059-014-096-حشر

« Back to Glossary Index
نه یهودیان مسلمان نمای دورو و نه یهودیان دیگرِ مخالف اسلام با یکدیگر به طور متحد با شما جنگ نمی کنند، مگر در مکانهای حصاردار و محفوظ از حمله دیگران، و یا از پشت دیوارها، آنان میان خود سخت در جنگند و اگر تو ایشان را با هم تصور میکنی دلهای ایشان از هم جداست و این از آنروست که نمی خواهند تعقل کنند (مسلمانان امروز را به مانند یهودیان زمان پیغمبر اسلام می بینیم که در اثر سلیقه های مختلف مذهبی و حس دنیا خواهی و غرورهائی که دارند همه با یکدیگر مخالف، و در نتیجه همه اسیر قدرتهائی هستند که میتوانند تمامی ایشانرا بفریبند، و حال آنکه یک جامعه تعقل کننده افرادش غرض ها و منیت های خصوصی را کنار میگذارند و خود را در اختیار ِبرتر از خود که می بینند، برای آنان بهتر میتواند کار کند، میگذارند) (14)

«لَا يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرًى مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَرَاءِ جُدُرٍ ۚ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ ۚ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ ۚ ذٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ»

«آنها هرگز همگی با شما نمی‌جنگند مگر در روستاهای محکم و دژگونه یا از پشت دیوارها. نیروی (ستم و دشمنیِ) آنان میان خودشان شدید است. آنها را یکپارچه می‌پنداری، در حالی که دل‌هایشان پراکنده است. این به‌خاطر آن است که آنان مردمی هستند که خرد به کار نمی‌گیرند.»

────────────────────

۱) لَا يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرًى مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَرَاءِ جُدُرٍ

ترجمه: «آنها هرگز همگی با شما نمی‌جنگند مگر در روستاهای محکم (دژها) یا از پشت دیوارها.»

تحلیل واژگان (ریشه، نقش، معنا):

  • لَا: حرف نفی؛ «نه، هرگز».
  • يُقَاتِلُونَكُمْ: فعل مضارع مرفوع، جمع مذکّر غایب + ضمیر مفعولی «کم»؛ ریشه «ق-ت-ل» (قاتل، یقاتل)؛ معنا: «با شما می‌جنگند / پیکار می‌کنند».
  • جَمِيعًا: حال منصوب؛ از ریشه «ج-م-ع»؛ معنا: «همگی، یکجا».
  • إِلَّا: أداة استثناء؛ «مگر، جز».
  • فِي: حرف جر؛ «در».
  • قُرًى: اسم مجرور (به فی)، جمع «قَرْیَة»؛ ریشه «ق-ر-ی»؛ معنا: «روستاها، آبادی‌ها؛ در این‌جا: دژها / آبادی‌های مستحکم».
  • مُحَصَّنَةٍ: صفت مجرور برای «قُرًى»، مونث مفرد (مطابق لفظ مفرد قریة)؛ ریشه «ح-ص-ن» (تحصین)؛ معنا: «محکم، استوار، دژبندی‌شده، محفوظ».
  • أَوْ: حرف عطف؛ «یا».
  • مِنْ: حرف جر؛ «از».
  • وَرَاءِ: اسم مجرور به «من»، مضاف؛ ریشه «و-ر-ء»؛ معنا: «پشت، پشتِ سر».
  • جُدُرٍ: اسم مجرور (مضافٌ‌إلیه)، جمع «جِدار»؛ ریشه «ج-د-ر»؛ معنا: «دیوارها».

خلاصه نحوی در یک خط: لَا يُقَاتِلُونَكُمْ (فعل و فاعل مستتر «هم» + ضمیر مفعولی «کم») جَمِيعًا (حال) إِلَّا (استثناء) فِي قُرًى مُحَصَّنَةٍ (جار و مجرور + صفت) أَوْ مِنْ وَرَاءِ جُدُرٍ (جار و مجرور + مضافٌ‌إلیه).

