064-006-108-تغابن

« Back to Glossary Index
زیرا وقتی پیغمبران ایشان، با آن مطالب مستدل و روشن نزد ایشان آمدند با تعجب گفتند، چگونه بشری مانند ما میخواهد ما را هدایت نماید و روی همین موضوع به کفران پرداختند و به راهنمائی های الله پشت کردند و الله نیز نیازی به آنان نداشت و الله بی نیازیست که صفاتِ عالیش در خلقت مشهود است (6)
ذٰلِكَ بِأَنَّهُ كانَت تَأتيهِم رُسُلُهُم بِالبَيِّناتِ فَقالوا أَبَشَرٌ يَهدونَنا فَكَفَروا وَتَوَلَّوا ۚ وَاستَغنَى اللَّهُ ۚ وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَميدٌ

این بدان سبب است که پیامبرانشان با دلایل روشن نزد آنان می‌آمدند، پس گفتند: آیا بشری ما را هدایت می‌کند؟ پس کفر ورزیدند و روی گرداندند، و خداوند بی‌نیاز است، و خداوند بی‌نیازِ ستوده است.


ذٰلِكَ بِأَنَّهُ كانَت تَأتيهِم رُسُلُهُم بِالبَيِّناتِ

این به سبب آن است که پیامبرانشان با دلایل روشن نزد آنان می‌آمدند.
شرح واژه‌ها:
ذٰلِكَ: اسم اشارهٔ دور، مبتدا، به معنای «آن / این (امر)».
بِـ: حرف جر، برای بیان سبب.
أَنَّهُ: أَنَّ حرف مشبه بالفعل + ضمیر «ـه» اسم أَنَّ، به معنای «این‌که او».
كانَت: فعل ماضی ناقص، مؤنث مفرد، دلالت بر استمرار در گذشته.
تَأتيهِم: فعل مضارع، مؤنث، «می‌آمدند به سوی آنان»، «هم» ضمیر مفعول‌به.
رُسُلُهُم: فاعلِ «تَأتي»، جمع «رسول»، مضاف و «هم» مضاف‌الیه.
بِالبَيِّناتِ: باء حرف جر، «البَيِّنات» جمع «بَيِّنَة»، به معنای نشانه‌ها و دلایل روشن.


فَقالوا أَبَشَرٌ يَهدونَنا

پس گفتند: آیا بشری ما را هدایت می‌کند؟
شرح واژه‌ها:
فَـ: حرف عطف، دلالت بر ترتیب و نتیجه.
قالوا: فعل ماضی، جمع مذکر غایب، «گفتند».
أَ: همزهٔ استفهام، برای پرسش انکاری.
بَشَرٌ: اسم نکره، فاعل در جملهٔ استفهامی، به معنای «انسان».
يَهدونَنا: فعل مضارع، جمع مذکر، «هدایت می‌کنند ما را»، «نا» ضمیر مفعول‌به.


فَكَفَروا وَتَوَلَّوا

پس کفر ورزیدند و روی گرداندند.
شرح واژه‌ها:
فَـ: حرف عطف، بیان نتیجه.
كَفَروا: فعل ماضی، جمع، از ریشه «ک‌ف‌ر»، به معنای انکار و ناسپاسی.
وَ: حرف عطف.
تَوَلَّوا: فعل ماضی، جمع، از ریشه «و‌ل‌ی»، به معنای پشت کردن و اعراض نمودن.


وَاستَغنَى اللَّهُ

و خداوند بی‌نیاز شد.
شرح واژه‌ها:
وَ: حرف عطف.
استَغنَى: فعل ماضی، باب استفعال، از ریشه «غ‌ن‌ی»، به معنای بی‌نیاز بودن.
اللَّهُ: اسم جلاله، فاعل.


وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَميدٌ

و خداوند بی‌نیاز و ستوده است.
شرح واژه‌ها:
وَ: حرف عطف.
اللَّهُ: مبتدا.
غَنِيٌّ: خبر اول، صفت مشبهه، به معنای بی‌نیاز مطلق.
حَميدٌ: خبر دوم، صفت مشبهه، به معنای بسیار ستوده و شایستهٔ ستایش.

Nach oben scrollen