059-016-096-حشر

« Back to Glossary Index
و اینکه این دورویان دیگر یهودیانِ کفران کننده دین اسلام را تحریک میکنند، به مانند هر شیطنت کاری میباشند که برای انسان میگوید، راه کفران و تجاوز را پیش گیرد و من تو را در پیشامدها کمکها میکنم، پس وقتی آن انسان به کفران افتاد و گرفتار شد، محرکش خود را کنار میکشد و میگوید من از تو بیزارم، زیرا از الله که پروردگار جهانیان است میترسم (اینگونه تحریک کنندگان شیطانی در تمام جوامع آزاد و غیر تربیت شده بسیارند که وقتی ساده دلان هوس خواه را به فسادهای اجتماعی کشاندند در خطرها خود را کنار می کشند و ساده دلان فریب خورده را در مجازات میگذارند و در میان مخالفان اسلام نیز از این شیطنت کاران بسیار بودند) (16)

كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ

«[حال منافقان] مانند حالِ شیطان است؛ آن‌گاه که به انسان گفت: کافر شو! و وقتی کافر شد، گفت: من از تو بیزارم، من از خدا، پروردگار جهانیان، می‌ترسم.»


  1. كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ

ترجمه: «همچون [حالتِ] شیطان / مانند شیطان»

نقش و ریشه و معنی واژه‌ها:

  • كَـ: حرف تشبیه، معنی: «مثلِ، مانندِ»
  • مَثَلِ: اسم مجرور، مفرد، مضاف؛ ریشه: م-ث-ل؛ معنی: «مانند، مَثَل، شبیه»
  • الشَّيْطَانِ: اسم مجرور با «كـ»، مفرد، معرّف به «ال»؛ ریشه: ش-ي-ط-ن؛ معنی: «شیطان، موجود سرکش و گمراه‌کننده»

  1. إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ

ترجمه: «آنگاه که به انسان گفت: کافر شو!»

  • إِذْ: ظرف زمان، معمولا مضاف‌الیه جمله بعد؛ معنی: «هنگامی که»
  • قَالَ: فعل ماضی، مفرد، غایب (او گفت)؛ ریشه: ق-و-ل؛ معنی: «گفت»
  • لِلْإِنْسَانِ: لِـ حرف جر + الإِنْسَانِ اسم مجرور؛ ریشه: أ-ن-س؛ معنی: «به انسان، برای انسان»
  • اكْفُرْ: فعل امر، مخاطب مفرد مذکّر؛ ریشه: ك-ف-ر؛ معنی: «کافر شو، انکار کن»

  1. فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ

ترجمه: «پس چون کافر شد، [شیطان] گفت»

  • فَـ: حرف عطف یا تفریع، معنی: «پس، آنگاه»
  • لَمَّا: ابزار شرط زمانی؛ معنی: «چون، هنگامی که»
  • كَفَرَ: فعل ماضی، مفرد، غایب؛ ریشه: ك-ف-ر؛ معنی: «کافر شد، انکار کرد، ناسپاسی کرد»
  • قَالَ: فعل ماضی، مفرد، غایب؛ ریشه: ق-و-ل؛ معنی: «گفت»

  1. إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ

ترجمه: «بی‌گمان من از تو بیزارم.»

  • إِنَّ: حرف توکید و نصب؛ معنی: «به‌راستی، همانا»
  • ي: ضمیر متصل در محل اسمِ «إِنَّ»، متکلم وحده؛ معنی: «من»
  • إِنِّي: ترکیب «إِنَّ + ي»، یعنی «همانا من»
  • بَرِيءٌ: خبر «إِنَّ»، اسم مرفوع؛ ریشه: ب-ر-أ؛ معنی: «بیزار، برکنار، بری، پاک از»
  • مِنْكَ: مِنْ حرف جر + كَ ضمیر مخاطب مفرد مذکر مجرور؛ معنی: «از تو»

  1. إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ

ترجمه: «من از خدا، پروردگار جهانیان، می‌ترسم.»

  • إِنَّ: حرف توکید و نصب؛ معنی: «همانا، بی‌گمان»
  • ي: ضمیر متصل، اسم «إِنَّ»؛ معنی: «من»
  • إِنِّي: «همانا من»
  • أَخَافُ: فعل مضارع مرفوع، متکلم وحده؛ ریشه: خ-و-ف؛ معنی: «می‌ترسم»
  • اللَّهَ: مفعولٌ‌به برای «أَخَافُ»، منصوب؛ ریشه: (ا-ل-ه)؛ معنی: «خدا»
  • رَبَّ: بدل یا صفت برای «اللَّهَ»، منصوب؛ ریشه: ر-ب-ب؛ معنی: «پروردگار، صاحب تربیت و تدبیر»
  • الْعَالَمِينَ: مضاف‌الیه برای «رَبَّ»، جمع (جمع مذکّر سالم)؛ ریشه: ع-ل-م؛ معنی: «جهانیان، همه عالَم‌ها و موجودات»
Nach oben scrollen