003-052-095-آل عمران

« Back to Glossary Index
پس وقتی عیسی احساس کرد که یهودیان و بزرگانشان به پیغمبری او کافر شده اند (یعنی روی منافع خصوصی و دنیا خواهی های خود پیغمبری روشن عیسی را کفران کردند، با اینکه مدت ۳۰ سال او را موجودی مقدس و عجیب میدانستند و از زبان او در گهواره شنیده بودند او پیغمبر یهود میشود) به کسانی که کم و بیش به او ایمان آورده بودند گفت، چه کسی حاضر است در تبلیغات دینی من، که مردم را فقط بسوى الله میخوانم مرا یاری نماید؟ حواریان او گفتند: مائیم که یاری دهندگان دین الله هستیم، ما به الله كاملا ایمان آورده ایم و تو شاهد اعمال ما باش که چگونه تسلیم کامل دستورات الله میباشیم (حواری یعنی کمک کننده و ناصر نیز یعنی کمک کننده و اسم حواریان عیسی و اینکه در انجیلهای فعلی هم هست که هم عیسی و هم حواریان را ناصری میگفتند بزرگترین دلیل است بر اینکه مسیحیت اسم اولیه اش نصرانی و نصارا بود و این اسم روی کمک کردن مؤمنان به عیسی در دین الله بود نه روی اینکه عیسی محل تولدش ده کوچکی بنام ناصره باشد، بلکه محل تولد عیسی را نیز بعداً ناصره معرفی کرده اند، زیرا عیسی که دارای دین نصرانی بود در آنجا متولد شده و معنای حقیقی ناصر دین الله يا نصارا همان معنای حقیقی اسلام و تسلیم شدن به دين الله است و بر این معناهاست که در قرآن نوشته شده دین تمام پیغمبران اسلام یعنی تسلیم به دستورات الله بوده و الّا میدانیم دین سایر پیغمبران حتی در قرآن به اسمهای متفاوتی مشهور بوده اند و این تحقیقات میرساند که بیشتر مطالب انجيل های چهارگانه فعلی که خودشان با هم اختلاف دارند، ساختگی بوده و حتی از متن این چهار انجیل میتوان فهمید که نویسندگان آنها حواری نبودند بلکه یهودیانی دشمن عیسی بودند که پس از مرگ عیسی خود را طرفدار دین عیسی معروف کردند) (۵۲)

پس وقتی عیسی احساس کرد که یهودیان و بزرگانشان به پیغمبری او کافر شده اند به کسانی که کم و بیش به او ایمان آورده بودند گفت، چه کسی حاضر است در تبلیغات دینی من، که مردم را فقط بسوى الله میخوانم مرا یاری نماید؟ حواریان او گفتند: مائیم که یاری دهندگان دین الله هستیم، ما به الله كاملا ایمان آورده ایم و تو شاهد اعمال ما باش که چگونه تسلیم کامل دستورات الله میباشیم.

فَلَمّا أَحَسَّ عيسىٰ مِنهُمُ الكُفرَ قالَ مَن أَنصاري إِلَى اللَّهِ ۖ قالَ الحَوارِيّونَ نَحنُ أَنصارُ اللَّهِ آمَنّا بِاللَّهِ وَاشهَد بِأَنّا مُسلِمونَ

فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَىٰ مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللهِ ۖ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللهِ آمَنَّا بِاللهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

پس هنگامی که عیسی از آنان کفر را احساس کرد، گفت: چه کسانی یاوران من در راه الله هستند؟ حواریان گفتند: ما یاوران الله هستیم؛ به الله ایمان آوردیم، و گواه باش که ما تسلیم‌شدگانیم.

فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَىٰ مِنْهُمُ الْكُفْرَ

پس هنگامی که عیسی از آنان کفر را احساس کرد.

فَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف یا تفریع؛ معنای «پس»، «در نتیجه»، و پیوند دادن این بخش به رخداد پیشین.
لَمَّا: ریشه ندارد؛ حرف شرطِ زمانیِ غیرجازم؛ معنای «هنگامی که»، «چون»، «وقتی که».
أَحَسَّ: ریشه: ح س س؛ فعل ماضی، باب إفعال، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنای «احساس کرد»، «دریافت»، «پی برد»، «نشانه‌ای را حس کرد».
عِيسَىٰ: اسم خاص؛ فاعلِ «أَحَسَّ»، مرفوع با حرکت تقدیری به سبب پایان یافتن به الف مقصوره؛ نام پیامبر الله، عیسی.
مِنْهُمُ: «مِنْ» حرف جر + «هُم» ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر؛ جار و مجرور؛ معنای «از آنان»، «از سوی آنان»، «در میان آنان».
الْكُفْرَ: ریشه: ك ف ر؛ اسم مصدر، معرفه با «ال»، مفعول‌به برای «أَحَسَّ»، منصوب؛ معنای «کفر»، «انکار حق»، «پوشاندن حقیقت»، «بی‌ایمانی».


قَالَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللهِ

گفت: چه کسانی یاوران من در راه الله هستند؟

قَالَ: ریشه: ق و ل؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنای «گفت».
مَنْ: اسم استفهام؛ در جایگاه مبتدا؛ معنای «چه کسی؟»، «چه کسانی؟».
أَنْصَارِي: ریشه: ن ص ر؛ «أَنْصَار» جمعِ «ناصر» یا «نصیر» به معنای «یاوران» + «ی» ضمیر متصل متکلم وحده در نقش مضاف‌الیه؛ خبر برای «مَنْ»؛ معنای «یاوران من»، «حامیان من».
إِلَى: حرف جر؛ معنای «به سوی»، «در جهت»، و در این ترکیب یعنی «در راهِ» یا «برای یاری در مسیرِ».
اللهِ: لفظ جلاله؛ اسم مجرور به «إِلَى»؛ معنای الله، معبود یگانه.


قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللهِ

حواریان گفتند: ما یاوران الله هستیم.

قَالَ: ریشه: ق و ل؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنای «گفت»؛ با وجود جمع بودن فاعل، فعل در عربی پیش از فاعل به صورت مفرد می‌آید.
الْحَوَارِيُّونَ: ریشه: ح و ر؛ جمع مذکر سالم از «حَوَارِيّ»؛ فاعلِ «قَالَ»، مرفوع با واو؛ معنای «حواریان»، «یاران ویژه»، «شاگردان پاک‌دل و نزدیک عیسی».
نَحْنُ: ضمیر منفصل، اول‌شخص جمع؛ مبتدا؛ معنای «ما».
أَنْصَارُ: ریشه: ن ص ر؛ جمعِ «ناصر» یا «نصیر»؛ خبر برای «نَحْنُ»، مرفوع؛ معنای «یاوران»، «حامیان»، «مددکاران».
اللهِ: لفظ جلاله؛ مضاف‌الیه برای «أَنْصَارُ»، مجرور؛ معنای الله، معبود یگانه.


آمَنَّا بِاللهِ

به الله ایمان آوردیم.

آمَنَّا: ریشه: أ م ن؛ فعل ماضی، باب إفعال، اول‌شخص جمع؛ «نا» ضمیر فاعلی؛ معنای «ایمان آوردیم»، «باور کردیم»، «امن و اطمینان قلبی یافتیم».
بِاللهِ: «بِـ» حرف جر + «اللهِ» لفظ جلاله، اسم مجرور؛ جار و مجرور وابسته به «آمَنَّا»؛ معنای «به الله»، «به الله ایمان آوردیم».


وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

و گواه باش که ما تسلیم‌شدگانیم.

وَ: حرف عطف؛ معنای «و».
اشْهَدْ: ریشه: ش ه د؛ فعل امر، دوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنای «گواه باش»، «شهادت بده»، «آگاه و شاهد باش».
بِأَنَّا: «بِـ» حرف جر + «أَنَّ» حرف تأکید و نصب + «نا» ضمیر متصل اول‌شخص جمع در جایگاه اسم «أَنَّ»؛ معنای «بر اینکه ما»، «به این حقیقت که ما».
مُسْلِمُونَ: ریشه: س ل م؛ اسم فاعل از باب إفعال، جمع مذکر سالم؛ خبر «أَنَّ»، مرفوع با واو؛ معنای «مسلمانان»، «تسلیم‌شدگان در برابر فرمان الله»، «فرمان‌برداران».

Nach oben scrollen