004-125-099-نساء

« Back to Glossary Index
و چه کسی دینش بهتر از کسی خواهد بود که خود را تسلیم برای اطاعت دستورات الله کرده و نیکوکار نیز میباشد و از روش ابراهیم، که مستقیماً توجهش به الله بود، تبعیت نموده است؟ آرى الله ابراهیم را روی همین صفاتش دوست خود گرفت (دین حنیف، یعنی دینی که دینداران آن مستقیماً توجه به الله داشته باشند و از متن دستورات او پیروی کنند، نه آنکه پیشوایان سوءاستفاده چی و مختلف گوی خود را واسطه راهنمائی خود قرار دهند، یا غير الله را پارتی و واسطه گناهان خود بدانند) (۱۲۵)

وَمَن أَحسَنُ دِينًا مِمَّن أَسلَمَ وَجهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبراهِيمَ حَنِيفًا ۗ وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبراهِيمَ خَلِيلًا

و چه کسی بهتر دین دارد از آن که رویکرد خود را برای خدا تسلیم کرد در حالی که نیکوکار است و آیینِ ابراهیمِ خالص را پیروی کرد؟ و خدا ابراهیم را دوستِ بسیار نزدیک (دوست خاص) قرار داد.

وَمَن أَحسَنُ دِينًا مِمَّنْ

  • ترجمهٔ جمله: و چه کسی بهتر دین دارد از کسی که…
  • توضیح واژگان:
    • وَمَن: «و چه کسی» یا «و هر کس» (حرف عطف و ضمیر پرسشی/اطلاقی).
    • أَحسَنُ: برترین، بهتر (مقایسه و افادهٔ کمال یا برتری).
    • دِينًا: دین؛ آیین، راه و روش عبادی-اخلاقی.

أَسلَمَ وَجهَهُ لِلَّهِ

  • ترجمهٔ جمله: رویکرد خود را برای خدا تسلیم کرد / روی خود را به خدا گذاشت (یعنی تسلیم خدا شد).
  • توضیح واژگان:
    • أَسلَمَ: صرف فعل از سَلَمَ به معنی «تسلیم کرد»؛ در اینجا به معنی «تسلیم شدن» یا «ایمان آوردن و تسلیمِ کامل».
    • وَجهَهُ: «وجه» به معنی وجه/روی/رویکرد؛ ضمیر -هُ اشاره به فاعل (او). اصطلاح «وَجهَهُ لِلَّهِ» به معنای جهت دادن تمام جهت و نیت به سوی خداست.
    • لِلَّهِ: «برای خدا» یا «به سوی خدا»؛ حرف جار + اسم الله.

وَهُوَ مُحسِنٌ

  • ترجمهٔ جمله: و در حالی که نیکوکار است / و او نیکوکار بود.
  • توضیح واژگان:
    • وَهُوَ: «و او» یا «و در حالی که».
    • مُحسِنٌ: اسم فاعل از حَسَنَ یا أَحْسَنَ در قالب اِحسان؛ به معنی نیکوکار، کسی که احسان می‌کند، نیکو عمل می‌کند و نیت و عملش نیک است.

وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبراهِيمَ حَنِيفًا

  • ترجمهٔ جمله: و آیینِ ابراهیم را پیروی کرد، خَنیف (یعنی متمایل به توحید خالص).
  • توضیح واژگان:
    • وَاتَّبَعَ: «و پیروی کرد»؛ فعل ماضی از تبع به معنی دنبال کردن یا اتباع کردن.
    • مِلَّةَ: «آیین»، «مذهب»، «شیوهٔ زندگی/اعتقادی».
    • إِبراهِيمَ: اسم نَبِیّ ابراهیم (ع).
    • حَنِيفًا: «حنیف» به معنی برگرداننده به حق، مایل به توحید، صاف و بی‌شرک؛ به صورت حال یا قید حال (مفعول یا توصیفِ مِلَّةَ).

وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبراهِيمَ خَلِيلًا

  • ترجمهٔ جمله: و خدا ابراهیم را خلیل (دوست نزدیک) گرفت/قرار داد.
  • توضیح واژگان:
    • وَاتَّخَذَ: «و گرفت/قرار داد»؛ فعل ماضی از اتخذ به معنی اختیار کردن یا برگزیدن.
    • اللَّهُ: فاعل؛ خدا.
    • إِبراهِيمَ: مفعول (ابراهیم).
    • خَلِيلًا: «خلیل» به معنی دوست بسیار نزدیک، محب مخصوص؛ در این جا خبر اتخذ و صفتی که مقام ویژهٔ ابراهیم را نشان می‌دهد.
Nach oben scrollen