| آنان دانشمندان دینی و زاهدان خود و آن مسیح پسر مریم را، غیر از الله صاحب اختياران دینی بی چون و چرای خود گرفته اند و حال آنکه به وسیله الله و آن مسیح دستور نگرفته اند، مگر بر اینکه فقط از یک صاحب اختیار که خالق عالم است اطاعت بنده وار نمایند، زیرا در امور دینی جز او خدائی نیست (خدا یعنی صاحب اختیار و با بودن اینگونه آیات در قرآن، وای بر مسلمانانی که از دستورات و عقاید مذهبی بعضی علما و زاهدانی اطاعت میکنند که خلاف متن قرآن است) و او از آنچه برایش شریک قرار میدهند پاک است (هر پیغمبر و هر پادشاهی که طرفدار پیغمبران باشد و خود مورد الهام الله قرار گیرد مسیح می باشد و لفظ مسيح منحصر برای عیسی نیست و معنای مسیحِ مسح شده و مورد توجه الله قرار گرفته میباشد و مطالب بالا را درباره پسر الله نبودن عُزیر و عیسی میتوانید در اول باب سیزدهم کتاب پنجم تورات و هم در باب هفتم از انجيل متا ببینید، زیرا در این دو جا اعلام شده هیچ پیغمبر راستی جز پیغمبری هیچ سمت خدائی و صاحب اختیاری و پسر خدائی و مظهر خدائی و امثال این غلوها را برای خود نمی گوید و هر کس چنین سمت هائی برای خود معرفی کنند پیغمبریست دروغگو که باید او را کشت.) (۳۱) |
| اتَّخَذوا أَحبارَهُم وَرُهبانَهُم أَربابًا مِن دونِ الله وَالمَسيحَ ابنَ مَريَمَ وَما أُمِروا إِلّا لِيَعبُدوا إِلٰهًا واحِدًا ۖ لا إِلٰهَ إِلّا هُوَ ۚ سُبحانَهُ عَمّا يُشرِكونَ آنان دانشمندان دینی و راهبان خود را، و نیز مسیح پسر مریم را، به جای الله به عنوان پروردگارانی گرفتند؛ در حالی که فرمان نیافته بودند مگر اینکه معبودی یگانه را عبادت کنند. هیچ معبودی جز او نیست. او پاک و منزّه است از آنچه شریک او میسازند. اتَّخَذوا أَحبارَهُم وَرُهبانَهُم أَربابًا مِن دونِ اللهآنان دانشمندان دینی و راهبان خود را به جای الله پروردگارانی گرفتند. اتَّخَذوا: ریشه: أ-خ-ذ؛ فعل ماضی، باب افتعال، صیغهٔ سومشخص جمع مذکر؛ به معنای «گرفتند»، «برگزیدند»، «قرار دادند». وَالمَسيحَ ابنَ مَريَمَو نیز مسیح، پسر مریم را. وَ: حرف عطف؛ به معنای «و». وَما أُمِروا إِلّا لِيَعبُدوا إِلٰهًا واحِدًادر حالی که فرمان نیافته بودند مگر برای اینکه معبودی یگانه را عبادت کنند. وَ: حرف عطف یا حالیه؛ به معنای «و» یا «در حالی که». لا إِلٰهَ إِلّا هُوَهیچ معبودی جز او نیست. لا: حرف نفی جنس؛ برای نفی کامل و فراگیر؛ به معنای «هیچ … نیست». سُبحانَهُ عَمّا يُشرِكونَاو پاک و منزّه است از آنچه شریک او میسازند. سُبحانَهُ: ریشه: س-ب-ح؛ «سُبحان» مصدر منصوب بر مفعول مطلق برای فعل محذوف، به معنای پاکی و منزّهبودن؛ «هُ» ضمیر متصل سومشخص مفرد، مضافالیه، اشاره به الله؛ یعنی «پاکی از آنِ اوست» یا «او منزّه است». |
009-031-113-توبة
« Back to Glossary Index
