059-017-096-حشر

« Back to Glossary Index
ولی عاقبت جای هر دوی آنان چه فریب خور و چه فریب دهنده در آتش دوزخ است که در آن همیشه خواهند ماند و این مجازات هر نوع ستمکاریست (هم فریب خورندگان ستمکارند و نفع ظاهری خود را بر نفع جامعه ترجیح میدهند و هم فریب دهند گان) (۱۷)

فَكانَ عاقِبَتَهُما أَنَّهُما فِي النّارِ خالِدَيْنِ فِيها ۚ وَذٰلِكَ جَزاءُ الظّالِمِينَ.

پس سرانجامِ آن دو این شد که هر دو در آتش‌اند، در حالی که جاودانه در آن می‌مانند، و این است کیفرِ ستمکاران.


١) فَكانَ عاقِبَتَهُما

ترجمه: پس پایان کارِ آن دو چنین شد…

نقش گرامری و ریشه و معنا:

  • فَ: حرف عطف/استیناف، «پس / بنابراین».
  • كانَ: فعل ماضی ناقص، ریشه: ك و ن، معنا: «بود / شد».
  • عاقِبَةُ: اسم مؤنث مفرد مرفوع (اسم كانَ)، ریشه: ع ق ب، معنا: «عاقبت، سرانجام، نتیجه».
  • هُما: ضمیر متّصل، جمع تثنیه (آن دو)، در این‌جا مضافٌ‌الیهِ عاقِبَةُ، معنا: «آن دو».

٢) أَنَّهُما فِي النّارِ

ترجمه: که آن دو در آتش‌اند،

نقش گرامری و ریشه و معنا:

  • أَنَّ: حرف مشبّه بالفعل، برای تأکید و نصب اسم و رفع خبر، معنا: «که».
  • هُما: ضمیر متّصل، اسم أَنَّ، معنا: «آن دو».
  • فِي: حرف جر، معنا: «در».
  • النّارِ: اسم مجرور، ریشه: ن و ر (در اصل با نور هم‌ریشه دانسته می‌شود)، معنا: «آتش»؛ با «ال» معرفه شده است.

٣) خالِدَيْنِ فِيها

ترجمه: در حالی که جاودانه در آن (آتش) می‌مانند.

نقش گرامری و ریشه و معنا:

  • خالِدَيْنِ: اسم فاعل مثنّی مذکّر منصوب (حال برای «هُما»)، ریشه: خ ل د، معنا: «جاودانه، ماندگار».
  • فِي: حرف جر، معنا: «در».
  • ها: ضمیر متّصل، اسم مجرور به «فِي»، مرجعش «النّار»، معنا: «در آن».

٤) وَذٰلِكَ جَزاءُ الظّالِمِينَ

ترجمه: و این است کیفرِ ستمکاران.

نقش گرامری و ریشه و معنا:

  • وَ: حرف عطف، معنا: «و».
  • ذٰلِكَ: اسم اشاره مفرد مذکّر دور، مبتدا، معنا: «آن / این است (آن چیزی که گفته شد)».
  • جَزاءُ: خبر مرفوع برای «ذٰلِكَ»، ریشه: ج ز ي، معنا: «جزا، پاداش، کیفر».
  • الظّالِمِينَ: اسم جمع مذکّر سالم مجرور به اضافه (مضافٌ‌الیهِ جزاء)، ریشه: ظ ل م، معنا: «ستمکاران، ظالمان».
Nach oben scrollen