004-085-099-نساء

« Back to Glossary Index
هر کسی برای کار خوب واسطه تشویق دیگران شود، برای او نیز بهره ای از آن کار خوب خواهد بود (طبق این آیه مبلغان راستگوی مذهبی و سایر واسطه های کارهای خوب در دنیا، شفيعان خوبی میباشند که نزد الله مزد شفاعت هم دارند) و هر کس واسطه و پارتی مردم، برای تشویق آنان به کارهای بد شود برای شفاعت کننده مجازاتی برابر آن خواهد بود (این آیه در عین حال که درباره واسطه شدن برای جنگ نرفتن مسلمانان است، میرساند که هرگز پیغمبران و امامان پارتی و واسطه و شفیع گناهکاران نمیشوند و خالق عالم نیز چنین شفاعت کننده ای را مجازات خواهد کرد، آری اگر کسی روی امر به معروف و نهی از منکر گناه کاری را از گناه بازداشت، چنین کسی شفيع خوبی خواهد بود و نزد الله مزد خوبی خواهد داشت و شفاعتهای به اذنی که در قرآن مجيد تایید شده از این قبيل اند نه آنطور که مردم روی تبلیغ سوءاستفاده چیان مذهبی درباره پیشوایان مذهبی میگویند) و الله خودش بر هر چیزی نگهبان است (پس مقایسه و تشبیه کردن واسطه شدن بزرگان دین نزد الله با واسطه شدن هائیکه نزد سلطان و وزیر میشود، درست نیست زیرا خالق عالم بهتر از مخلوق خود وضع مردم گناهکار را میداند و حال آنکه سلطان و وزیر کمتر از آنکس که نزد آنان واسطه و شفیع میشود از وضع گناهکار مورد شفاعت خبر دارند) (۸۵)

مَن يَشفَع شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُن لَهُ نَصيبٌ مِنها ۖ وَمَن يَشفَع شَفاعَةً سَيِّئَةً يَكُن لَهُ كِفلٌ مِنها ۗ وَكانَ اللَّهُ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ مُقيتًا
(سورهٔ نساء، آیهٔ ۸۵)


هر کس شفاعتی نیکو کند، بهره‌ای از آن برای اوست؛ و هر کس شفاعتی ناپسند کند، سهمی از آن برای او خواهد بود؛ و خداوند بر هر چیزی نگهبان و تواناست.


جملهٔ اول

متن عربی

مَن يَشفَع شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُن لَهُ نَصيبٌ مِنها

ترجمهٔ فارسی

هر کس شفاعتی نیکو انجام دهد، بهره‌ای از آن برای او خواهد بود.

توضیح واژه‌ها و ترکیبات

  • مَناسم شرط است به معنای «هر کس». هم شرط است و هم فاعل فعل بعد از خود.
  • يَشْفَعفعل مضارع از ریشهٔ «ش‌ف‌ع». در اصل به معنای «جفت کردن» است و در این‌جا به معنی واسطه شدن، کمک کردن، یا دخالت برای سود رساندن به دیگری آمده است.
  • شَفاعَةًمصدر فعل «يَشْفَع». نکره آمدن آن بر عمومیت دلالت دارد؛ یعنی هر گونه شفاعت.
  • حَسَنَةًصفت برای «شَفاعَة». به معنای نیک، پسندیده، همراه با خیر و نتیجهٔ درست.
  • يَكُنفعل مضارع مجزوم از «كانَ» به سبب شرطی بودن جمله. به معنای «خواهد بود».
  • لَهُجار و مجرور، به معنای «برای او».
  • نَصيبٌاسم به معنای بهره، سهم مشخص و معین.
  • مِنها«مِن» برای تبعیض است؛ یعنی بخشی از نتیجه و اثر همان شفاعت به او می‌رسد، نه تمام آن.


جملهٔ دوم

متن عربی

وَمَن يَشفَع شَفاعَةً سَيِّئَةً يَكُن لَهُ كِفلٌ مِنها

ترجمهٔ فارسی

و هر کس شفاعتی بد انجام دهد، سهمی از پیامد آن برای او خواهد بود.

توضیح واژه‌ها و ترکیبات

  • وَحرف عطف برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین و ایجاد تقابل معنایی.
  • مَناسم شرط، همان معنا و کارکرد جملهٔ قبل را دارد.
  • يَشْفَعهمان فعل، با این تفاوت که این‌جا در مورد شفاعت ناپسند به کار رفته است.
  • شَفاعَةًواسطه‌گری یا دخالت، ولی بدون ارزش اخلاقی مثبت.
  • سَيِّئَةًصفت برای «شفاعَة». به معنای بد، نادرست، زیان‌آور یا همراه با ظلم.
  • يَكُنفعل شرط، همان ساختار جملهٔ قبل.
  • لَهُبرای او.
  • كِفْلٌبه معنای سهم همراه با بار و مسئولیت. برخلاف «نصیب» که خنثی یا مثبت است، «كِفل» معمولاً بار منفی و پیامد سنگین دارد.
  • مِنهابخشی از نتیجهٔ آن شفاعت بد، که دامن شخص شفاعت‌کننده را هم می‌گیرد.


جملهٔ سوم

متن عربی

وَكانَ اللَّهُ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ مُقيتًا

ترجمهٔ فارسی

و خداوند بر هر چیزی نگهدار و مسلط است.

توضیح واژه‌ها و ترکیبات

  • وَحرف عطف برای جمع‌بندی و نتیجه‌گیری.
  • كانَفعل ماضی ناقص که در این‌گونه موارد دلالت بر دوام و همیشگی بودن صفت دارد، نه صرف زمان گذشته.
  • اللَّهُاسم جلاله، اسم «كان».
  • عَلىٰحرف جر به معنای چیرگی و احاطه.
  • كُلِّاسم به معنای همه، تمام.
  • شَيءٍهر چیز، هر موجود یا هر امر.
  • مُقيتًااسم فاعل از ریشهٔ «ق‌و‌ت». به معنای کسی که روزی می‌دهد، نگه می‌دارد، توانمند و ناظر است. در این‌جا مفهوم قدرت همراه با مراقبت و حساب‌کشی را می‌رساند.
Nach oben scrollen