059-022-096-حشر

« Back to Glossary Index
آری نازل کننده مطالب قرآن الله میباشد که جز او صاحب اختیاری در جهان نیست و او به هر پنهان و آشکاری داناست و او هم رحمان است و هم رحيم (رحمان یعنی کسی که اختیار استفاده از طبيعت ها را بدست بشر نهاده و رحیم یعنی بخشش های استثنائی و معجزه آسایی نیز بعمل کنندگان بدستوراتش میرساند) (۲۲)

هوَ اللَّهُ الَّذي لا إِلٰهَ إِلّا هُوَ ۖ عالِمُ الغَيبِ وَالشَّهادَةِ ۖ هُوَ الرَّحمٰنُ الرَّحيمُ

اوست خدا؛ آن‌که معبودی جز او نیست؛ دانای غیب و شهود؛ او رحمان و رحیم است.


جملهٔ اول: هوَ اللَّهُ

  • ترجمهٔ فارسی: اوست خدا.
  • نقش گرامری:
    • هوَ: ضمیر غائب مفرد مذکر، فاعل سرّی (ضمیر منفصل یا ضمیر متصل به فعل محذوف „کَانَ“ در جمله خبرِ مبتدأ).
    • اللَّهُ: مبتدأ معرفه با الِ تعریف، اسم خداوند؛ حالت رفع به‌صورت علامت نصب/رفع ظاهر در نوشتار (نهایتاً خواه لقب باشد).
  • ریشه و معانی واژه‌ها:
    • هوَ (ه، و، ا): ضمیر سوم شخص مفرد؛ به معنی «او».
    • اللَّهُ (اله + ال): از ریشهٔ أ-ل-ه مربوط به عبادت و معبود؛ «خدا» (معبود یکتا).

جملهٔ دوم: الَّذي لا إِلٰهَ إِلّا هُوَ

  • ترجمهٔ فارسی: آن‌که معبودی جز او نیست.
  • نقش گرامری:
    • الَّذي: اسم موصول مذکور برای اشاره به «آن‌که» یا «کسی که»، موصوف و در این ساختار در مقام نعت یا توضیح.
    • لا: حرف نفی عام (لا نفی و لا إِثبات برای جملات اسمیه است) که با «إِلٰهَ» جملهٔ نفی می‌سازد.
    • إِلٰهَ: اسم (مفعول‌به یا خبر/مرفوع در ساختار خاص) به معنی «معبود».
    • إِلّا: أداة استثنا یا در اینجا حرف استثنا در ساختار «لا … إِلّا» که استثناءکننده است.
    • هُوَ: ضمیر تأکیدی سوم شخص مفرد مذکر؛ در اینجا مستثنی.
  • ریشه و معانی واژه‌ها:
    • الَّذي (ذ-و-ی): از ضمیر موصول برای انسان یا غیر انسان؛ «آنکه، کسی که، آنچه».
    • لا (ل-ا): حرف نفی؛ «نه، هیچ».
    • إِلٰهَ (ا-ل-ه): «معبود، معبود مورد پرستش».
    • إِلّا (ا-ل-ا): «جز، مگر».
    • هُوَ: «او».

توضیح صرفی/نحوی اضافی: عبارت «لا إِلٰهَ إِلّا هُوَ» ساختار تثبیت توحید است: «هیچ معبودی نیست مگر او». در نحو عربی، «لا» نافی و «إِلّا» مستثنی‌ساز است که «هُوَ» را به‌عنوان مستثنا برمی‌گزیند.


جملهٔ سوم: عالِمُ الغَيبِ وَالشَّهادَةِ

  • ترجمهٔ فارسی: دانای غیب و شهود.
  • نقش گرامری:
    • عالِمُ: خبر (یا خبر همراه برای موصول) در حال مفرد و منصب/مرفوع به‌صورت فاعل اسمیه؛ اسم فاعل از ریشه «علم»، مرفوع.
    • الغَيبِ: مضاف‌الیه (مجرور) یا مضاف‌الیه معنوی که مشخص می‌کند دانایی دربارهٔ چه چیزی است؛ «غیب» به صورت معرفه با ال.
    • وَ: حرف عطف؛ «و».
    • الشَّهادَةِ: مضاف‌الیه دوم یا مضاف‌الیه معطوف بر الغیب؛ «شهادت/آنچه ظاهر و قابل مشاهده است».
  • ریشه و معانی واژه‌ها:
    • عالِمُ (ع-ل-م): اسم فاعل از «عَلِمَ»، به معنی «دانای، عالم».
    • الغَيبِ (غ-ي-ب): «غیب» به معنای آنچه پنهان، نامرئی یا آگاه‌نشده است؛ اسرار نهان.
    • الشَّهادَةِ (ش-ه-د): از «شَهَادَة/شاهد»؛ به معنی «حضور، شهادت، امور آشکار یا مشهود». در این آیه به معنی «آنچه آشکار و قابل رؤیت است» یا «شهود».

نکتهٔ نحوی: «عالِمُ الغَيبِ وَالشَّهادَةِ» ترکیب مضاف و مضاف‌الیه است؛ هر دو «غیب» و «شهادة» به‌صورت مجرور آمده‌اند و معرفت او را نسبت به هر دو می‌رسانند.


جملهٔ چهارم: هُوَ الرَّحمٰنُ الرَّحيمُ

  • ترجمهٔ فارسی: اوست رحمان و رحیم.
  • نقش گرامری:
    • هُوَ: ضمیر اشاره/فاعل (مبتدأ یا ضمیر مستتر دربارهٔ اسم)؛ تکرار برای تأکید و وصل جمله.
    • الرَّحمٰنُ: صفت تفضیلی/اسم منسوب به رحمت؛ اسم مبالغه یا اسمِ نسبت از ریشهٔ ر-ح-م که به معنی «بسیار مهربان/پررحمت».
    • الرَّحيمُ: صفت یا اسم نسبت دیگر از همان ریشه به معنی «بسیار مهربان/رحمت‌کنندهٔ پایدار».
  • ریشه و معانی واژه‌ها:
    • ر-ح-م: ریشه مربوط به رحمت و دلسوزی.
    • الرَّحمٰنُ: از باب فعلان (یا مشتق صفتی) به معنی «خداوندی که رحمت گسترده و فراگیر دارد»؛ در تعبیرات قرآنی «رحمان» رحمتِ عام و فراگیر را نشان می‌دهد.
    • الرَّحيمُ: از باب فعیل/صیغهٔ نسبت که دلالت بر رحمت پایدارتری دارد؛ در ترکیب با رحمان، تعبیر به رحمت هم گسترده و هم ویژه می‌شود.
Nach oben scrollen