| برای مشرکانی که بر کفران خود نسبت به راهنمائیهای الله شاهد بودند، سزاوار نبود سجده گاههای الله را تعمیر نمایند، اعمال خوب اینگونه اشخاص پوچ بوده و آنان بواسطه كفرشان در آن آتش معروف همیشه خواهند ماند. (مؤمنانی که بعد از فتح مکه اظهار ایمان کردند، اکثرشان علاقه هائی به کافران فراری داشتند و ممکن بود بواسطه این علاقه ها پس از تمام شدن مهلت چهار ماهه ای که در مطالب قبل، درباره آن توضیح لازم داده شده، دستورات جنگ را نسبت به کافران مزبور اجرا نکنند و بهانه هائی آورند که مثلا آنان بواسطه کارهای خوبی که کرده اند و مسجد هائی که ساخته اند، مورد رضامندی و بخشش الله میباشند، از اینرو خالق عالم تذکرات فوق را به آنان داده تا از اینگونه اشتباهات و انحرافات فکری دور شوند.) (۱۷) |
| ما كانَ لِلمُشرِكينَ أَن يَعمُروا مَساجِدَ اللهِ شاهِدينَ عَلىٰ أَنفُسِهِم بِالكُفرِ ۚ أُولٰئِكَ حَبِطَت أَعمالُهُم وَفِي النّارِ هُم خالِدونَ برای مشرکان سزاوار نیست که مسجدهای الله را آباد کنند، در حالی که خود بر کفر خویش گواهی میدهند؛ آنان اعمالشان تباه شده است و در آتش جاودانهاند. ما كانَ لِلمُشرِكينَ أَن يَعمُروا مَساجِدَ اللهِبرای مشرکان سزاوار نبود و نیست که مسجدهای الله را آباد کنند. ما: ریشه ندارد؛ حرف نفی است؛ برای نفی جملهٔ فعلی به کار رفته و در اینجا معنای «نیست / سزاوار نیست» میدهد. شاهِدينَ عَلىٰ أَنفُسِهِم بِالكُفرِدر حالی که بر ضد خودشان به کفر گواهی میدهند. شاهِدينَ: ریشه: ش ه د؛ اسم فاعل، جمع مذکر سالم، منصوب به عنوان حال؛ معنا: «گواهیدهندگان، شاهدان، اقرارکنندگان». أُولٰئِكَ حَبِطَت أَعمالُهُمآنان اعمالشان تباه و بیاثر شده است. أُولٰئِكَ: ریشه ندارد؛ اسم اشاره برای جمعِ دور، مبنی؛ در جمله نقش مبتدا دارد؛ معنا: «آنان، ایشان». وَفِي النّارِ هُم خالِدونَو آنان در آتش جاودانهاند. وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنا: «و». |
009-017-113-توبة
« Back to Glossary Index
