004-075-099-نساء

« Back to Glossary Index
و شما که از جنگ می گریزید چرا در راه پیشرفت دين الله و نجات ناتوانان از مرد و زن و بچه که در شهرهای غیر اسلامی گرفتار ظلمهائی شده اند نمی جنگید و چرا بوسیله جنگ به داد آنان نمی رسید که از پروردگار خود میخواهند از شهری که مردمش ستمکارند نجات یابند و از او می خواهند که برای ایشان از نزد خودش رئيس دلسوزی و یاری کننده ای مقرر گرداند (۷۵)

وَما لَكُم لا تُقاتِلونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَالمُستَضعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَالنِّساءِ وَالوِلدانِ الَّذينَ يَقولونَ رَبَّنا أَخرِجنا مِن هٰذِهِ القَريَةِ الظّالِمِ أَهلُها وَاجعَل لَنا مِن لَدُنكَ وَلِيًّا وَاجعَل لَنا مِن لَدُنكَ نَصيرًا

و چرا شما در راه خدا و برای (رهایی) مردان و زنان و کودکانِ دربند و ناتوان پیکار نمی‌کنید؟ همان کسانی که می‌گویند: پروردگارا، ما را از این شهر که مردمش ستمگرند بیرون ببر، و برای ما از جانب خودت سرپرستی قرار بده، و برای ما از جانب خودت یاوری مقرر کن.



۱

وَما لَكُم لا تُقاتِلونَ في سَبيلِ اللَّهِ

ترجمه:
و شما را چه شده است که در راه خدا نمی‌جنگید؟

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف.
  • ما: اسم استفهام، برای پرسش همراه با سرزنش.
  • لَكُم: جار و مجرور، «برای شما / شما را».
  • لا: حرف نفی.
  • تُقاتِلونَ: فعل مضارع، دوم شخص جمع مذکر، باب مفاعله از «قاتل»، به معنای جنگیدن.
  • في: حرف جر.
  • سَبيلِ: اسم مجرور به سبب «في»، به معنای راه.
  • اللَّهِ: مضاف‌الیه، اسم جلاله.

    کل ساختار جمله پرسشی است و معنی سرزنش و تعجب را می‌رساند.


۲

وَالمُستَضعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَالنِّساءِ وَالوِلدانِ

ترجمه:
و (در راه نجات) درماندگان از مردان و زنان و کودکان؟

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف.
  • المُستَضعَفينَ: اسم جمع، منصوب، اسم مفعول از باب استفعال «استضعف»، به معنای ناتوان‌شده‌ها و ستمدیدگان.
  • این واژه معطوف به «سبيل الله» دانسته می‌شود؛ یعنی جنگ در راه خدا و در راه مستضعفان.
  • مِنَ: حرف جر برای بیان تبعیض یا توضیح جنس.
  • الرِّجالِ: اسم مجرور، جمع «رجل».
  • وَالنِّساءِ: معطوف، جمع «امرأة».
  • وَالوِلدانِ: معطوف، جمع «ولد»، به معنای کودکان.

۳

الَّذينَ يَقولونَ رَبَّنا أَخرِجنا مِن هٰذِهِ القَريَةِ

ترجمه:
همان کسانی که می‌گویند: پروردگارا، ما را از این شهر بیرون ببر.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر، صفت برای «المستضعفين».
  • يَقولونَ: فعل مضارع، سوم شخص جمع مذکر، به معنای می‌گویند.
  • رَبَّنا: منادا، مضاف و مضاف‌الیه، «ای پروردگار ما».
  • أَخرِجنا: فعل امر، مخاطب مفرد (خداوند)، همراه با ضمیر مفعولی «نا»، به معنای بیرون ببر ما را.
  • مِن: حرف جر.
  • هٰذِهِ: اسم اشاره، مؤنث مفرد.
  • القَريَةِ: بدل یا عطف بیان برای «هذه»، به معنای شهر یا آبادی.

۴

الظّالِمِ أَهلُها

ترجمه:
شهری که مردمش ستمکارند.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • الظّالِمِ: صفت برای «أهل»، به معنای ستمگر.
  • أَهلُها: مبتدا یا بدل از «القرية»، «اهل» جمع مکسر، مرفوع، و «ها» ضمیر متصل به «القریة».

    ساختار وصفی جمله ظلم‌پیشگی ساکنان شهر را بیان می‌کند.


۵

وَاجعَل لَنا مِن لَدُنكَ وَلِيًّا

ترجمه:
و برای ما از نزد خودت سرپرستی قرار ده.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف.
  • اجعَل: فعل امر از «جعل»، به معنای قرار دادن.
  • لَنا: جار و مجرور، «برای ما».
  • مِن لَدُنكَ: جار و مجرور، «از نزد تو»، برای تأکید بر الهی بودن.
  • وَلِيًّا: مفعول به منصوب، به معنای سرپرست، حامی و صاحب اختیار.

۶

وَاجعَل لَنا مِن لَدُنكَ نَصيرًا

ترجمه:
و برای ما از نزد خودت یاوری مقرر کن.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف.
  • اجعَل: فعل امر، تکرار برای تأکید.
  • لَنا: جار و مجرور.
  • مِن لَدُنكَ: جار و مجرور، همانند جملهٔ قبل.
  • نَصيرًا: مفعول به منصوب، به معنای یاری‌دهنده و کمک‌کننده.
Nach oben scrollen