020-132-048-طه

« Back to Glossary Index
و تو کسانِ دینی خود را به نمازی که مقرر شده، امر نما و بر آن پافشاری کن (کسانِ پیغمبران و پیروان جدی آنان هم عقیده های آنان هستند و اگر خویشانِ ایشان در عقاید دینی با ایشان یکی نباشند، آنان مجبور نیستند که به زور به نماز و دستورات الله وادارشان کنند) و ما از تو پرهیزکاری و اطاعت دستور میخواهیم، نه نان و آب و چیزهای مادی، بلکه تو را ما روزی میدهیم و آینده خوب برای آن تقوا داران است (۱۳۲)
وَأمُر أَهلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصطَبِر عَلَيها ۖ لا نَسأَلُكَ رِزقًا ۖ نَحنُ نَرزُقُكَ ۗ وَالعاقِبَةُ لِلتَّقوىٰ

و خاندان خود را به نماز فرمان ده و بر آن شکیبا باش. ما از تو روزی نمی‌خواهیم، ما خود به تو روزی می‌دهیم، و فرجام نیک از آنِ پرهیزگاری است.

وَأمُر أَهلَكَ بِالصَّلاةِ

و خاندان خود را به نماز فرمان ده.

وَ
ریشه: ندارد، حرف عطف است.
گرامر: حرف عطف.
معانی: و، همچنین، پیونددهندهٔ جمله با جملهٔ پیشین.

أمُر
ریشه: أ م ر.
گرامر: فعل امر، مفرد مذکر مخاطب، از فعل «أَمَرَ، يَأمُرُ».
معانی: فرمان ده، دستور بده، امر کن.

أَهلَكَ
ریشه: أ ه ل.
گرامر: «أهل» مفعول‌به منصوبِ فعل «أمُر» است و «كَ» ضمیر پیوسته در محل جر مضاف‌الیه است.
معانی: خانواده‌ات، اهل خانه‌ات، نزدیکان و وابستگانت.

بِالصَّلاةِ
ریشه: ص ل و، و در کاربرد اسمی «صلاة».
گرامر: «بِ» حرف جر است و «الصلاةِ» اسم مجرور به «بِ»؛ جار و مجرور متعلق به «أمُر» است.
معانی: به نماز، به برپاداشتن نماز، به عبادتِ نماز.


وَاصطَبِر عَلَيها

و بر آن شکیبا باش.

وَ
ریشه: ندارد، حرف عطف است.
گرامر: حرف عطف.
معانی: و، سپس، همچنین.

اصطَبِر
ریشه: ص ب ر.
گرامر: فعل امر، مفرد مذکر مخاطب، باب افتعال، از فعل «اصطَبَرَ، يَصطَبِرُ».
معانی: شکیبایی کن، پایداری ورز، خود را به صبر وادار.

عَلَيها
ریشه: «على» حرف است و «ها» ضمیر است.
گرامر: «على» حرف جر و «ها» ضمیر پیوسته در محل جر است؛ مرجع ضمیر «الصلاة» است.
معانی: بر آن، بر نماز، در پایبندی به آن.


لا نَسأَلُكَ رِزقًا

ما از تو روزی نمی‌خواهیم.

لا
ریشه: ندارد، حرف است.
گرامر: حرف نفی.
معانی: نه، نمی‌.

نَسأَلُكَ
ریشه: س أ ل.
گرامر: فعل مضارع مرفوع، متکلم مع الغیر، از فعل «سَأَلَ، يَسأَلُ»؛ «كَ» ضمیر پیوسته در محل نصب مفعول‌به است.
معانی: از تو می‌خواهیم، از تو درخواست می‌کنیم، از تو مطالبه می‌کنیم.

رِزقًا
ریشه: ر ز ق.
گرامر: مفعول‌به دوم یا مفعول‌بهِ مصدرِ مقدر، منصوب با فتحه.
معانی: روزی، معاش، بهره و عطای زندگی.


نَحنُ نَرزُقُكَ

ما به تو روزی می‌دهیم.

نَحنُ
ریشه: ندارد، ضمیر است.
گرامر: ضمیر منفصل مبنی در محل رفع مبتدا.
معانی: ما.

نَرزُقُكَ
ریشه: ر ز ق.
گرامر: فعل مضارع مرفوع، متکلم مع الغیر، از فعل «رَزَقَ، يَرزُقُ»؛ «كَ» ضمیر پیوسته در محل نصب مفعول‌به است.
معانی: به تو روزی می‌دهیم، تو را بهره‌مند می‌کنیم، معاش تو را فراهم می‌کنیم.


وَالعاقِبَةُ لِلتَّقوىٰ

و فرجام نیک از آنِ پرهیزگاری است.

وَ
ریشه: ندارد، حرف عطف است.
گرامر: حرف عطف یا استیناف.
معانی: و، اما، نیز.

العاقِبَةُ
ریشه: ع ق ب.
گرامر: اسم مرفوع با ضمه، مبتدا.
معانی: فرجام، پایان، سرانجام، نتیجهٔ نهایی و نیک.

لِلتَّقوىٰ
ریشه: و ق ي.
گرامر: «لِ» حرف جر و «التقوىٰ» اسم مجرور؛ جار و مجرور خبرِ «العاقبة» است. «التقوىٰ» مصدرِ مؤنث از ریشهٔ «وقى» است.
معانی: برای پرهیزگاری، از آنِ تقوا، ویژهٔ پرهیزکاران.

Nach oben scrollen