004-134-099-نساء

« Back to Glossary Index
هر کس مزد اعمال خود را در دنیا می خواهد بداند که نزد الله هم مزد برای دنیاست و هم مزد آخرت و الله شنوائی است بینا (کسی که برای دنیا کوشیده دنیا را بدست خواهد آورد و کسی که برای آخرت کوشید در آخرت به خوشی خواهد رسید و دنیای نسبتا معتدلی هم خواهد داشت) (۱۳۴)

مَن كانَ يُريدُ ثَوابَ الدُّنيا فَعِندَ اللَّهِ ثَوابُ الدُّنيا وَالآخِرَةِ ۚ وَكانَ اللَّهُ سَميعًا بَصيرًا

هر کس ثواب دنیا را بخواهد، پس نزد خداوند ثواب دنیا و آخرت است؛ و خدا شنوا و بیناست.


جمله ۱ (عربی): مَن كانَ يُريدُ ثَوابَ الدُّنيا

ترجمهٔ فارسی: هر کس ثواب دنیا را بخواهد

توضیح واژه‌ها:

  • مَن: «هر که»، حرف موصول یا ضمیر نامعین که به معنی «هرکس» است.
  • كانَ: فعل ماضی ناقص از «کون» که در اینجا به عنوان فعل کمکی برای ساخت زمان ماضی استمراریِ عربی به کار رفته؛ مَعنی «بود» اما همراه با مضارع «يُريدُ» حالت ترجمهٔ «هر کس بخواهد / هر کس که می‌خواست» را می‌دهد. در ترکیب‌های عربی این ساخت نشان‌دهندهٔ حالتی مستمر یا وصفی است: «کسی که می‌خواهد».
  • يُريدُ: فعل مضارع از «أَرادَ» به معنی «خواستن»؛ «می‌خواهد» یا «در نظر دارد».
  • ثَوابَ: مفعول «ثواب» به صورت منصوب؛ به معنای پاداش، جزا، یا مزد اعمال. در متن دینی معمولاً به پاداش الهی اطلاق می‌شود.
  • الدُّنيا: «دنیا»، عالم موقت و دنیاوی؛ در مقابل «الآخِرَة» که عالم پس از مرگ و قیامت است.

جمله ۲ (عربی): فَعِندَ اللَّهِ ثَوابُ الدُّنيا وَالْآخِرَةِ

ترجمهٔ فارسی: پس نزد خداوند، پاداش دنیا و آخرت است

توضیح واژه‌ها:

  • فَـ: «پس» یا «بنابراین»، حرف عطف و نتیجه.
  • عِندَ: حرف جر به معنی «نزد»، «در نزد»، «پیشِ»، «در اختیارِ». در عبارات دینی معمولاً بر مالکیت، نزدیکی یا ارادهٔ کسی دلالت می‌کند.
  • اللَّهِ: اسم خداوند به حالت مجرور (عِندَ اللَّهِ = نزد خدا).
  • ثَوابُ: فاعل یا مبتدا در این ساخت اسمیه؛ در عین حال در ترجمه منظور «پاداش» است. در جملهٔ عربی ساخت «عِندَ اللَّهِ ثَوابُ الدُّنيا وَالْآخِرَةِ» به این معناست که پاداش هر دو جهان نزد خدا قرار دارد/موجود است.
  • الدُّنيا: «دنیا»؛ اینجا به عنوان جزء ترکیب «ثَوابُ الدُّنيا» یعنی «پاداشِ دنیا».
  • وَ: «و»، حرف عطف.
  • الآخِرَةِ: «آخرت»، جهان پس از این دنیا، قیامت و زندگیِ ابدی.

نکتهٔ دستوری: عبارت «ثَوابُ الدُّنيا وَالْآخِرَةِ» مبتدا یا مضاف‌الیه در ترکیب با «عِندَ» است که نشان می‌دهد آنچه طلب می‌شود، نزد خدا هر دو پاداش را دارد.


جمله ۳ (عربی): وَكانَ اللَّهُ سَميعًا بَصيرًا

ترجمهٔ فارسی: و خدا شنوا و بیناست

توضیح واژه‌ها:

  • وَ: «و»، حرف عطف.
  • كانَ: فعل ماضی از «کون»؛ در اینجا فعلی است خبری که وصفِ ثبات و امتداد را بر وجود صفات الهی دلالت می‌دهد. ساخت «وكانَ اللَّهُ سَميعًا بَصيرًا» در معانی خبری و بیان صفات ثبوتی خدا به کار رفته است.
  • اللَّهُ: «خدا»، فاعل «كانَ».
  • سَميعًا: صفت منصوب از «سَميع» که به معنی «شنوا»، «کسی که می‌شنود»، «دارای شنیدن مطلق» است. صورت منصوب (با تنوین) برای آوردن صفت بعد از «كانَ» متداول است (خبر كان منصوب).
  • بَصيرًا: صفت منصوب از «بصير» یعنی «بینا»، «آگاه به دید/مشاهده»، «دیدبان مطلق»؛ این نیز خبرِ دوم «كانَ» است که دو خبر برای تأکید صفتی الهی می‌آورد.

نکتهٔ مفهومی: جمله می‌گوید خدا از خواسته‌ها و نیت‌ها مطلع است؛ شنوا بودن به معنی اینکه سخنان، دعاها و نهاد درونی انسان را می‌شنود و بینا بودن به معنی اینکه او اعمال، نیات و احوال را می‌بیند و از آن اطلاع دارد.

Nach oben scrollen