049-012-111-حجرات

« Back to Glossary Index
ای کسانی که ایمان آوردید، از بسیاری از گمانها دوری کنید، زیرا بسیاری از گمانها گناه و ضرردار میباشند و در جستجوی عیب های مردم نباشید و پشت سر یکدیگر، بد نگوئید آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت مرده برادر خودش را بخورد؟ همانطور که از خوردن چنین گوشت متعفن سخت بدتان می آید، بد گوئیهای برادر دینی شما نیز مورد نفرت شما باشد، پس از الله بترسید و غیبت یکدیگر نکنید (این آیه دلیل نیست که ما عیب های اجتماعی و فریبکاریهای جامعه خود را که در حقیقت دشمن ما هستند، نه دوستان ما، نگوئیم بلکه از کسی نباید غیبت کنیم که میدانیم، مانند ما از الله میترسد و فریبکار و بد کار نیست، هرگاه کسی روی خیال عيب اشخاص را بشمرد، غیبت محسوب میشود و بدترین غیبت کنندگان مسلمانانی هستند که روی شنیده های دروغ از بعضی از مهاجر و انصار و یاران فداکار پیغمبر اسلام که مرده اند و حالا نیستند، بد گوئی میکنند، آنهم بد گوئیهائی که باعث ذلت و اختلاف مسلمانان میشود) و اگر از این پس غیبت نکردید و توبه نموديد، الله توبه شما را می پذیرد و به شما مهربانی خواهد کرد. (۱۲)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجتَنِبوا كَثيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعضَ الظَّنِّ إِثمٌ ۖ وَلا تَجَسَّسوا وَلا يَغتَب بَعضُكُم بَعضًا ۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُم أَن يَأكُلَ لَحمَ أَخيهِ مَيتًا فَكَرِهتُموهُ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ تَوّابٌ رَحيمٌ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از بسیاری از گمان‌ها دوری کنید؛ زیرا برخی از گمان‌ها گناه است. و تجسس نکنید، و هیچ‌یک از شما از دیگری غیبت نکند. آیا یکی از شما دوست دارد گوشت برادر مردهٔ خود را بخورد؟ پس شما از آن کراهت دارید. و از الله پروا کنید؛ بی‌گمان الله بسیار توبه‌پذیر و مهربان است.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید،

يا: ریشه ندارد؛ حرف ندا؛ برای خطاب و فراخواندن، به معنای «ای».
أَيُّهَا: «أَيُّ» ریشه ندارد، اسم ندا و منادای مبنی بر ضم؛ «ها» حرف تنبیه؛ برای تأکید خطاب، به معنای «ای».
الَّذينَ: ریشه ندارد؛ اسم موصول جمع مذکر؛ برای اشاره به گروهی از افراد، به معنای «کسانی که».
آمَنُوا: ریشه: أ م ن؛ فعل ماضی، صیغهٔ جمع مذکر غایب، متصل به واو جماعت؛ به معنای «ایمان آوردند»، «باور کردند»، «امنیت و اطمینان یافتند».


اجتَنِبوا كَثيرًا مِنَ الظَّنِّ

از بسیاری از گمان‌ها دوری کنید؛

اجتَنِبوا: ریشه: ج ن ب؛ فعل امر، صیغهٔ جمع مذکر مخاطب، از باب افتعال؛ به معنای «دوری کنید»، «کناره بگیرید»، «پرهیز کنید».
كَثيرًا: ریشه: ك ث ر؛ اسم/صفت منصوب؛ مفعول‌به یا بیانگر مقدار؛ به معنای «بسیار»، «مقدار زیاد»، «بخش فراوان».
مِنَ: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ برای بیان بخشی از چیزی، به معنای «از».
الظَّنِّ: ریشه: ظ ن ن؛ اسم مجرور به «مِن»، با الف و لام معرفه؛ به معنای «گمان»، «پندار»، «حدس»، «برداشت غیرقطعی».


إِنَّ بَعضَ الظَّنِّ إِثمٌ

زیرا برخی از گمان‌ها گناه است.

إِنَّ: ریشه ندارد؛ حرف تأکید و نصب؛ برای تأکید جمله، به معنای «همانا»، «بی‌گمان»، «به‌راستی».
بَعضَ: ریشه: ب ع ض؛ اسم منصوب، اسم «إِنَّ»، مضاف؛ به معنای «بعضی»، «بخشی»، «قسمتی».
الظَّنِّ: ریشه: ظ ن ن؛ اسم مجرور، مضاف‌الیه؛ به معنای «گمان»، «پندار»، «برداشت غیرقطعی».
إِثمٌ: ریشه: أ ث م؛ اسم مرفوع، خبر «إِنَّ»؛ به معنای «گناه»، «معصیت»، «کار ناپسند و بازدارنده از خیر».


وَلا تَجَسَّسوا

و تجسس نکنید،

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف یا استئناف؛ به معنای «و».
لا: ریشه ندارد؛ «لا»ی نهی، جازم؛ برای بازداشتن از کاری، به معنای «نکنید».
تَجَسَّسوا: ریشه: ج س س؛ فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی، صیغهٔ جمع مذکر مخاطب، از باب تفعّل؛ به معنای «تجسس نکنید»، «جست‌وجوی پنهانی نکنید»، «در عیب‌ها و امور پنهان مردم کاوش نکنید».


