009-058-113-توبة

« Back to Glossary Index
و پاره ای از ایشان کسانی هستند که تو را در تقسیم آنچه مردم برای زکات از روی تصدیق دین اسلام میدهند، عیب جوئی میکنند و اگر از آن به آنان چیزی داده شود، راضی میشوند و اگر از آن به ایشان ندادند بدشان میآید. (۵۸)
وَمِنهُم مَن يَلمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ فَإِن أُعطوا مِنها رَضوا وَإِن لَم يُعطَوا مِنها إِذا هُم يَسخَطونَ

و از آنان کسانی هستند که دربارهٔ صدقه‌ها بر تو عیب می‌گیرند؛ پس اگر از آن به آنان داده شود، خشنود می‌شوند، و اگر از آن به آنان داده نشود، ناگهان خشمگین می‌شوند.

وَمِنهُم مَن يَلمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ

و از آنان کسانی هستند که دربارهٔ صدقه‌ها بر تو عیب می‌گیرند.

وَ — ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنای «و»، برای پیوند دادن این جمله با پیش از خود.
مِنهُم — «مِن» حرف جر به معنای «از»؛ «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب به معنای «آنان»؛ ترکیباً یعنی «از آنان».
مَن — اسم موصول یا اسم مبهم برای شخص؛ از نظر معنا: «کسی که / کسانی که»؛ در اینجا به گروهی از منافقان اشاره دارد.
يَلمِزُكَ — ریشه: ل م ز؛ فعل مضارع، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «ـكَ» ضمیر متصل مخاطب مفرد مذکر و مفعول فعل است؛ معنا: «تو را عیب‌جویی می‌کند»، «بر تو خرده می‌گیرد»، «طعنه می‌زند».
فِي — حرف جر؛ معنا: «در»، «دربارهٔ»، «در مورد».
الصَّدَقاتِ — ریشه: ص د ق؛ اسم جمع مؤنث، جمعِ «صَدَقَة»؛ مجرور به سبب حرف جر «في»؛ معنا: «صدقه‌ها»، «کمک‌های مالی»، و در این آیه به اموال صدقات و زکات اشاره دارد.


فَإِن أُعطوا مِنها رَضوا

پس اگر از آن به آنان داده شود، خشنود می‌شوند.

فَـ — حرف ربط و نتیجه؛ معنا: «پس»، «بنابراین».
إِن — حرف شرط؛ معنا: «اگر»؛ جملهٔ شرطی می‌سازد.
أُعطوا — ریشه: ع ط و / ع ط ي؛ فعل ماضی مجهول، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ از باب إفعال، اصل آن «أَعطى» به معنای «داد» است؛ معنا: «داده شدند»، یعنی «به آنان داده شد».
مِنها — «مِن» حرف جر به معنای «از»؛ «ها» ضمیر متصل مفرد مؤنث غایب که به «الصَّدَقات» یا اموال صدقه برمی‌گردد؛ معنا: «از آن»، «از آن اموال».
رَضوا — ریشه: ر ض ي؛ فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنا: «خشنود شدند»، «راضی شدند»، «رضایت دادند».


وَإِن لَم يُعطَوا مِنها إِذا هُم يَسخَطونَ

و اگر از آن به آنان داده نشود، ناگهان آنان خشمگین می‌شوند.

وَ — حرف عطف؛ معنا: «و».
إِن — حرف شرط؛ معنا: «اگر».
لَم — حرف نفی و جزم؛ فعل مضارع پس از خود را منفی و مجزوم می‌کند؛ معنا: «نشد»، «نمی‌شود» در ساخت گذشته‌نما.
يُعطَوا — ریشه: ع ط و / ع ط ي؛ فعل مضارع مجهول، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر، مجزوم به سبب «لَم»؛ معنا: «داده نشوند»، یعنی «به آنان داده نشود».
مِنها — «مِن» حرف جر به معنای «از»؛ «ها» ضمیر متصل مفرد مؤنث غایب؛ معنا: «از آن»، «از آن اموال».
إِذا — حرف ناگهانی و مفاجات؛ در اینجا معنا می‌دهد: «ناگهان»، «یک‌باره»، «در این هنگام».
هُم — ضمیر منفصل جمع مذکر غایب؛ معنا: «آنان»؛ برای تأکید بر خود آنان آمده است.
يَسخَطونَ — ریشه: س خ ط؛ فعل مضارع، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ مرفوع با ثبوت نون، و «واو» فاعل آن است؛ معنا: «خشمگین می‌شوند»، «ناخرسند می‌شوند»، «اعتراض و نارضایتی نشان می‌دهند».

Nach oben scrollen