009-127-113-توبة

« Back to Glossary Index
و هنگامی که مطلبی از جانب الله نازل میشود، بعضی از ایشان به بعضی دیگر چشم می اندازند و با اشاره می گویند، آیا کسی از مؤمنان حقیقی شما را می بیند، وقتی دیدند کسی آنان را نمی بیند، با رفيق خود از محل اعلام مطلب نازل شده بر میگردند، الله دلهای ایشان را از حقیقت برگردانده، زیرا آنان گروهی هستند که نمی خواهند موضوعات خوب را بفهمند (۱۲۷)
وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ هَلْ يَرَاكُم مِّنْ أَحَدٍ ثُمَّ انصَرَفُوا ۚ صَرَفَ الله قُلُوبَهُم بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَفْقَهُونَ

و هرگاه سوره‌ای نازل شود، برخی از آنان به برخی دیگر نگاه می‌کنند که: «آیا کسی شما را می‌بیند؟» سپس روی برمی‌گردانند. الله دل‌هایشان را برگردانده است، زیرا آنان مردمی هستند که نمی‌فهمند.


وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ

و هرگاه سوره‌ای نازل شود.

وَ — ریشه ندارد؛ حرف عطف یا آغاز سخن؛ معنا: «و».
إِذَا — ریشه ندارد؛ ظرف زمان برای آینده و دربردارندهٔ معنای شرط؛ معنا: «هرگاه»، «وقتی که».
مَا — ریشه ندارد؛ در اینجا حرف زائد برای تأکید پس از «إِذَا»؛ معنا: تأکید بر «هرگاه».
أُنزِلَتْ — ریشه: ن ز ل؛ فعل ماضی مجهول، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مؤنث، از باب إفعال «أَنْزَلَ»؛ معنا: «نازل شد»، «فرود آورده شد».
سُورَةٌ — ریشه: س و ر؛ اسم مفرد مؤنث، نکره، مرفوع؛ نائب فاعل برای «أُنزِلَتْ»؛ معنا: «سوره»، بخشی مستقل از قرآن.


نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ

برخی از آنان به برخی دیگر نگاه کردند.

نَظَرَ — ریشه: ن ظ ر؛ فعل ماضی، معلوم، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنا: «نگاه کرد»، «نگریست».
بَعْضُهُمْ — ریشه: ب ع ض؛ «بَعْضُ» اسم مرفوع و فاعل «نَظَرَ»، مضاف؛ «هُمْ» ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر، مضافٌ‌إلیه؛ معنا: «برخی از آنان».
إِلَىٰ — ریشه ندارد؛ حرف جر؛ معنا: «به»، «به سوی».
بَعْضٍ — ریشه: ب ع ض؛ اسم مجرور به «إِلَىٰ»؛ معنا: «برخی دیگر»، «بعضی».


هَلْ يَرَاكُم مِّنْ أَحَدٍ

آیا کسی شما را می‌بیند؟

هَلْ — ریشه ندارد؛ حرف پرسش؛ معنا: «آیا».
يَرَاكُم — ریشه: ر أ ي؛ فعل مضارع معلوم، سوم‌شخص مفرد مذکر، مرفوع با ضمهٔ تقدیری بر الف؛ «كُم» ضمیر متصل دوم‌شخص جمع، مفعول‌به؛ معنا: «شما را می‌بیند».
مِّنْ — ریشه ندارد؛ حرف جر زائد برای تأکید و فراگیری در پرسش؛ معنا: در ترجمه معمولاً مستقل نمی‌آید و مفهوم «هیچ» یا «کسی» را تقویت می‌کند.
أَحَدٍ — ریشه: أ ح د؛ اسم مفرد، از نظر لفظی مجرور به «مِنْ»، از نظر نقش جمله فاعل برای «يَرَى»؛ معنا: «کسی»، «یک نفر».


ثُمَّ انصَرَفُوا

سپس روی برگرداندند.

ثُمَّ — ریشه ندارد؛ حرف عطف برای ترتیب همراه با فاصله یا درنگ؛ معنا: «سپس»، «آنگاه».
انصَرَفُوا — ریشه: ص ر ف؛ فعل ماضی معلوم، سوم‌شخص جمع مذکر، از باب انفعال «انْصَرَفَ»؛ «واو» ضمیر فاعلی جمع مذکر؛ معنا: «رفتند»، «روی برگرداندند»، «منصرف شدند».


صَرَفَ الله قُلُوبَهُم

الله دل‌هایشان را برگرداند.

صَرَفَ — ریشه: ص ر ف؛ فعل ماضی معلوم، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنا: «برگرداند»، «منصرف کرد»، «دور ساخت».
الله — اسم خاص و فاعل مرفوع برای «صَرَفَ»؛ معنا: الله، پروردگار یگانه.
قُلُوبَهُم — ریشه: ق ل ب؛ «قُلُوبَ» جمع «قَلْب»، مفعول‌به منصوب، مضاف؛ «هُمْ» ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر، مضافٌ‌إلیه؛ معنا: «دل‌هایشان»، «قلب‌هایشان».


بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَفْقَهُونَ

زیرا آنان مردمی هستند که نمی‌فهمند.

بِأَنَّهُمْ — «بِـ» حرف جر سببی، معنا: «به سببِ»، «زیرا»؛ «أَنَّ» حرف تأکید و نصب؛ «هُمْ» ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر، اسم «أَنَّ»؛ معنا: «به سبب اینکه آنان».
قَوْمٌ — ریشه: ق و م؛ اسم مفرد با معنای جمعی، مرفوع، خبر «أَنَّ»؛ معنا: «قوم»، «مردم»، «گروه».
لَّا — اصل آن «لا» است؛ حرف نفی؛ معنا: «نمی»، «نه».
يَفْقَهُونَ — ریشه: ف ق ه؛ فعل مضارع معلوم، سوم‌شخص جمع مذکر، از افعال پنج‌گانه، مرفوع با ثبوت نون؛ «واو» ضمیر فاعلی؛ معنا: «می‌فهمند»، «درک می‌کنند»، و با «لا»: «نمی‌فهمند».

Nach oben scrollen