009-086-113-توبة

« Back to Glossary Index
و هنگامیکه سوره ای نازل شد، که در آن گفته شده بود به الله ایمان آورید و با پیغمبرش به جهاد روید ثروتمندان ایشان از تو اجازه خواستند که به جهاد نروند و گفتند ما را رها کن، تا با بازنشستگان بمانیم (سوره یعنی قسمت و تکه ای مستقل از مطالب و سوره های قرآن هریک تکه هائی مستقل هستند، اگر چه بعضی از آنان از مجموع چند تکه مستقل تشکیل یافته باشند) (86)
وَإِذا أُنزِلَت سورَةٌ أَن آمِنوا بِاللَّهِ وَجاهِدوا مَعَ رَسولِهِ استَأذَنَكَ أُولُو الطَّولِ مِنهُم وَقالوا ذَرنا نَكُن مَعَ القاعِدينَ

و هنگامی که سوره‌ای نازل شود که: «به الله ایمان بیاورید و همراه پیامبرش جهاد کنید»، توانگرانِ آنان از تو اجازه می‌خواهند و می‌گویند: «ما را واگذار تا با خانه‌نشینان باشیم.»

وَإِذا أُنزِلَت سورَةٌ أَن آمِنوا بِاللَّهِ وَجاهِدوا مَعَ رَسولِهِ

و هنگامی که سوره‌ای نازل شود که: «به الله ایمان بیاورید و همراه پیامبرش جهاد کنید».

وَ: حرف عطف یا استیناف؛ ریشه ندارد؛ معنای «و»، «و نیز»، «در حالی که» بسته به سیاق.
إِذا: ظرف زمان شرطی؛ ریشه ندارد؛ برای بیان زمان آینده یا وقوع یک حالت؛ معنای «هنگامی که»، «وقتی که».
أُنزِلَت: ریشه: ن ز ل؛ فعل ماضی مجهول، باب إفعال، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مؤنث؛ چون فاعلِ نایب «سورَةٌ» مؤنث است؛ معنای «نازل شد»، «فرود آورده شد».
سورَةٌ: ریشه: س و ر؛ اسم مفرد مؤنث، نکره، مرفوع؛ نایب فاعل برای «أُنزِلَت»؛ معنای «سوره‌ای»، «بخشی از قرآن».
أَن: حرف تفسیر یا بیان؛ ریشه ندارد؛ مضمون سوره را توضیح می‌دهد؛ معنای «که»، «اینکه».
آمِنوا: ریشه: أ م ن؛ فعل امر، باب إفعال، خطاب به جمع مذکر؛ واو، فاعلِ جمع؛ معنای «ایمان بیاورید»، «باور کنید»، «ایمن‌دانسته و تصدیق کنید».
بِاللَّهِ: «بِـ» حرف جر به معنای «به»؛ «الله» اسم جلاله، مجرور به حرف جر؛ معنای «به الله».
وَجاهِدوا: «وَ» حرف عطف؛ «جاهِدوا» ریشه: ج ه د؛ فعل امر، باب مفاعله، خطاب به جمع مذکر؛ واو، فاعلِ جمع؛ معنای «جهاد کنید»، «کوشش و مبارزه کنید».
مَعَ: ظرف یا حرف دال بر همراهی؛ ریشه ندارد؛ منصوب از نظر نقش ظرفی؛ معنای «همراهِ»، «با».
رَسولِهِ: ریشه: ر س ل؛ «رَسول» اسم مفرد مذکر، مجرور به اضافه پس از «مَعَ»؛ «ـهِ» ضمیر متصل مفرد مذکر غایب، مضاف‌الیه، برگشت به الله؛ معنای «پیامبرِ او»، «فرستادهٔ او».


استَأذَنَكَ أُولُو الطَّولِ مِنهُم

توانگرانِ آنان از تو اجازه می‌خواهند.

استَأذَنَكَ: ریشه: أ ذ ن؛ فعل ماضی، باب استفعال، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ چون فعل پیش از فاعل آمده، به صورت مفرد آمده است؛ «كَ» ضمیر متصل مفعولی، خطاب به پیامبر؛ معنای «از تو اجازه خواست»، «رخصت طلبید».
أُولُو: از اسم‌های ملحق به جمع مذکر سالم؛ مرفوع با واو؛ مضاف؛ معنای «صاحبانِ»، «دارندگانِ».
الطَّولِ: ریشه: ط و ل؛ اسم مفرد، معرفه با «ال»، مجرور به اضافه پس از «أُولُو»؛ معنای «توانگری»، «ثروت»، «قدرت مالی»، «امکان و وسعت».
مِنهُم: «مِن» حرف جر به معنای «از»، «از میان»؛ «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب، مجرور به حرف جر؛ معنای «از آنان»، «از میان ایشان».


وَقالوا ذَرنا نَكُن مَعَ القاعِدينَ

و گفتند: «ما را واگذار تا با خانه‌نشینان باشیم.»

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ معنای «و».
قالوا: ریشه: ق و ل؛ فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ واو، فاعلِ جمع؛ معنای «گفتند».
ذَرنا: ریشه: و ذ ر؛ فعل امر، خطاب به مفرد مذکر؛ «نا» ضمیر متصل مفعولی؛ معنای «ما را واگذار»، «ما را رها کن»، «بگذار ما».
نَكُن: ریشه: ك و ن؛ فعل مضارع ناقص، مجزوم، صیغهٔ اول‌شخص جمع؛ اصل آن «نَكونُ» است و به سبب جزم، واو حذف شده؛ معنای «باشیم»، «خواهیم بود» در جواب درخواست.
مَعَ: ظرف یا حرف دال بر همراهی؛ ریشه ندارد؛ معنای «با»، «همراهِ».
القاعِدينَ: ریشه: ق ع د؛ اسم فاعل جمع مذکر سالم، معرفه با «ال»، مجرور بعد از «مَعَ» و علامت جر آن یاء است؛ معنای «نشستگان»، «خانه‌نشینان»، «کسانی که از رفتن به جهاد بازمانده‌اند یا نشسته‌اند».

Nach oben scrollen