004-133-099-نساء

« Back to Glossary Index
ای مردم اگر الله بخواهد شما را میبرد و غیر شما را می آورد و او بر اینکار تواناست (بارها در بسیاری شهرها حوادثی طبیعی که قانون الله است روی اراده الله چنان شدید روی داده که مردم آن بالکُل نابود یا فراری شدند و گروه دیگری بجای آنان آمده اند) (۱۳۳)

إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَيَأْتِ بِآخَرِينَ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ ذَٰلِكَ قَدِيرًا

اگر بخواهد شما را از میان برمی‌دارد ای مردم و به‌جای شما کسانی دیگر را می‌آورد؛ و خدا بر انجام آن تواناست

إِنْ يَشَأْ

  • ترجمهٔ کلمه‌ای: «اگر بخواهد»، «اگر اراده کند».
  • توضیح واژه‌ها:
    • إِنْ: حرف شرط غیر جازم در عربی که به معنای «اگر» است.
    • يَشَأْ: از فعل شَاءَ (خواستن، اراده کردن) به صورت مضارع متصرف با ضمیر او (او بخواهد). دلالت بر امکان و اختیار دارد.

يُذْهِبْكُمْ

  • ترجمهٔ جمله‌ای: «شما را از میان برمی‌دارد»، «شما را نابود می‌کند/از بین می‌برد».
  • توضیح واژه‌ها:
    • يُذْهِبْ: فعل مضارع مصدر از ذَهَبَ به معنای «بر داشتن»، «از میان بردن» در ساختار مفعولی. در این‌جا به معنی از میان برداشتن یا نابود کردن است.
    • كُمْ: ضمیر مفعولی جمع برای «شما» (مخاطبان جمع مذکر یا عمومی).

أَيُّهَا النَّاسُ

  • ترجمهٔ جمله‌ای: «ای مردم»، «ای اهل آدم» (صدا زدن عام).
  • توضیح واژه‌ها:
    • أَيُّهَا: حرف ندایی برای خطاب مستقیم که بر تأکید و خواندن توجه دلالت می‌کند.
    • النَّاسُ: «مردم»، جمع انسان‌ها؛ خطاب عمومی به همگان.

وَيَأْتِ بِآخَرِينَ

  • ترجمهٔ جمله‌ای: «و کسانی دیگر را می‌آورد»، «و نسل/افراد دیگری را جایگزین می‌کند».
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف «و».
    • يَأْتِ: فعل مضارع از أَتَى به معنی «آمدن»، «آوردن» (در این‌جا «می‌آورد»).
    • بِ: حرف جر که در این ترکیب همراه با فعل «أتى بـ» معمولاً به معنای «مورد آوردن چیزی/کسی» است؛ «با/به».
    • آَخَرِينَ: «دیگران» به صورت جمع مذکر منصوب/مجرور بسته به ساخت؛ در اینجا مفعول با «بـ» یا مضاف‌الیه ضمنی.

وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ ذَٰلِكَ قَدِيرًا

  • ترجمهٔ جمله‌ای: «و خدا بر آن قادِر است»، «و خدا بر انجام آن تواناست».
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَكَانَ: «و بود» (كان فعل ماضٍ ناسخ که برای اثبات صفت یا حال به کار رفته).
    • اللَّهُ: «خدا»، فاعل كان؛ مبتدا.
    • عَلَىٰ: حرف جر به معنی «بر»، «نسبت به»، در این‌جا نشان‌دهندهٔ تسلط یا قدرت بر چیزی.
    • ذَٰلِكَ: «آن» (امر مورد اشاره — یعنی نابودی شما و آوردن دیگران).
    • قَدِيرًا: «توانا»، «قدرتمند»؛ اسم كان به صورت خبر منصوب که بیانگر قدرت و توانایی است.
Nach oben scrollen