| آیا کسانی که آن بدیها را کردند، تصور کرده اند، ایشان را در زندگی و مرگشان، به مانندِ هم و مساویِ مومنینِ نیکوکار، حساب می کنیم؟ چه قضاوت بدی میکنند (۲۱) |
| أَم حَسِبَ الَّذينَ اجتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَن نَجعَلَهُم كَالَّذينَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ سَواءً مَحياهُم وَمَماتُهُم ۚ ساءَ ما يَحكُمونَ آیا کسانی که مرتکب بدیها شدند پنداشتند که آنان را مانند کسانی قرار میدهیم که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، بهگونهای که زندگی و مرگشان یکسان باشد؟ چه بد داوری میکنند. أَم حَسِبَ الَّذينَ اجتَرَحُوا السَّيِّئَاتِآیا کسانی که مرتکب بدیها شدند پنداشتند؟
أَن نَجعَلَهُم كَالَّذينَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِکه آنان را مانند کسانی قرار دهیم که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند؟
سَواءً مَحياهُم وَمَماتُهُمدر حالی که زندگی و مرگشان یکسان باشد؟
ساءَ ما يَحكُمونَچه بد داوری میکنند.
|
تفسیر آیه«آیا کسانی که بدیها را به دست آوردهاند گمان کردهاند که آنان را مانند کسانی قرار میدهیم که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند؛ بهگونهای که زندگی و مرگشان یکسان باشد؟ چه بد داوری میکنند.» این آیه یک پرسش تند و بیدارکننده است. خداوند میپرسد: آیا کسانی که آگاهانه راه گناه، ظلم، فساد و نافرمانی را انتخاب کردهاند، خیال میکنند سرانجامشان با کسانی که ایمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادهاند یکی خواهد بود؟ پاسخ آیه روشن است: نه؛ چنین داوریای با عدالت الهی سازگار نیست. عبارت: أَم حَسِبَ الَّذينَ اجتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ یعنی آیا کسانی که بدیها را «کسب کردهاند» یا با دست خود مرتکب شدهاند، چنین پنداشتهاند؟ واژهی اجترحوا از ریشهای میآید که با «انجام دادن با اعضا و جوارح» ارتباط دارد. یعنی بدیها فقط یک فکر گذرا نبوده، بلکه در رفتار و زندگی آنان وارد شده است. اینها کسانیاند که بدی را انتخاب کرده، تکرار کرده و بخشی از مسیر زندگی خود ساختهاند. در مقابل، آیه از گروهی سخن میگوید که: آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ یعنی هم ایمان داشتهاند و هم عمل صالح. قرآن معمولاً ایمان را جدا از عمل صالح نمیآورد، چون ایمان واقعی باید در رفتار انسان اثر بگذارد. ایمان فقط یک ادعای ذهنی یا زبانی نیست؛ باید در عدالت، پاکی، صداقت، خدمت، عبادت و پرهیز از ظلم دیده شود. معنای «سَواءً مَحياهُم وَمَماتُهُم» این بخش بسیار مهم است: سَواءً مَحياهُم وَمَماتُهُم یعنی آیا زندگی و مرگ این دو گروه برابر است؟ این برابری میتواند چند معنا داشته باشد: ۱. زندگیشان نزد خدا یکی نیست ممکن است در ظاهر، انسان گناهکار و انسان مؤمن هر دو بخورند، بخوابند، کار کنند، بیمار شوند و بمیرند؛ اما حقیقت زندگیشان یکی نیست. زندگی مؤمن همراه با معنا، مسئولیت، امید، توبه، بندگی و جهت درست است. پس آیه نمیگوید مؤمن حتماً در دنیا همیشه ثروتمندتر یا آسودهتر است، یا گناهکار همیشه در دنیا شکستخوردهتر است. سخن آیه عمیقتر است: ارزش و حقیقت این دو زندگی نزد خدا برابر نیست. ۲. مرگشان یکی نیست مرگ برای مؤمن پایان پوچ نیست؛ انتقال به وعدهی الهی، رحمت و نتیجهی ایمان و عمل صالح است. اما مرگ برای کسی که با بدیها زندگی کرده و توبه نکرده، آغاز روبهرو شدن با حقیقت اعمال خویش است. بنابراین، آیه میگوید نمیشود کسی عمرش را در ایمان و صلاح بگذراند و دیگری عمرش را در گناه و فساد، بعد هر دو در پایان نزد خدا یکسان باشند. ۳. سرانجامشان در آخرت یکی نیست مهمترین معنای آیه این است که قیامت و حساب الهی بر اساس عدالت است. اگر نیکوکار و بدکار یکسان باشند، عدالت بیمعنا میشود. این آیه در حقیقت به انسان هشدار میدهد که جهان بیحساب نیست. اعمال انسان گم نمیشوند. خوبی و بدی وزن دارند. انتخابهای انسان نتیجه دارند. «ساءَ ما يَحكُمونَ» یعنی چه؟ در پایان آیه میفرماید: ساءَ ما يَحكُمونَ یعنی چه بد حکم میکنند؛ چه داوری نادرستی دارند. این جمله، قضاوت کسانی را رد میکند که خیال میکنند ایمان و عمل صالح با گناه و فساد فرقی ندارد. چنین نگاهی، هم بیعدالتی نسبت به نیکوکاران است، هم سبک شمردن گناهکاران نسبت به مسئولیت خودشان. انسان گاهی با زبان نمیگوید «من و مؤمنان یکسانیم»، اما در عمل طوری زندگی میکند که انگار حسابی در کار نیست. آیه همین خیال پنهان را هم میشکند. پیام اصلی آیه پیام آیه این است: خداوند میان انسانِ اهل ایمان و عمل صالح، با انسانی که بدی را انتخاب کرده و بر آن مانده، تفاوت میگذارد؛ هم در ارزش زندگی، هم در لحظهی مرگ، و هم در سرانجام آخرت. این آیه دعوت به ترس کورکورانه نیست؛ دعوت به بیداری است. میگوید زندگی اخلاقی و ایمانی بینتیجه نمیماند، و گناه و ظلم هم بیحساب رها نمیشود. جمعبندی کوتاه این آیه میگوید:
در یک جمله: آیه ۲۱ سوره جاثیه هشدار میدهد که زندگی انسان بیحساب نیست؛ انتخاب میان ایمان و گناه، انتخاب میان دو سرانجام متفاوت است. | ||||||||||||||||||||||||||||||||
اجْتَرَحُوااجْتَرَحُوا فعل ماضی عربی است و معمولاً به معنی مرتکب شدند، انجام دادند، به دست آوردند میآید؛ بیشتر دربارهٔ کارهای بد، گناه، خطا و بدیها به کار میرود. ساختار صرفی
کاربرد در زبان عربی این فعل بیشتر در ترکیبهایی مانند اینها دیده میشود:
نمونه قرآنی أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ… معنی: در این کاربرد، اجترحوا بار معنایی منفی دارد و فقط «انجام دادن» ساده نیست، بلکه انجام دادن کاری ناپسند یا گناهآلود را میرساند. اطلاعات ریشهشناسی ریشهٔ ج ـ ر ـ ح در عربی در اصل به معنی زخم زدن، شکافتن، بریدن است. از همین ریشه واژههای زیر ساخته شدهاند:
رابطهٔ معنایی آن با اجترحوا چنین است: در عربی قدیم، کاری که انسان با اعضای بدن خود انجام میدهد، نوعی «کسب کردن» یا «به دست آوردن» شمرده میشد. از همینجا اجترح معنای با عمل خود به دست آوردن پیدا کرد، و سپس بیشتر دربارهٔ کسب گناه و ارتکاب بدی به کار رفت. بنابراین مسیر معنایی آن چنین است: زخم زدن / اثر گذاشتن → عمل کردن با اعضای بدن → کسب کردن با عمل → مرتکب شدن، بهویژه بدی ۳ مترادف
۳ متضاد
|
