حرف جر و «هِ» ضمیر متصل سومشخص مفرد مذکر، مجرور به حرف جر؛ متعلق به «عَزيز»؛ معنا: بر او، برای او. ما: ریشه ندارد؛ میتواند اسم موصول یا حرف مصدری باشد؛ همراه «عَنِتُّم» معنای «آنچه شما را به رنج انداخت» یا «رنجکشیدن شما» میدهد؛ معنا: آنچه، چیزی که، اینکه. عَنِتُّم: ریشه: ع ن ت؛ فعل ماضی، دومشخص جمع مخاطب؛ «تُم» ضمیر فاعلی مخاطب جمع؛ معنا: به رنج افتادید، سختی کشیدید، دچار مشقت شدید. حَريصٌ عَلَيكُمنسبت به شما بسیار دلسوز و خواهان خیر شماست. حَريصٌ: ریشه: ح ر ص؛ صفت مشبهه یا اسم صفت بر وزن «فَعيل»، مرفوع و وصف برای «رَسول»؛ معنا: بسیار مشتاق، بسیار خواهان، دلسوز، پیگیرِ خیر و نجات. عَلَيكُم: ریشه ندارد؛ «عَلى» حرف جر و «كُم» ضمیر متصل مخاطب جمع، مجرور به حرف جر؛ متعلق به «حَريص»؛ معنا: بر شما، نسبت به شما، برای شما. بِالمُؤمِنينَ رَءوفٌ رَحيمٌبا مؤمنان بسیار مهربان و رحیم است. بِالمُؤمِنينَ: ریشه: أ م ن؛ «بِـ» حرف جر؛ «المُؤمِنينَ» جمع مذکر سالم، اسم مجرور به «بِـ» و دارای «ال» تعریف؛ از فعل «آمَنَ» به معنای ایمان آوردن؛ معنا: به مؤمنان، نسبت به مؤمنان، با ایمانآورندگان. رَءوفٌ: ریشه: ر أ ف؛ صفت مشبهه یا صیغهٔ مبالغه بر وزن «فَعول»، مرفوع و وصف برای «رَسول»؛ معنا: بسیار مهربان، بسیار دلسوز، پرمهر. رَحيمٌ: ریشه: ر ح م؛ صفت مشبهه یا صیغهٔ مبالغه بر وزن «فَعيل»، مرفوع و وصف برای «رَسول»؛ معنا: رحیم، مهربان، دارای رحمت پایدار. |
009-128-113-توبة
« Back to Glossary Index
