009-101-113-توبة

« Back to Glossary Index
و از کسانی که عرب بیابانی هستند و در اطراف شما مسلمانانِ شهرنشین زندگی میکنند، گروهی دورو میباشند (یعنی تمام عربهای غیر شهری دورو و منافق نمی باشند) و بعضی از مردم اهل شهر نیز (اشاره به مردم شهر مدینه است) بر دوروئی ادامه دادند و شما مؤمنان حقیقی ایشان را نمی شناسید، بلکه مائیم که آنان را می شناسیم، آنان را در آینده دوبار عذاب خواهیم کرد و سپس بسوی عذابی بس بزرگ، برگردانده میشوند (عذاب اول آنان عذاب جسمی و روحی ایشان در دنیا بوسیله مؤمنانست و عذاب دوم عذاب روح ایشان، از پس مرگ در عالم برزخ میباشد که بوسیله ماموران روحی و ملائکه الله بر ایشان هر صبح و شام وارد خواهد آمد) (۱۰۱)
وَمِمَّن حَولَكُم مِنَ الأَعرابِ مُنافِقونَ ۖ وَمِن أَهلِ المَدينَةِ ۖ مَرَدوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعلَمُهُم ۖ نَحنُ نَعلَمُهُم ۚ سَنُعَذِّبُهُم مَرَّتَينِ ثُمَّ يُرَدّونَ إِلىٰ عَذابٍ عَظيمٍ

و از کسانی از بادیه‌نشینان که پیرامون شما هستند، منافقانی وجود دارند؛ و از اهل مدینه نیز. آنان بر نفاق خو گرفته و در آن سرسخت شده‌اند. تو آنان را نمی‌شناسی؛ ما آنان را می‌شناسیم. به‌زودی آنان را دو بار عذاب می‌کنیم، سپس به سوی عذابی بزرگ بازگردانده می‌شوند.


وَمِمَّن حَولَكُم مِنَ الأَعرابِ مُنافِقونَ

و از کسانی از بادیه‌نشینان که پیرامون شما هستند، منافقانی وجود دارند.

وَمِمَّن: «وَ» حرف عطف یا آغاز سخن، بی‌ریشه؛ «مِمَّن» ترکیب «مِن» + «مَن»، «مِن» حرف جر، «مَن» اسم موصول یا نکرهٔ موصوفه؛ معنا: و از کسانی که / و از میان کسانی که.

حَولَكُم: «حَولَ» اسم ظرف مکان، منصوب، مضاف؛ ریشه: ح و ل؛ معنا: پیرامون، اطراف، دوروبر. «كُم» ضمیر متصل مخاطب جمع، در محل جر به عنوان مضاف‌الیه؛ معنا: شما.

مِنَ: حرف جر، بی‌ریشه؛ در اینجا برای بیان یا تبعیض؛ معنا: از، از میان.

الأَعرابِ: اسم جمع، مجرور به «مِن»، معرفه با «ال»؛ ریشه: ع ر ب؛ معنا: بادیه‌نشینان عرب، عرب‌های صحرانشین.

مُنافِقونَ: اسم فاعل جمع مذکر سالم، مرفوع؛ از فعل «نافَقَ» از ریشهٔ ن ف ق؛ از نظر نحوی مبتدای مؤخر یا اسم اصلی جمله با خبر مقدم؛ معنا: منافقان، کسانی که در ظاهر ایمان نشان می‌دهند و در باطن کفر یا دشمنی پنهان دارند.


وَمِن أَهلِ المَدينَةِ

و از اهل مدینه نیز.

وَمِن: «وَ» حرف عطف یا ادامهٔ سخن، بی‌ریشه؛ «مِن» حرف جر، بی‌ریشه؛ معنا: و از / و از میان.

أَهلِ: اسم مجرور به «مِن»، مضاف؛ ریشه: أ هـ ل؛ معنا: اهل، ساکنان، خانواده، مردم وابسته به یک جا یا گروه.

المَدينَةِ: اسم مجرور به عنوان مضاف‌الیه، معرفه با «ال»؛ ریشه: م د ن؛ معنا: شهر؛ در این آیه مراد «مدینه» است.