وَلا يَغتَب بَعضُكُم بَعضًا

و هیچ‌یک از شما از دیگری غیبت نکند.

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ به معنای «و».
لا: ریشه ندارد؛ «لا»ی نهی، جازم؛ برای نهی و بازداشتن.
يَغتَب: ریشه: غ ي ب؛ فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی، صیغهٔ مفرد مذکر غایب، از باب افتعال؛ به معنای «غیبت کند»، «در غیاب کسی چیزی بگوید که او خوش ندارد».
بَعضُكُم: «بَعضُ» ریشه: ب ع ض؛ اسم مرفوع، فاعل، مضاف؛ «كُم» ضمیر متصل جمع مخاطب، مضاف‌الیه؛ به معنای «برخی از شما»، «یکی از شما».
بَعضًا: ریشه: ب ع ض؛ اسم منصوب، مفعول‌به؛ به معنای «بعضی دیگر»، «دیگری»، «فردی دیگر از میان شما».


أَيُحِبُّ أَحَدُكُم أَن يَأكُلَ لَحمَ أَخيهِ مَيتًا

آیا یکی از شما دوست دارد گوشت برادر مردهٔ خود را بخورد؟

أَيُحِبُّ: «أَ» ریشه ندارد، همزهٔ استفهام انکاری؛ «يُحِبُّ» ریشه: ح ب ب؛ فعل مضارع مرفوع، صیغهٔ مفرد مذکر غایب؛ به معنای «آیا دوست دارد؟»، «آیا می‌پسندد؟».
أَحَدُكُم: «أَحَدُ» ریشه: أ ح د؛ اسم مرفوع، فاعل، مضاف؛ «كُم» ضمیر متصل جمع مخاطب، مضاف‌الیه؛ به معنای «یکی از شما»، «هر یک از شما».
أَن: ریشه ندارد؛ حرف مصدری و ناصب؛ فعل پس از خود را منصوب می‌کند، به معنای «که»، «اینکه».
يَأكُلَ: ریشه: أ ك ل؛ فعل مضارع منصوب به «أَن»، صیغهٔ مفرد مذکر غایب؛ به معنای «بخورد»، «خوردن».
لَحمَ: ریشه: ل ح م؛ اسم منصوب، مفعول‌به، مضاف؛ به معنای «گوشت».
أَخيهِ: «أَخي» ریشه: أ خ و؛ اسم مجرور، مضاف‌الیه، همراه با یای نسبت/ساخت اضافه؛ «هِ» ضمیر متصل مفرد مذکر غایب، مضاف‌الیه؛ به معنای «برادرِ او»، «برادرش».
مَيتًا: ریشه: م و ت؛ اسم/صفت منصوب، حال؛ به معنای «مرده»، «بی‌جان».


فَكَرِهتُموهُ

پس شما از آن کراهت دارید.

فَ: ریشه ندارد؛ حرف نتیجه یا تفریع؛ به معنای «پس»، «بنابراین».
كَرِهتُموهُ: ریشه: ك ر ه؛ فعل ماضی، صیغهٔ جمع مذکر مخاطب؛ «تُم» فاعل، «وهُ» ضمیر مفعولی مفرد مذکر؛ به معنای «آن را ناخوش داشتید»، «از آن بیزار شدید»، «آن را نپسندیدید».


وَاتَّقُوا اللَّهَ

و از الله پروا کنید؛

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف یا استئناف؛ به معنای «و».
اتَّقُوا: ریشه: و ق ي؛ فعل امر، صیغهٔ جمع مذکر مخاطب، از باب افتعال؛ به معنای «پروا کنید»، «خود را نگه دارید»، «تقوا پیشه کنید»، «از نافرمانی بپرهیزید».
اللَّهَ: نام خاص خداوند؛ اسم جلاله، منصوب به عنوان مفعول‌به؛ به معنای «الله».


إِنَّ اللَّهَ تَوّابٌ رَحيمٌ

بی‌گمان الله بسیار توبه‌پذیر و مهربان است.

إِنَّ: ریشه ندارد؛ حرف تأکید و نصب؛ برای تأکید جمله، به معنای «بی‌گمان»، «همانا».
اللَّهَ: نام خاص خداوند؛ اسم جلاله، منصوب و اسم «إِنَّ»؛ به معنای «الله».
تَوّابٌ: ریشه: ت و ب؛ صیغهٔ مبالغه، خبر اول «إِنَّ»، مرفوع؛ به معنای «بسیار توبه‌پذیر»، «بسیار بازگشت‌پذیرنده»، «بسیار پذیرندهٔ توبهٔ بندگان».
رَحيمٌ: ریشه: ر ح م؛ صفت مشبهه/صیغهٔ مبالغه، خبر دوم «إِنَّ» یا صفت برای «تَوّاب»، مرفوع؛ به معنای «مهربان»، «دارای رحمت پایدار»، «بخشاینده».

Nach oben scrollen