061-011-107-صف

« Back to Glossary Index
این تجارت این است که، به الله و پیغمبرش ایمان آورید و در راه الله با مال و جان خود جهاد کنید، اگر دانشِ خود را بکار اندازید، متوجه میشوید که این بهترین راه است، برای شما (۱۱)
تُؤمِنونَ بِاللَّهِ وَرَسولِهِ وَتُجاهِدونَ في سَبيلِ اللَّهِ بِأَموالِكُم وَأَنفُسِكُم ۚ ذٰلِكُم خَيرٌ لَكُم إِن كُنتُم تَعلَمونَ

به خدا و پیامبرش ایمان می‌آورید و در راه خدا با اموال و جان‌هایتان جهاد می‌کنید؛ این برای شما بهتر است، اگر بدانید.


تُؤمِنونَ بِاللَّهِ وَرَسولِهِ

به خدا و پیامبرش ایمان می‌آورید.
تُؤمِنونَ: فعل مضارع مرفوع، صیغهٔ جمع مخاطب، از ریشهٔ «أ م ن»، باب إفعال، به معنای ایمان آوردن و باور داشتن.
بِاللَّهِ: حرف جر «بِـ» + اسم جلاله «اللَّه»، مجرور، به معنای «به خدا».
وَ: حرف عطف، به معنای «و».
رَسولِهِ: «رَسول» اسم مفرد، مجرور به سبب عطف بر «اللَّه»، از ریشهٔ «ر س ل» به معنای فرستاده؛ «ـهِ» ضمیر متصل، مضاف‌الیه، به معنای «او / خدا».


وَتُجاهِدونَ في سَبيلِ اللَّهِ بِأَموالِكُم وَأَنفُسِكُم

و در راه خدا با اموال و جان‌هایتان جهاد می‌کنید.
وَ: حرف عطف.
تُجاهِدونَ: فعل مضارع مرفوع، صیغهٔ جمع مخاطب، از ریشهٔ «ج ه د»، باب مفاعله، به معنای تلاش و کوشش همراه با سختی.
في: حرف جر، به معنای «در».
سَبيلِ: اسم مجرور، از ریشهٔ «س ب ل»، به معنای راه.
اللَّهِ: مضاف‌الیه مجرور، اسم جلاله.
بِأَموالِكُم: حرف جر «بِـ» + «أَموال» جمع «مال»، از ریشهٔ «م و ل»، مجرور؛ «كُم» ضمیر متصل جمع مخاطب، مضاف‌الیه.
وَ: حرف عطف.
أَنفُسِكُم: جمع «نَفس»، از ریشهٔ «ن ف س»، مجرور به سبب عطف، به معنای جان‌ها؛ «كُم» ضمیر متصل جمع مخاطب.


ذٰلِكُم خَيرٌ لَكُم إِن كُنتُم تَعلَمونَ

این برای شما بهتر است، اگر بدانید.
ذٰلِكُم: اسم اشاره برای دور، مبنی، به معنای «این [راه/کار] برای شما».
خَيرٌ: اسم مرفوع، خبر، از ریشهٔ «خ ي ر»، به معنای بهتر و نیکوتر.
لَكُم: حرف جر «لِـ» + ضمیر متصل جمع مخاطب، به معنای «برای شما».
إِن: حرف شرط.
كُنتُم: فعل ماضی ناقص از ریشهٔ «ك و ن»، صیغهٔ جمع مخاطب، به معنای «باشید / باشید که هستید».
تَعلَمونَ: فعل مضارع مرفوع، صیغهٔ جمع مخاطب، از ریشهٔ «ع ل م»، به معنای دانستن.

Nach oben scrollen