009-003-113-توبة

« Back to Glossary Index
آری این مطالب اعلانی است از الله و پیغمبرش به تمام مردم در روز آن حج بزرگتر، بر اینکه الله از مشرکان بیزار است و پیغمبرش نیز بیزار خواهد بود (اصولا حج سالیانه ای که تشریفاتش سه روزه است و مربوط به ماه ذی حجه است، در مقابل عمره که فقط زیارتی است که تشریفات کم دارد و هر زمان هر کس میتواند خود را به مکه برساند انجام دهد، حجی بزرگتر میباشد و به علاوه حج سال هشتم هجری که اولین حجی است که اختیار مکه و حاجیان به دست حکومت اسلام افتاده بزرگترین حج برای حج کنندگان در تاریخ مکه است.) پس اگر شما مهلت یافته گان از مخالفتهای گذشته خود توبه نمائید، به نفع شما خواهد بود و اگر به این نصیحت پشت کنید، بدانید که الله را ناتوان نخواهید کرد و به چنین کفران کنندگان عذاب دردناکی را مژده بده (۳)
وَأَذانٌ مِنَ اللهِ وَرَسولِهِ إِلَى النّاسِ يَومَ الحَجِّ الأَكبَرِ أَنَّ اللهَ بَريءٌ مِنَ المُشرِكينَ ۙ وَرَسولُهُ ۚ فَإِن تُبتُم فَهُوَ خَيرٌ لَكُم ۖ وَإِن تَوَلَّيتُم فَاعلَموا أَنَّكُم غَيرُ مُعجِزِي اللهِ ۗ وَبَشِّرِ الَّذينَ كَفَروا بِعَذابٍ أَليمٍ

و این اعلامی است از سوی الله و پیامبرش به مردم در روز حج بزرگ، که الله از مشرکان بیزار است و پیامبرش نیز؛ پس اگر توبه کنید، برای شما بهتر است؛ و اگر روی بگردانید، بدانید که شما ناتوان‌کنندهٔ الله نیستید؛ و کسانی را که کفر ورزیدند، به عذابی دردناک خبر ده.

وَأَذانٌ مِنَ اللهِ وَرَسولِهِ إِلَى النّاسِ يَومَ الحَجِّ الأَكبَرِ

و اعلامی است از سوی الله و پیامبرش به مردم در روز حج بزرگ.

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف یا آغازگر جمله؛ معنی: «و»، «نیز»، «در حالی که» بسته به ساختار جمله.
أَذانٌ: ریشه: أ ذ ن؛ اسم، مفرد، نکره، مرفوع با تنوین؛ مصدر به معنای اعلام و آگاه‌سازی؛ معنی: «اعلام»، «خبررسانی عمومی»، «آگهی».
مِنَ: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ معنی: «از»، «از سوی»، «از جانب».
اللهِ: اسم جلاله؛ اسم خاص، مجرور به سبب حرف جر «مِنَ»؛ معنی: «الله».
وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنی: «و».
رَسولِهِ: ریشه: ر س ل؛ «رَسول» اسم، مفرد، مذکر، مجرور و معطوف بر «اللهِ»؛ «ـهِ» ضمیر متصل مفرد مذکر غایب، مضاف‌الیه؛ معنی: «پیامبرِ او»، «فرستادهٔ او».
إِلَى: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ معنی: «به»، «به سوی»، «برای رساندن به».
النّاسِ: ریشه: أ ن س؛ اسم جمع، معرفه با «ال»، مجرور به «إِلَى»؛ معنی: «مردم»، «انسان‌ها».
يَومَ: ریشه: ي و م؛ اسم زمان، منصوب به عنوان ظرف زمان، مضاف؛ معنی: «روز»، «در روز».
الحَجِّ: ریشه: ح ج ج؛ اسم، معرفه با «ال»، مجرور به عنوان مضاف‌الیه برای «يَومَ»؛ معنی: «حج»، «آیین حج».
الأَكبَرِ: ریشه: ك ب ر؛ اسم تفضیل، معرفه با «ال»، صفت برای «الحَجِّ»، مجرور؛ معنی: «بزرگ‌تر»، «بزرگ‌ترین»، «بزرگ».


أَنَّ اللهَ بَريءٌ مِنَ المُشرِكينَ وَرَسولُهُ

که الله از مشرکان بیزار است و پیامبرش نیز.

أَنَّ: ریشه ندارد؛ حرف تأکید و نصب؛ جملهٔ پس از خود را به صورت مضمون اعلام وارد می‌کند؛ معنی: «که»، «بی‌گمان که».
اللهَ: اسم جلاله؛ اسم خاص، منصوب به عنوان اسم «أَنَّ»؛ معنی: «الله».
بَريءٌ: ریشه: ب ر أ؛ صفت مشبهه یا اسم وصفی، مفرد، مذکر، مرفوع به عنوان خبر «أَنَّ»؛ معنی: «بیزار»، «بری»، «دور و پاک از وابستگی».
مِنَ: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ معنی: «از».
المُشرِكينَ: ریشه: ش ر ك؛ اسم فاعل از باب إفعال «أَشرَكَ»، جمع مذکر سالم، معرفه با «ال»، مجرور به «مِنَ» و نشانهٔ جر آن «ياء» است؛ معنی: «مشرکان»، «کسانی که برای الله شریک قرار می‌دهند».
وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنی: «و».
رَسولُهُ: ریشه: ر س ل؛ «رَسول» اسم، مفرد، مذکر، مرفوع؛ در معنا یعنی «پیامبر او نیز بیزار است»؛ «ـهُ» ضمیر متصل مفرد مذکر غایب، مضاف‌الیه؛ معنی: «پیامبرش»، «فرستادهٔ او».


