004-086-099-نساء

« Back to Glossary Index
و هنگامی که کسی شاد باش به شما گفت شما به عبارتی بهتر جواب شاد باش او را بدهید یا دست کم آنچه را او گفته شما هم همان را به او برگردانید و به يقين الله بر هر چیزی حسابگر است (کسی که به کسی میگوید سلام بر تو، از الله شادی و شادکامی و سلامتی و از همه مهمتر رستگاری و موفقیت را برای او میخواهد و چون خالق عالم از درون سلام کننده آگاه است، هر سلامی نزد الله حسابی دارد که میرساند، آیا سلام کننده روی تکبر و خودخواهی یا کم محلی سلام کرده یا روی مسخره و یا حقیقتا زبانش با دلش یکی است و خوبی طرف را خواسته) (۸۶)

وَإِذا حُيِّيتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا


و چون به شما درودی گفته شد، شما نیز به درودی بهتر از آن پاسخ دهید یا همانند آن را بازگردانید؛ بی‌گمان خداوند بر همه‌چیز حسابگر است.


وَإِذا حُيِّيتُم بِتَحِيَّةٍ

ترجمه:
و هنگامی که به شما با درودی سلام گفته شود،

توضیح واژه‌ها

  • وَ: حرف عطف؛ برای پیوند دادن جمله با مطلب پیشین.
  • إِذا: قید زمان؛ به‌معنای «هنگامی که»، دلالت بر وقوع قطعی در آینده دارد.
  • حُيِّيتُم: فعل ماضی مجهول، شخص جمع؛ یعنی «به شما درود گفته شد». از ریشه «حَيِيَ» با معنای دعا برای حیات، سلام و خیر.
  • بِتَحِيَّةٍ: «با تحیت/درود»؛ «بِـ» برای ابزار یا همراهی، «تَحِيَّة» به معنای سلام، درود، یا هر گفتارِ احترام‌آمیز.


فَحَيُّوا بِأَحسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا

ترجمه:
پس شما به بهتر از آن پاسخ دهید یا همان را بازگردانید،

توضیح واژه‌ها

  • فَ: حرف نتیجه؛ نشان می‌دهد آنچه می‌آید، نتیجهٔ شرط پیشین است.
  • حَيُّوا: فعل امر، جمع؛ یعنی «درود دهید» یا «سلام بگویید».
  • بِأَحسَنَ: «به بهتر»؛ صیغهٔ تفضیل از «حَسَن»، یعنی نیکوتر و برتر از نظر کیفیت.
  • مِنْهَا: «از آن»؛ اشاره به همان تحیتی که ابتدا گفته شده است.
  • أَوْ: حرف تخییر؛ بیانگر اختیار میان دو راه.
  • رُدُّوهَا: فعل امر، جمع؛ یعنی «آن را بازگردانید»، یعنی همان سلام یا درود را بدون کاستن پاسخ دهید.


إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا

ترجمه:
بی‌گمان خداوند بر هر چیزی حسابگر است.

توضیح واژه‌ها

  • إِنَّ: حرف تأکید؛ برای استوار کردن معنا.
  • اللَّهَ: نام خاص خداوند یگانه.
  • كَانَ: فعل ناقص؛ در این‌جا برای افادهٔ ثبات و دوام صفت به‌کار رفته است.
  • عَلَىٰ: حرف جر؛ دلالت بر احاطه و سلطه.
  • كُلِّ: اسم؛ به‌معنای «همه»، مفید عمومیت کامل.
  • شَيْءٍ: هر چیز، بدون هیچ استثنا.
  • حَسِيبًا: صفت؛ به‌معنای حسابرس، مراقب دقیق اعمال و گفتار، کسی که هیچ چیز از محاسبهٔ او دور نمی‌ماند.
Nach oben scrollen