────────────────────

۲) بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ

ترجمه: «سختیِ نیروی (جنگی و دشمنیِ) آنان در میان خودشان شدید است.»

توضیح معنایی: مقصود این است که نیروی خشونت و درگیری آنها وقتی با همدیگر درگیر می‌شوند، بسیار سخت و شدید است؛ یعنی با هم اختلاف‌ها و دشمنی‌های تندی دارند.

تحلیل واژگان:

  • بَأْسُهُمْ: مبتدا مرفوع + ضمیر مضافٌ‌إلیه؛ ریشه «ب-أ-س»؛ «بأس» یعنی «نیرو، شدّت، قهر، جنگ‌آوری، سختی در جنگ»؛ «هم» = «آنها».
  • بَيْنَهُمْ: ظرف مکان (جار و مجرور)؛ «بین» ریشه «ب-ی-ن»؛ معنا: «میان، بین» + «هم» ضمیر مضافٌ‌إلیه؛ یعنی «در میان خودشان».
  • شَدِيدٌ: خبر مرفوع؛ ریشه «ش-د-د»؛ معنا: «شدید، سخت، نیرومند».

خلاصه نحوی در یک خط: بَأْسُهُمْ (مبتدا + مضافٌ‌إلیه) بَيْنَهُمْ (جار و مجرور، متعلق به محذوف یا به خبر) شَدِيدٌ (خبر).

────────────────────

۳) تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ

ترجمه: «آنها را یکپارچه می‌پنداری، در حالی که دل‌هایشان پراکنده است.»

تحلیل واژگان:

  • تَحْسَبُهُمْ: فعل مضارع مرفوع، فاعل مستتر (مخاطب: تو) + ضمیر مفعولی «هم»؛ ریشه «ح-س-ب»؛ معنا: «می‌پنداری، گمان می‌کنی».
  • جَمِيعًا: مفعولٌ‌به ثانی یا حال (از مفعول)، منصوب؛ ریشه «ج-م-ع»؛ معنا: «همگی، یکپارچه».
  • وَ: حرف عطف؛ «و».
  • قُلُوبُهُمْ: مبتدا مرفوع + ضمیر مضافٌ‌إلیه؛ ریشه «ق-ل-ب»؛ «دل‌ها، قلب‌های آنان».
  • شَتَّىٰ: خبر مرفوع (به صورت اسم مبنی در محل رفع)؛ ریشه «ش-ت-ت»؛ معنا: «پراکنده، مختلف، گوناگون، متفرق».

خلاصه نحوی در یک خط: تَحْسَبُهُمْ (فعل + مفعول) جَمِيعًا (حال یا مفعول دوم) وَقُلُوبُهُمْ (مبتدا + مضافٌ‌إلیه) شَتَّىٰ (خبر).

────────────────────

۴) ذٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ

ترجمه: «این به‌سبب آن است که آنان مردمی هستند که خرد به کار نمی‌گیرند.»

تحلیل واژگان:

  • ذٰلِكَ: اسم اشاره، مبتدا؛ معنا: «این / آن (امر)».
  • بِأَنَّهُمْ: «بِـ» حرف جر سببی + «أنَّ» حرف مشبه بالفعل + «هم» ضمیر اسم «أنَّ»؛ معنا: «به سبب اینکه آنها…».
  • قَوْمٌ: خبر «أنَّ» مرفوع؛ ریشه «ق-و-م»؛ معنا: «قوم، گروه، مردم».
  • لَا: حرف نفی.
  • يَعْقِلُونَ: فعل مضارع مرفوع، جمع مذکّر غایب؛ ریشه «ع-ق-ل»؛ معنا: «عقل به کار می‌برند، می‌اندیشند، می‌فهمند».

خلاصه نحوی در یک خط: ذٰلِكَ (مبتدا) بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ (جار و مجرور متعلق به خبر محذوف؛ «بسبب بِأَنَّهُمْ قوماً لا يعقلون»؛ «أن» و اسمش و خبرش یک جمله تعلیلی).

Nach oben scrollen