مَرَدوا عَلَى النِّفاقِ

آنان بر نفاق خو گرفته و در آن سرسخت شده‌اند.

مَرَدوا: فعل ماضی، صیغهٔ سوم شخص جمع مذکر، مبنی بر ضم به سبب اتصال به «واو الجماعة»؛ «واو» فاعل است؛ ریشه: م ر د؛ معنا: سرسخت شدند، عادت کردند، گستاخ و پا برجا شدند، در چیزی ورزیده و ثابت ماندند.

عَلَى: حرف جر، بی‌ریشه؛ معنا: بر، بر ضد، در حالت تسلط یا ثبات بر چیزی.

النِّفاقِ: اسم مجرور به «عَلَى»، معرفه با «ال»؛ ریشه: ن ف ق؛ معنا: نفاق، دورویی، پنهان داشتن کفر یا دشمنی و آشکار کردن ایمان یا دوستی.


لا تَعلَمُهُم

تو آنان را نمی‌شناسی.

لا: حرف نفی، بی‌ریشه؛ بر فعل مضارع وارد شده و معنای نفی می‌دهد؛ معنا: نه، نمی.

تَعلَمُهُم: «تَعلَمُ» فعل مضارع مرفوع، صیغهٔ دوم شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن ضمیر پنهان «أنتَ» است؛ ریشه: ع ل م؛ معنا: می‌دانی، می‌شناسی. «هُم» ضمیر متصل غایب جمع مذکر، در محل نصب مفعول‌به؛ معنا: آنان.


نَحنُ نَعلَمُهُم

ما آنان را می‌شناسیم.

نَحنُ: ضمیر منفصل متکلم جمع، در محل مبتدا یا برای تأکید فاعل؛ بی‌ریشه؛ معنا: ما.

نَعلَمُهُم: «نَعلَمُ» فعل مضارع مرفوع، صیغهٔ اول شخص جمع؛ ریشه: ع ل م؛ معنا: می‌دانیم، می‌شناسیم. «هُم» ضمیر متصل غایب جمع مذکر، در محل نصب مفعول‌به؛ معنا: آنان.


سَنُعَذِّبُهُم مَرَّتَينِ

به‌زودی آنان را دو بار عذاب می‌کنیم.

سَنُعَذِّبُهُم: «سَـ» حرف استقبال، بی‌ریشه؛ معنا: به‌زودی، در آینده. «نُعَذِّبُ» فعل مضارع مرفوع، صیغهٔ اول شخص جمع، از باب تفعیل؛ ریشه: ع ذ ب؛ معنا: عذاب می‌کنیم، کیفر می‌دهیم. «هُم» ضمیر متصل غایب جمع مذکر، در محل نصب مفعول‌به؛ معنا: آنان.

مَرَّتَينِ: اسم مثنی منصوب، نشانهٔ نصب آن «یاء» است؛ ریشه: م ر ر؛ از نظر نحوی بیانگر شمار دفعات و جانشین مفعول مطلق یا قید مقدار است؛ معنا: دو بار، دو مرتبه.


ثُمَّ يُرَدّونَ إِلىٰ عَذابٍ عَظيمٍ

سپس به سوی عذابی بزرگ بازگردانده می‌شوند.

ثُمَّ: حرف عطف، بی‌ریشه؛ برای ترتیب همراه با فاصله یا مرحلهٔ بعد؛ معنا: سپس، آنگاه.

يُرَدّونَ: فعل مضارع مجهول، صیغهٔ سوم شخص جمع مذکر، از افعال پنج‌گانه و مرفوع با ثبوت نون؛ «واو» نائب فاعل است؛ ریشه: ر د د؛ معنا: بازگردانده می‌شوند، برگردانده می‌شوند.

إِلىٰ: حرف جر، بی‌ریشه؛ معنا: به سوی، به، تا.

عَذابٍ: اسم مجرور به «إِلىٰ»، نکره؛ ریشه: ع ذ ب؛ معنا: عذاب، کیفر، رنج سخت.

عَظيمٍ: صفت برای «عَذابٍ»، مجرور و نکره؛ ریشه: ع ظ م؛ معنا: بزرگ، عظیم، بسیار سخت، سنگین.

Nach oben scrollen