فَإِن تُبتُم فَهُوَ خَيرٌ لَكُم

پس اگر توبه کنید، آن برای شما بهتر است.

فَ: ریشه ندارد؛ حرف تفریع یا نتیجه؛ معنی: «پس»، «بنابراین».
إِن: ریشه ندارد؛ حرف شرط جازم؛ معنی: «اگر».
تُبتُم: ریشه: ت و ب؛ فعل ماضی، دوم‌شخص جمع مذکر، در ساختار شرط به معنای آینده یا حال؛ «تُم» ضمیر فاعلی؛ معنی: «توبه کردید»، در ترجمهٔ شرطی: «توبه کنید»، «بازگردید».
فَ: ریشه ندارد؛ حرف ربط جواب شرط؛ معنی: «پس»، «در آن صورت».
هُوَ: ریشه ندارد؛ ضمیر منفصل، مفرد مذکر غایب، مبتدا؛ در این‌جا به توبه یا بازگشت اشاره دارد؛ معنی: «آن»، «او».
خَيرٌ: ریشه: خ ي ر؛ اسم، مفرد، نکره، مرفوع به عنوان خبر؛ معنی: «بهتر»، «خوب‌تر»، «نیکی».
لَكُم: «لَـ» حرف جر، معنی: «برای»؛ «كُم» ضمیر متصل دوم‌شخص جمع مذکر، مجرور به حرف جر؛ معنی: «برای شما».


وَإِن تَوَلَّيتُم فَاعلَموا أَنَّكُم غَيرُ مُعجِزِي اللهِ

و اگر روی بگردانید، بدانید که شما ناتوان‌کنندهٔ الله نیستید.

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف یا آغاز جمله؛ معنی: «و».
إِن: ریشه ندارد؛ حرف شرط جازم؛ معنی: «اگر».
تَوَلَّيتُم: ریشه: و ل ي؛ فعل ماضی از باب تفعّل «تَوَلّى»، دوم‌شخص جمع مذکر، در ساختار شرط به معنای آینده یا حال؛ «تُم» ضمیر فاعلی؛ معنی: «روی گرداندید»، «پشت کردید»، در ترجمهٔ شرطی: «روی بگردانید».
فَ: ریشه ندارد؛ حرف ربط جواب شرط؛ معنی: «پس»، «در آن صورت».
اعلَموا: ریشه: ع ل م؛ فعل امر، دوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» ضمیر فاعلی؛ معنی: «بدانید»، «آگاه باشید».
أَنَّكُم: «أَنَّ» حرف تأکید و نصب، معنی: «که»؛ «كُم» ضمیر متصل دوم‌شخص جمع مذکر، اسم «أَنَّ»؛ معنی: «که شما».
غَيرُ: ریشه: غ ي ر؛ اسم، در این‌جا خبر «أَنَّ» از نظر معنا، مضاف؛ معنی: «غیر»، «نه»، «فاقدِ»، «ناتوان از».
مُعجِزِي: ریشه: ع ج ز؛ اسم فاعل از باب إفعال «أَعجَزَ»، جمع مذکر سالم در حالت اضافه، نون آن به سبب اضافه حذف شده است؛ معنی: «ناتوان‌کنندگان»، «عاجزکنندگان»، «کسانی که کسی را درمانده سازند».
اللهِ: اسم جلاله؛ اسم خاص، مجرور در ترکیب اضافی پس از «مُعجِزِي»؛ در معنا مفعولِ «مُعجِزِي» است؛ معنی: «الله».


وَبَشِّرِ الَّذينَ كَفَروا بِعَذابٍ أَليمٍ

و کسانی را که کفر ورزیدند، به عذابی دردناک خبر ده.

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف یا آغاز جمله؛ معنی: «و».
بَشِّرِ: ریشه: ب ش ر؛ فعل امر از باب تفعیل «بَشَّرَ»، دوم‌شخص مفرد مذکر؛ کسرهٔ پایان برای پیوستگی در خواندن آمده است؛ معنی: «خبر ده»، «اعلام کن»، در اصل گاهی برای مژده و این‌جا برای خبر دادن از عذاب به کار رفته است.
الَّذينَ: ریشه ندارد؛ اسم موصول، جمع مذکر، مفعول‌به برای «بَشِّرِ»؛ معنی: «کسانی که»، «آنانی که».
كَفَروا: ریشه: ك ف ر؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» ضمیر فاعلی؛ جملهٔ صله برای «الَّذينَ»؛ معنی: «کفر ورزیدند»، «ناسپاسی کردند»، «حق را پوشاندند».
بِعَذابٍ: «بِـ» حرف جر، معنی: «به»، «با»؛ «عَذابٍ» ریشه: ع ذ ب، اسم، مفرد، نکره، مجرور به حرف جر؛ معنی: «عذاب»، «کیفر سخت»، «رنج».
أَليمٍ: ریشه: أ ل م؛ صفت مشبهه، مفرد، مذکر، نکره، مجرور به عنوان صفت برای «عَذابٍ»؛ معنی: «دردناک»، «رنج‌آور».

Nach oben scrollen