057-029-106-حديد

« Back to Glossary Index
و اینکار را نسبت به مؤمنان حقیقی از آنرو میکنیم که آنانکه خود را به دروغ اهل کتاب آسمانی میدانند، در آن زمان بفهمند بر چیزی از فضل الله توانائی ندارند و فضل الله فقط بدستِ خود الله است که به هر کس خودش بخواهد آنرا میبخشد و الله صاحب آن فضل بزرگ است (اشاره به اینکه رستگاری فقط بوسیله اجرای دستورات الله و از روی متن کتاب الله است و دینداران دروغی که معتقدند پیشوایان و رهبران مذهبی شفیع و پارتی گناهکاران میشوند درست نیست و جز اجرای راهنمائیهای الله چیزی شفیع کسی نمی شود) (۲۹)

لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَيْءٍ مِّن فَضْلِ اللَّهِ ۙ وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ

تا اهل کتاب بدانند که بر هیچ چیز از فضل خدا توانایی ندارند، و اینکه فضل به دست خداست؛ آن را به هر که بخواهد می‌بخشد، و خدا صاحب فضل بزرگ است.


لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ

تا اهل کتاب بدانند
شرح واژه‌ها:

  • لِئَلَّا: لِـ (حرف تعلیل، برای بیان هدف) + أَلَّا (أنْ + لا)؛ به معنای «تا اینکه … نه / تا اینکه … بدانند».
  • يَعْلَمَ: فعل مضارع منصوب به «أن» مقدر، ریشه: ع ل م، باب فَعِلَ، به معنای «بداند».
  • أَهْلُ: اسم، ریشه: أ هـ ل، مرفوع، فاعل فعل «يعلم».
  • الْكِتَابِ: اسم، ریشه: ك ت ب، مضاف‌الیه مجرور، مراد اهل تورات و انجیل.

أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَيْءٍ مِّن فَضْلِ اللَّهِ

که بر هیچ چیز از فضل خدا توانایی ندارند
شرح واژه‌ها:

  • أَلَّا: أنْ + لا، برای نفی توانایی.
  • يَقْدِرُونَ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ق د ر، باب فَعَلَ، به معنای «توانستن، قدرت داشتن».
  • عَلَىٰ: حرف جر، به معنای «بر».
  • شَيْءٍ: اسم نکره، ریشه: ش ي ء، مجرور، به معنای «هیچ چیز».
  • مِّن: حرف جر، برای تبعیض.
  • فَضْلِ: اسم، ریشه: ف ض ل، مجرور، به معنای «بخشش، عطا».
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مضاف‌الیه مجرور.

وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ

و اینکه فضل به دست خداست
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • أَنَّ: حرف مشبه بالفعل، برای تأکید.
  • الْفَضْلَ: اسم «أنّ»، منصوب، ریشه: ف ض ل.
  • بِيَدِ: باء حرف جر + يَد، ریشه: ي د ي، به معنای «در اختیار، به دست».
  • اللَّهِ: مضاف‌الیه مجرور.

يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ

آن را به هر که بخواهد می‌بخشد
شرح واژه‌ها:

  • يُؤْتِيهِ: فعل مضارع، ریشه: أ ت ي، باب إفعال، به معنای «می‌دهد»، «ـه» ضمیر مفعولی و بازگشت به «الفضل».
  • مَن: اسم موصول، به معنای «هر که».
  • يَشَاءُ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ش ي ء، به معنای «بخواهد».

وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ

و خدا صاحب فضل بزرگ است
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • اللَّهُ: مبتدا مرفوع.
  • ذُو: اسم، به معنای «دارندهٔ»، از اسماء خمسه، مرفوع.
  • الْفَضْلِ: مضاف‌الیه مجرور.
  • الْعَظِيمِ: صفت، ریشه: ع ظ م، به معنای «بزرگ، عظیم».
Nach oben scrollen