048-011-110-فتح

« Back to Glossary Index
در آینده ای نزدیک از عربهائی بیابانی که بواسطه عدم همراهی با تو کنار زده شدند، خواهند گفت: علت نیامدن ما این بود که اموال و کسان ما را به خود مشغول کرده بودند و الا خودمان میخواستیم بیائیم، پس برای ما از الله آمرزش بخواه آنچه خواهند گفت چیزیست که روی زبان بازی میگویند و در دلهای ایشان چیزی دیگر است (خود خواهی و ترس از خطر و کم ایمانی) بگو اگر الله بخواهد به شما ضرری یا نفعی برساند چه کسی میتواند چیزی از الله را از شما جلوگیری نماید؟ حقیقت این است که الله بدانچه میکنید آگاه است (این آیه تهدیدی است به بهانه آورندگان فوق که عاقبت نتیجه مخالفت خودشان را بصورت ضررهائی مادی خواهند دید) (۱۱)
سَيَقولُ لَكَ المُخَلَّفونَ مِنَ الأَعرابِ شَغَلَتنا أَموالُنا وَأَهلونا فَاستَغفِر لَنا ۚ يَقولونَ بِأَلسِنَتِهِم ما لَيسَ في قُلوبِهِم ۚ قُل فَمَن يَملِكُ لَكُم مِنَ اللَّهِ شَيئًا إِن أَرادَ بِكُم ضَرًّا أَو أَرادَ بِكُم نَفعًا ۚ بَل كانَ اللَّهُ بِما تَعمَلونَ خَبيرًا

به‌زودی بازماندگان از بادیه‌نشینان به تو خواهند گفت: «اموال و خانواده‌هایمان ما را سرگرم کرد؛ پس برای ما آمرزش بخواه.» آنان با زبان‌هایشان چیزی می‌گویند که در دل‌هایشان نیست. بگو: «پس چه کسی می‌تواند در برابر خدا برای شما کاری انجام دهد اگر او برای شما زیانی بخواهد یا سودی بخواهد؟» بلکه خداوند به آنچه انجام می‌دهید کاملاً آگاه است.


سَيَقولُ لَكَ المُخَلَّفونَ مِنَ الأَعرابِ

به‌زودی بازماندگان از بادیه‌نشینان به تو خواهند گفت.
شرح واژه‌ها:

  • سَـ: حرف استقبال، دلالت بر آیندهٔ نزدیک
  • يَقولُ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ق و ل، به‌معنای «می‌گوید»
  • لَكَ: لام جر + ضمیر مخاطب، «به تو»
  • المُخَلَّفونَ: اسم مفعول جمع مذکر سالم، ریشه: خ ل ف، «بازماندگان،置‌گذاشته‌شدگان»
  • مِنَ: حرف جر
  • الأَعرابِ: اسم مجرور جمع، ریشه: ع ر ب، «بادیه‌نشینان»

شَغَلَتنا أَموالُنا وَأَهلونا

اموال و خانواده‌هایمان ما را مشغول کرد.
شرح واژه‌ها:

  • شَغَلَتْنا: فعل ماضی، ریشه: ش غ ل، «مشغول کرد» + ضمیر «ما»
  • أَموالُنا: مبتدا مرفوع، ریشه: م و ل، «اموال ما»
  • وَ: حرف عطف
  • أَهلونا: معطوف، ریشه: أ ه ل، «خانوادهٔ ما»

فَاستَغفِر لَنا

پس برای ما آمرزش بخواه.
شرح واژه‌ها:

  • فَـ: حرف نتیجه
  • استَغفِرْ: فعل امر، ریشه: غ ف ر، «آمرزش بخواه»
  • لَنا: حرف جر + ضمیر، «برای ما»

يَقولونَ بِأَلسِنَتِهِم ما لَيسَ في قُلوبِهِم

آنان با زبان‌هایشان چیزی می‌گویند که در دل‌هایشان نیست.
شرح واژه‌ها:

  • يَقولونَ: فعل مضارع جمع، ریشه: ق و ل
  • بِأَلسِنَتِهِم: باء ابزار + جمع «لسان»، ریشه: ل س ن
  • ما: اسم موصول، «آنچه»
  • لَيسَ: فعل ناقص، نفی وجود
  • في: حرف جر
  • قُلوبِهِم: اسم مجرور جمع، ریشه: ق ل ب، «دل‌هایشان»

قُل فَمَن يَملِكُ لَكُم مِنَ اللَّهِ شَيئًا

بگو: پس چه کسی از سوی خدا چیزی برای شما اختیار دارد؟
شرح واژه‌ها:

  • قُلْ: فعل امر، ریشه: ق و ل
  • فَـ: حرف تفریع
  • مَن: اسم استفهام
  • يَملِكُ: فعل مضارع، ریشه: م ل ك، «مالک است، در اختیار دارد»
  • لَكُم: حرف جر + ضمیر
  • مِنَ اللَّهِ: جار و مجرور، «از جانب خدا»
  • شَيئًا: مفعول، نکره، «چیزی»

إِن أَرادَ بِكُم ضَرًّا أَو أَرادَ بِكُم نَفعًا

اگر او برای شما زیانی بخواهد یا سودی بخواهد.
شرح واژه‌ها:

  • إِن: حرف شرط
  • أَرادَ: فعل ماضی، ریشه: ر و د، «خواست»
  • بِكُم: حرف جر + ضمیر
  • ضَرًّا: مفعول، ریشه: ض ر ر، «زیان»
  • أَو: حرف عطف
  • نَفعًا: مفعول، ریشه: ن ف ع، «سود»

بَل كانَ اللَّهُ بِما تَعمَلونَ خَبيرًا

بلکه خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.
شرح واژه‌ها:

  • بَل: حرف اضراب
  • كانَ: فعل ناقص
  • اللَّهُ: اسم جلاله، اسم «کان»
  • بِما: حرف جر + اسم موصول
  • تَعمَلونَ: فعل مضارع جمع، ریشه: ع م ل
  • خَبيرًا: خبر «کان»، ریشه: خ ب ر، «آگاه، دانا»
Nach oben scrollen