009-088-113-توبة

« Back to Glossary Index
ليکن این پیغمبر و کسانی که ایمان صحیح آورده اند و همیشه با او بوده اند، همیشه با مالها و جانهای خود جهاد کرده اند و تمام خوبیهای ذکر شده در قرآن، برای ایشان خواهد بود و اینان میباشند که آن رستگاران حقیقی هستند (مهاجر و انصارِ معروف سران و بزرگان این مؤمنان حقیقی بوده اند و تشکیلات اسلام همیشه بوسیله این مسلمانان سابقه دار که بسیار فهیم و فداکار بودند اداره میشد و تمام ترقیات اسلام بواسطه اینان بود) (۸۸)
لٰكِنِ الرَّسولُ وَالَّذينَ آمَنوا مَعَهُ جاهَدوا بِأَموالِهِم وَأَنفُسِهِم ۚ وَأُولٰئِكَ لَهُمُ الخَيراتُ ۖ وَأُولٰئِكَ هُمُ المُفلِحونَ

اما پیامبر و کسانی که همراه او ایمان آوردند، با مال‌ها و جان‌هایشان جهاد کردند؛ و آنانند که خوبی‌ها و نعمت‌ها برایشان است، و آنان همان رستگاران‌اند.

لٰكِنِ الرَّسولُ وَالَّذينَ آمَنوا مَعَهُ جاهَدوا بِأَموالِهِم وَأَنفُسِهِم

اما پیامبر و کسانی که همراه او ایمان آوردند، با مال‌ها و جان‌هایشان جهاد کردند.

لٰكِنِ: ریشه ندارد؛ حرف استدراک است؛ برای برگشت از معنای جملهٔ قبل و بیان تقابل می‌آید؛ در اینجا «اما / ولی» معنا می‌دهد و عمل نصب ندارد.

الرَّسولُ: ریشه: ر س ل؛ اسم معرفه با «ال»، مفرد، مذکر، مرفوع؛ از نظر نقش، مبتدا است؛ معنا: فرستاده، پیامبر.

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنا: و.

الَّذينَ: ریشه ندارد؛ اسم موصول، جمع مذکر، مبنی بر فتح؛ در محل رفع و معطوف بر «الرَّسولُ»؛ معنا: کسانی که.

آمَنوا: ریشه: أ م ن؛ فعل ماضی، باب إفعال، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» در پایان، فاعل فعل است؛ معنا: ایمان آوردند، باور کردند، ایمن دانستند.

مَعَهُ: «مَعَ» ریشه ندارد؛ ظرف همراهی و مصاحبت، منصوب و مضاف؛ «هُ» ضمیر متصل، سوم‌شخص مفرد مذکر، در محل جر مضاف‌الیه؛ معنا: همراه او، با او.

جاهَدوا: ریشه: ج ه د؛ فعل ماضی، باب مفاعله، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» فاعل است؛ معنا: جهاد کردند، تلاش سخت کردند، در راه حق کوشیدند.

بِأَموالِهِم: «بِـ» حرف جر است؛ «أَموال» ریشه: م و ل، جمع شکستهٔ «مال»، مجرور به حرف جر و مضاف؛ «هِم» ضمیر متصل، سوم‌شخص جمع مذکر، در محل جر مضاف‌الیه؛ معنا: با مال‌هایشان، با دارایی‌هایشان.

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنا: و.

أَنفُسِهِم: ریشه: ن ف س؛ «أَنفُس» جمع شکستهٔ «نَفْس»، معطوف بر «أَموال»، مجرور و مضاف؛ «هِم» ضمیر متصل، سوم‌شخص جمع مذکر، در محل جر مضاف‌الیه؛ معنا: جان‌هایشان، خودشان، وجودشان.


وَأُولٰئِكَ لَهُمُ الخَيراتُ

و آنانند که خوبی‌ها و نعمت‌ها برایشان است.

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنا: و.

أُولٰئِكَ: ریشه ندارد؛ اسم اشارهٔ دور برای جمع، مبنی؛ در محل رفع مبتدا؛ معنا: آنان، آن گروه.

لَهُمُ: «لِـ» حرف جر؛ «هُم» ضمیر متصل، سوم‌شخص جمع مذکر، در محل جر؛ جار و مجرور در نقش خبر مقدم؛ معنا: برای آنان، از آنِ آنان.

الخَيراتُ: ریشه: خ ي ر؛ اسم جمع یا جمع مؤنث سالم از «خَيرَة / خَير»، معرفه با «ال»، مرفوع؛ از نظر نقش، مبتدای مؤخر است؛ معنا: خوبی‌ها، نیکی‌ها، نعمت‌ها، بهره‌های نیک.


وَأُولٰئِكَ هُمُ المُفلِحونَ

و آنان همان رستگاران‌اند.

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنا: و.

أُولٰئِكَ: ریشه ندارد؛ اسم اشارهٔ دور برای جمع، مبنی؛ در محل رفع مبتدا؛ معنا: آنان، آن گروه.

هُمُ: ریشه ندارد؛ ضمیر منفصل، سوم‌شخص جمع مذکر؛ در اینجا ضمیر فصل یا تأکید است؛ معنا: خودِ آنان، همانان.

المُفلِحونَ: ریشه: ف ل ح؛ اسم فاعل از باب إفعال، جمع مذکر سالم، معرفه با «ال»، مرفوع با واو؛ خبر برای «أُولٰئِكَ»؛ معنا: رستگاران، کامیابان، نجات‌یافتگان.

Nach oben scrollen