060-001-109-ممتحنة

« Back to Glossary Index
ای کسانی که ایمان آورده اید دشمن من و دشمن خودتان را ولی خود نگیرید (ولی معنی های مختلف دارد و در اینجا به معنای دوست مورد اعتماد است) آیا با ایشان رابطه دوستی برقرار میکنید با اینکه آنان کفران تربیت حقی را کرده اند که از جانب الله برای شما آمد؟ آنان پیام آور الله و شما را برای اینکه به پروردگارتان الله، ایمان آورده اید میخواستند اخراج بلد کنند و حال که شما از شهر خود خارج شده اید تا در راه من جهاد کنید و رضای مرا بجوئید آیا سزاوار است که بسوی ایشان در پنهان طرح دوستی افکنید؟ و حال آنکه من هم بدانچه پنهان داشته اید داناتر از خود شما هستم و هم بدانچه آشکار کرده اید و هر کس از شما چنان کند از راه راست منحرف شده است. (۱)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي ۚ تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنْتُمْ ۚ وَمَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دشمن من و دشمن خودتان را دوست و تکیه‌گاه نگیرید؛ به آنان اظهار محبت می‌کنید، در حالی که آنان به آنچه از حق برای شما آمده کافر شده‌اند، پیامبر و شما را بیرون می‌کنند فقط به این دلیل که به خدا، پروردگارتان، ایمان آورده‌اید. اگر برای جهاد در راه من و طلب خشنودی من بیرون آمده‌اید، چرا پنهانی به آنان محبت می‌ورزید؟ و من به آنچه پنهان کرده‌اید و آنچه آشکار ساخته‌اید آگاهم. و هر کس از شما چنین کند، به‌راستی از راه راست گمراه شده است.


يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید
شرح واژه‌ها:

  • يا: حرف ندا، برای خطاب.
  • أيّ: منادی، برای توجه دادن؛ مبنی.
  • ها: حرف تنبیه، برای تأکید.
  • الذين: اسم موصول جمع مذکر.
  • آمنوا: فعل ماضی جمع؛ ریشه أ م ن؛ به معنای ایمان آوردند، باور کردند.

لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ

دشمن من و دشمن خودتان را دوست و سرپرست نگیرید
شرح واژه‌ها:

  • لا: حرف نهی.
  • تتخذوا: فعل مضارع مجزوم؛ ریشه أ خ ذ؛ به معنای گرفتن، برگزیدن.
  • عدوّي: عدوّ + یای متکلم؛ دشمن من؛ ریشه ع د و.
  • و: حرف عطف.
  • عدوّكم: دشمن شما؛ کاف خطاب + میم جمع.
  • أولياء: جمع ولیّ؛ ریشه و ل ي؛ به معنای دوست، سرپرست، تکیه‌گاه.

تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ

به آنان اظهار محبت می‌کنید
شرح واژه‌ها:

  • تلقون: فعل مضارع؛ ریشه ل ق ي؛ انداختن، القا کردن.
  • إليهم: حرف جر + ضمیر جمع؛ به سوی آنان.
  • بالمودّة: باء سببیت + مودّت؛ ریشه و د د؛ محبت قلبی.

وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ

در حالی که آنان به آنچه از حق برای شما آمده کافر شده‌اند
شرح واژه‌ها:

  • و: حرف عطف یا حال.
  • قد: حرف تحقیق.
  • كفروا: فعل ماضی جمع؛ ریشه ك ف ر؛ انکار کردند.
  • بما: باء + اسم موصول؛ به آنچه.
  • جاءكم: فعل ماضی + ضمیر؛ ریشه ج ي أ؛ آمد.
  • من الحق: حرف جر + اسم؛ حق، حقیقت ثابت.

يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ

پیامبر و شما را بیرون می‌کنند
شرح واژه‌ها:

  • يخرجون: فعل مضارع؛ ریشه خ ر ج؛ بیرون کردن.
  • الرسول: اسم؛ فرستاده؛ ریشه ر س ل.
  • و: حرف عطف.
  • إيّاكم: ضمیر منفصل مفعولی؛ شما را.

أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ

به سبب اینکه به خدا، پروردگارتان، ایمان آورده‌اید
شرح واژه‌ها:

  • أن: حرف مصدریه.
  • تؤمنوا: فعل مضارع منصوب؛ ریشه أ م ن.
  • بالله: حرف جر + اسم جلاله.
  • ربّكم: ربّ + ضمیر؛ پروردگار شما؛ ریشه ر ب ب.

إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي

اگر برای جهاد در راه من و طلب خشنودی من بیرون آمده‌اید
شرح واژه‌ها:

  • إن: حرف شرط.
  • كنتم: فعل ناقص ماضی؛ ریشه ك و ن.
  • خرجتم: فعل ماضی؛ ریشه خ ر ج.
  • جهادًا: مصدر؛ ریشه ج ه د؛ تلاش همراه با سختی.
  • في سبيلي: حرف جر + سبیل؛ راه من؛ ریشه س ب ل.
  • وابتغاء: مصدر؛ ریشه ب غ ي؛ طلب کردن.
  • مرضاتي: رضا + یای متکلم؛ خشنودی من؛ ریشه ر ض و.

تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ

پنهانی به آنان محبت می‌کنید
شرح واژه‌ها:

  • تسرّون: فعل مضارع؛ ریشه س ر ر؛ پنهان کردن.
  • إليهم: به سوی آنان.
  • بالمودّة: با محبت.

وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنْتُمْ

و من به آنچه پنهان کرده‌اید و آنچه آشکار ساخته‌اید دانا هستم
شرح واژه‌ها:

  • وأنا: واو حال + ضمیر متکلم.
  • أعلم: فعل مضارع؛ ریشه ع ل م؛ دانستن.
  • بما: به آنچه.
  • أخفيتم: فعل ماضی؛ ریشه خ ف ي؛ پنهان کردید.
  • وما أعلنتم: و آنچه آشکار کردید؛ ریشه ع ل ن.

وَمَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ

و هر کس از شما آن را انجام دهد، قطعاً از راه راست گمراه شده است
شرح واژه‌ها:

  • ومن: حرف عطف + اسم شرط.
  • يفعله: فعل مضارع مجزوم + ضمیر؛ ریشه ف ع ل.
  • منكم: از میان شما.
  • فقد: فاء نتیجه + قد.
  • ضلّ: فعل ماضی؛ ریشه ض ل ل؛ گمراه شد.
  • سواء: وسط، راست.
  • السبيل: راه؛ ریشه س ب ل.
Nach oben scrollen