009-021-113-توبة

« Back to Glossary Index
پروردگار ایشان رحمت و خوشنودی ای از خودش را به آنان مژده میدهد و باغهائی برای ایشان است که در آنها نعمتی است دائمی (۲۱)
يُبَشِّرُهُم رَبُّهُم بِرَحمَةٍ مِنهُ وَرِضوانٍ وَجَنّاتٍ لَهُم فيها نَعيمٌ مُقيمٌ

پروردگارشان آنان را به رحمتی از جانب خود، و خشنودی، و باغ‌هایی بشارت می‌دهد که در آن‌ها برایشان نعمتی پایدار است.

يُبَشِّرُهُم رَبُّهُم بِرَحمَةٍ مِنهُ وَرِضوانٍ وَجَنّاتٍ لَهُم فيها نَعيمٌ مُقيمٌ

پروردگارشان آنان را به رحمتی از جانب خود، و خشنودی، و باغ‌هایی بشارت می‌دهد که در آن‌ها برایشان نعمتی پایدار است.

يُبَشِّرُهُم: ریشه: «ب ش ر»؛ فعل مضارع، باب تفعیل، صیغهٔ مفرد مذکر غایب؛ «هُم» ضمیر متصل مفعولی، جمع مذکر غایب؛ معنا: «به آنان بشارت می‌دهد»، «آنان را خبر خوش می‌دهد».

رَبُّهُم: ریشه: «ر ب ب»؛ اسم، مرفوع و فاعل فعل «يُبَشِّرُ»، «رَبُّ» مضاف و «هُم» ضمیر متصل مضاف‌الیه؛ معنا: «پروردگارشان»، «مالک و پرورش‌دهندهٔ آنان».

بِرَحمَةٍ: ریشه: «ر ح م»؛ «بِـ» حرف جر، «رَحمَةٍ» اسم مجرور و نکره؛ معنا: «به رحمتی»، «به مهربانی و لطفی».

مِنهُ: «مِن» حرف جر؛ «هُ» ضمیر متصل مفرد مذکر غایب، مرجع آن پروردگار است؛ معنا: «از جانب او»، «از سوی او».

وَرِضوانٍ: «وَ» حرف عطف؛ ریشه: «ر ض و / ر ض ي»؛ اسم مجرور، معطوف بر «رَحمَةٍ»؛ معنا: «و خشنودی»، «و رضایت کامل».

وَجَنّاتٍ: «وَ» حرف عطف؛ ریشه: «ج ن ن»؛ اسم جمع مؤنث سالم، مجرور، معطوف بر «رَحمَةٍ» و «رِضوانٍ»؛ مفرد آن «جَنَّة» است؛ معنا: «و باغ‌ها»، «و بهشت‌ها».

لَهُم: «لِـ» حرف جر؛ «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب؛ جار و مجرور، خبر مقدّم برای «نَعيمٌ»؛ معنا: «برای آنان»، «از آنِ آنان».

فيها: «في» حرف جر؛ «ها» ضمیر متصل مفرد مؤنث غایب که به «جَنّات» برمی‌گردد؛ جار و مجرور؛ معنا: «در آن‌ها».

نَعيمٌ: ریشه: «ن ع م»؛ اسم مفرد، مرفوع، مبتدای مؤخر در ساختار «لَهُم فيها نَعيمٌ»؛ معنا: «نعمت»، «آسایش»، «شادکامی و برخورداری فراوان».

مُقيمٌ: ریشه: «ق و م»؛ اسم فاعل از باب افعال، صفت برای «نَعيمٌ»، مرفوع؛ معنا: «پایدار»، «ماندگار»، «همیشگی».

Nach oben scrollen