061-009-107-صف

« Back to Glossary Index
او کسی است که پیغمبر خود را با چنان راهنمائی و دین حقی مامور نمود، تا آنرا بر هر دینِ دیگری غلبه دهد، اگر چه صاحبانِ دینهای پر شرک، ناراحت شوند (فقط کسانیکه هدایت شده به متن قرآن هستند و جز اطاعت از متن قرآن از نظرهای مختلف دینی دیگر اطاعت نمی کنند دارای منطق دینی قویتر از دیگرانند و افسوس که اکثر مسلمانان فعلی از متن قرآن منحرفند، و لذا دارای منطقی ضعیف و پر موهوم هستند) (۹)
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ

اوست آن‌که فرستادهٔ خود را با هدایت و دینِ حق فرستاد تا آن را بر همهٔ دین‌ها چیره گرداند، هرچند مشرکان ناخشنود باشند.


هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ

اوست آن‌که فرستادهٔ خود را گسیل داشت.
شرح واژه‌ها:

  • هُوَ: ضمیر منفصل، مفرد مذکر غایب؛ اشاره به خداوند.
  • الَّذِي: اسم موصول، مفرد مذکر؛ رابط جملهٔ وصفی با مرجع.
  • أَرْسَلَ: فعل ماضی، باب إفعال، ریشهٔ «ر-س-ل»؛ فرستاد. فاعل مستتر تقدیره «هو».
  • رَسُولَهُ: «رَسُول» اسم مفرد، مفعولٌ‌به منصوب؛ «ـهُ» ضمیر متصل مضافٌ‌الیه، به معنای «فرستادهٔ او».


بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ

با هدایت و دینِ حق.
شرح واژه‌ها:

  • بِـ: حرف جر؛ دلالت بر همراهی/سببیت.
  • الْهُدَىٰ: اسم، مصدر، مجرور به باء؛ ریشهٔ «ه-د-ي»، به معنای راهنمایی.
  • وَ: حرف عطف.
  • دِينِ: اسم مجرور معطوف؛ ریشهٔ «د-ي-ن»، به معنای آیین/نظام اعتقادی.
  • الْحَقِّ: صفت برای «دین»، مجرور؛ ریشهٔ «ح-ق-ق»، به معنای ثابت و درست.


لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ

تا آن را بر همهٔ دین‌ها غالب گرداند.
شرح واژه‌ها:

  • لِـ: لام تعلیل؛ بیان هدف.
  • يُظْهِرَهُ: فعل مضارع منصوب به لام تعلیل، باب إفعال، ریشهٔ «ظ-ه-ر»؛ «آن را آشکار/چیره کند». «ـهُ» ضمیر مفعولی، بازگشت به «دین الحق».
  • عَلَىٰ: حرف جر؛ دلالت بر غلبه.
  • الدِّينِ: اسم مجرور؛ جنس دین‌ها.
  • كُلِّهِ: «كُلّ» اسم، مضاف، مجرور؛ «ـهِ» ضمیر مضافٌ‌الیه، به معنای «همهٔ آن».


وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ

هرچند مشرکان ناخشنود باشند.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • لَوْ: حرف شرط غیرجازی؛ دلالت بر فرض و امتناع.
  • كَرِهَ: فعل ماضی، ریشهٔ «ك-ر-ه»؛ ناخشنود شد/نپسندید.
  • الْمُشْرِكُونَ: اسم جمع مذکر سالم، فاعل مرفوع؛ ریشهٔ «ش-ر-ك»، به معنای کسانی که برای خدا شریک می‌گیرند.
Nach oben scrollen